۱۹:۴۴

۱۴۰۵/۰۶/۰۴

سایت آماده خبری

۱۹:۴۴

۱۴۰۵/۰۶/۰۴

پایگاه خبری آوای پورسینا

ترامپ استعداد ویژه‌ای در بی‌کفایتی دارد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به نقل از گاردین، اکنون دوران افول اقتدار دونالد ترامپ فرا رسیده است. رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا که قانون را تحقیر می‌کند و کنگره‌ای مطیع نیز زمینه قانون‌شکنی‌های او را فراهم کرده، از قدرتی حتی فراتر از آنچه قانون اساسی اجازه می‌دهد برخوردار است.

با وجود چنین مزیت‌هایی، برای آنکه ترامپ پس از گذشت بیش از دو سال از دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش تا این اندازه ناکام و ناتوان به نظر برسد، باید استعداد ویژه‌ای در بی‌کفایتی داشت. تاریخ، جنگ علیه ایران را نقطه عطفی در سرنوشت دولت کنونی آمریکا و زخمی سنگین بر اعتبار و حیثیت ملی این کشور ثبت خواهد کرد.

ترامپ پس از عملیات جسورانه نظامی برای ربودن نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا، دچار غرور و اعتمادبه‌نفس بیش از حد شد و تصور کرد که پیروزی سریع و مشابهی نیز در خاورمیانه در دسترس است. قرار بود حکومت تهران سرنگون شود و منابع هیدروکربنی ایران نیز پس از آن در اختیار بهره‌برداری آمریکا قرار گیرد. اما ۶ ماه بعد، ایران در ازای صلح از واشنگتن امتیازات مالی می‌خواهد؛ از جمله غرامت جنگی و حق دریافت عوارض از تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز.

جنگ پایان نیافته، بلکه تنها به مرحله‌ای سرد تبدیل شده است. ترامپ مدعی است اقتصاد شکننده ایران به مرز فروپاشی نزدیک شده و تهدید می‌کند با تحریم‌های موسوم به «روز دی» آن را از لبه پرتگاه عبور دهد. استفاده از استعاره حمله آبی‌ـ‌خاکی جنگ جهانی دوم قرار است دور تازه‌ای از فشارهای مالی را به موفقیت برساند؛ همان فشاری که تحریم‌ها و تحریم‌های اقتصادی قبلی نتوانسته‌اند ایجاد کنند.

در مقابل، مصرف‌کنندگان آمریکایی که از پیامدهای تورمی جنگ ناراضی‌اند و درباره هدف واقعی آن سردرگم هستند، می‌توانند نارضایتی خود را در انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر نشان دهند.

محاسبه تهران این است که تحمل مردم آمریکا در برابر فشار اقتصادی آن‌قدر پایین است که ترامپ در نهایت مجبور خواهد شد نخستین کسی باشد که عقب‌نشینی می‌کند. این فرض چندان غیرمنطقی نیست؛ زیرا نیاز به اعلام تحقق مأموریت برای مخاطبان داخلی، حتی اگر شرایط از هر معیار عینی به معنای شکست باشد، بیش از راهبرد بلندمدت بر اقدامات یک رئیس‌جمهوری بی‌صبر تأثیر می‌گذارد.

اگر تحریم‌ها شکست بخورند، تنها گزینه باقی‌مانده عقب‌نشینی دیپلماتیک خواهد بود. پنتاگون حتی اگر ترامپ دستور دهد، نمی‌تواند دوباره به گزینه جنگ تمام‌عیار بازگردد، زیرا عملیات خشم حماسی بخش بزرگی از ذخایر مهمات آمریکا را مصرف کرده است.

اینجاست که نابرابری میان هزینه و توانایی دو طرف اهمیت پیدا می‌کند. ایران می‌تواند با پهپادهایی که کمتر از ۵۰ هزار دلار هزینه ساخت دارند و از پرتابگرهای متحرک و دشوار برای هدف‌گیری شلیک می‌شوند استفاده کند. در مقابل، موشک‌های رهگیر پاتریوت که از نیروهای آمریکایی و متحدان آنها در منطقه محافظت می‌کنند، هر کدام ۴ تا ۵ میلیون دلار قیمت دارند.

گفته می‌شود تاکنون بیش از ۱۵۰۰ فروند پاتریوت در این جنگ شلیک شده و موجودی آمریکا به کمتر از ۸۳۰ فروند رسیده است. این کاهش ذخایر پیامدهایی جهانی دارد؛ به‌ویژه برای اوکراین که به پیشرفته‌ترین رهگیرهای آمریکایی برای حفاظت از غیرنظامیان در برابر پیچیده‌ترین موشک‌های بالستیک روسیه نیاز دارد.

