به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم، صنایع نوردی و پاییندستی، شبکه گسترده پیمانکاران و تأمینکنندگان و بخشی از صادرات و فعالیتهای خدماتی استان با استمرار تولید در این صنعت ارتباط دارد. از این منظر، مسئله اصلی امروز فولاد خوزستان کمبود جلسه یا حتی شناخت مشکلات نیست؛ بسیاری از مشکلات شناخته شدهاند. آنچه بیش از همه ضرورت دارد، شکلگیری ارادهای واحد در سطح مدیریت استان برای صیانت از ظرفیت تولید فولاد خوزستان و تبدیل این اراده به تصمیمهای هماهنگ و قابل پیگیری است.
مهمترین آزمون چنین رویکردی در مسئله انرژی دیده میشود. محدودیت برق یا گاز را نمیتوان صرفاً از منظر تراز شبکه بررسی کرد، زیرا تصمیمی که در یک دستگاه برای مدیریت مصرف گرفته میشود، ممکن است در سوی دیگر به کاهش تولید، صادرات، درآمد، اشتغال و فعالیت صنایع وابسته منجر شود. بنابراین انتظار از مدیریت استان این نیست که جای شرکت برق یا گاز تصمیم بگیرد، بلکه باید آثار اقتصادی تصمیمهای بخشی را وارد فرآیند تصمیمگیری کند. سهم انرژی صنایع بزرگ، زمانبندی محدودیتها، نحوه توزیع بار کمبود و برنامه نیمه دوم سال باید پیش از رسیدن به نقطه بحران و با حضور دستگاههای اقتصادی و زیرساختی استان تعیین شود. در استانی با ساختار صنعتی خوزستان، سیاست انرژی نمیتواند مستقل از سیاست تولید باشد.
همین منطق باید درباره سایر مسائل فولاد نیز حاکم شود. تأمین مالی، مواد اولیه، حملونقل، زیرساخت، سرمایهگذاری و حتی مناسبات میان واحدهای فولادی، اجزای جداگانه یک مسئله نیستند. خوزستان امروز مجموعه قابل توجهی از ظرفیتهای فولادی در مراحل مختلف تولید در اختیار دارد و هنر سیاستگذاری این است که این ظرفیتها تا حد امکان مکمل یکدیگر شوند. به جای آنکه هر شرکت ناچار باشد مشکلات خود را جداگانه تا تهران پیگیری کند، مدیریت استان میتواند مسائل مشترک را تجمیع کند، برای آنها در سطح ملی مطالبه مشخص داشته باشد و همزمان زمینه همکاری بیشتر واحدها و تکمیل حلقههای زنجیره در داخل استان را فراهم کند. این همان نقطهای است که نقش دولت محلی از «پیگیری مشکلات بنگاهها» به راهبری توسعه صنعتی استان تغییر میکند.
موضوع در نهایت به یک انتخاب در سیاستگذاری اقتصادی خوزستان بازمیگردد. اگر فولاد امروز یکی از پایههای تولید، اشتغال و معیشت استان است، باید متناسب با همین وزن نیز در نظام تصمیمگیری استان جایگاه داشته باشد. برق، گاز، بانک، صمت، دستگاههای زیرساختی و مجموعه استانداری نمیتوانند هرکدام با منطق سازمانی خود تصمیم بگیرند و انتظار داشته باشند حاصل جمع این تصمیمها الزاماً به حفظ تولید منجر شود. خوزستان به یک اراده صنعتی واحد نیاز دارد؛ ارادهای که حفظ تولید فولاد را یک مطالبه مقطعی در روزهای کمبود انرژی نداند، بلکه آن را بخشی از سیاست توسعه استان تعریف کند. تفاوت میان استانی که صرفاً میزبان صنایع بزرگ است و استانی که از صنعت خود برای توسعه استفاده میکند، دقیقاً از همینجا آغاز میشود.