متحدان آمریکا تنها در اروپا احساس سوختن و زیان نکرده‌اند. کشورهای عربی خلیج فارس که در جنگی ناخواسته در خط مقدم پاسخ ایران قرار گرفتند، انتظار چتر حمایتی قابل‌اعتمادتری از واشنگتن داشتند. آنها احساس می‌کنند پس از دهه‌ها همکاری، میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا و ایفای نقش به‌عنوان نماینده منافع آمریکا در منطقه، پاداش مناسبی دریافت نکرده‌اند.

هفته گذشته ترامپ ناگهان یک رزمایش مشترک با کره جنوبی، یکی از وفادارترین شرکای آسیایی آمریکا، را متوقف کرد. توضیح منطقی، که سئول نیز آن را ترجیح می‌دهد، این بود که نیروهای آمریکایی به دلیل درگیری در خاورمیانه بیش از حد تحت فشار قرار گرفته‌اند. اما ترامپ آن را اقدامی دوستانه در قبال کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، توصیف کرد و حکومت او را غیرتهدیدکننده و محترمانه دانست.

این رفتار دوستانه از کانادا دریغ می‌شود. ترامپ همسایه شمالی آمریکا را مفت‌خور اقتصادی می‌خواند و حتی آن را کشوری واقعی نمی‌داند؛ بلکه سرزمینی اشتباه‌نام‌گذاری‌شده می‌داند که باید پنجاه‌ویکمین ایالت آمریکا شود.

طبیعی است که چنین رویکردی روابط را تیره کند. مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، هفته گذشته مذاکرات تجاری را به دلیل خواسته‌های غیرمنطقی و لحظه آخری مذاکره‌کنندگان آمریکایی ترک کرد. ترامپ نیز در واکنش، تعرفه‌های تنبیهی وضع کرد و کانادا وعده داده است به صورت «دلار در برابر دلار» تلافی کند.

اقتصاد کوچک‌تر کانادا احتمالاً آسیب بیشتری از جنگ تجاری خواهد دید. اما کارنی باید هزینه کاهش تجارت را با آسیب سیاسی ناشی از تسلیم شدن در برابر زورگویی ترامپ مقایسه می‌کرد. او می‌داند ترامپ امتیاز دادن را دعوتی برای طرح خواسته‌های بیشتر تلقی می‌کند. او همچنین می‌داند که انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر احتمالاً کنترل مجلس نمایندگان را به دموکرات‌ها خواهد سپرد و شاید سنا نیز به همین سمت برود.

ترامپ احتمالاً در برابر نتایج ناخوشایند انتخابات سر تعظیم فرود نخواهد آورد؛ بلکه ترجیح می‌دهد اعتبار آنها را انکار کند. اما شواهد غیرقابل‌انکار شکست در صندوق‌های رأی شاید دست‌کم برخی جمهوری‌خواهان را از اطاعت کورکورانه از فرمانده‌ای خارج کند که شیوه حکمرانی‌اش حزب آنها را نامحبوب‌تر و کشورشان را منزوی‌تر کرده است.

حتی اگر سازوکارهای قانون اساسی که قرار است ترامپ را مهار کنند تنها تا حدی احیا شوند، طلسم مصونیت از مجازات شکسته خواهد شد. کیش شخصیت که زمانی ترامپ را همچون نیرویی مهارنشدنی از طبیعت جلوه می‌داد، اکنون به فرقه‌ای چاپلوس و کوچک تبدیل شده است. دولتی که خود را یک انقلاب ملی معرفی می‌کرد، اکنون بیشتر شبیه یک حکومت الیگارشیک و غارتگر به نظر می‌رسد که از امتیازات قدرت برای چپاول هر آنچه می‌تواند، پیش از آنکه زمان به پایان برسد، استفاده می‌کند.

ترامپ هنوز در سراسر آمریکا پیروانی دارد و هسته‌ای سخت از هواداران، وفاداری تزلزل‌ناپذیری به او دارند. اما حتی برخی از آنها نیز احتمالاً می‌توانند فرسایش هدف و بوی هراس را در مردی احساس کنند که مهماتش رو به پایان است.

حکومت ترامپ هنوز به پایان نرسیده است. او با در دست داشتن اهرم‌های قدرت آمریکا همچنان می‌تواند خسارت زیادی وارد کند. اما جهان دیگر آموخته است که نوسانات او را بخواند، واکنش‌های ناگهانی‌اش را پیش‌بینی کند و مسیر خود را در اطراف او تنظیم کند.

دوران تعظیم در برابر ترامپ گذشته است. اکنون زمان آن رسیده که جهان برای آنچه پس از او خواهد آمد برنامه‌ریزی کند.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو