۱۰:۰۴

۱۴۰۵/۰۷/۰۸

سایت آماده خبری

۱۰:۰۴

۱۴۰۵/۰۷/۰۸

پایگاه خبری آوای پورسینا

تجمعات خیابانی در آستانه تغییرات غیرقابل پیش‌بینی/ روزنامه اصولگرا: بعضی تریبون‌داران گویی تصمیم گرفته‌اند این سرمایه را خرج تسویه‌حساب‌های سیاسی کنند

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

 آخرین این موارد مربوط به حکم زندان حمید رسایی است که طرفداران جبهه پایداری به نفع رسایی و علیه قالیباف شعار سر دادند. البته در طی این چند ماه  از این قبیل اتفاقات کم ندیده‌ایم، کار حتی به جایی رسیده که این گروه مورد انتقاد کیهان شریعتمداری قرار گرفته‌اند.

در همین باره روزنامه خراسان (نزدیک به قالیباف) با انتقاد از حزب شریان، مجموعه رسانه‌ای مصاف و برخی چهره‌های جبهه پایداری خواستار پاسخگو شدن این جریان‌ها درباره نقش خود در تجمعات شبانه شد. در ادامه این روزنامه، یکی از عوامل کاهش حضور مردم در این رویداد را نفوذ تندروها دانست و از تریبون داشتن این جماعت در تجمعات انتقاد کرد. در پایان هم خراسان اینگونه برگزاری تجمعات را در حالی که دشمن پشت مرزها کمین کرده به نفع کشور و نظام ندانست و به نوعی سیگنال جمع کردن آن را صادر کرد.

در ادامه متن روزنامه خراسان را می‌خوانید: 

در چهل روز نخست جنگ، خیابان صحنه اتفاقی کم‌سابقه بود. مردمی با سلیقه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت، کنار یکدیگر و زیر پرچم جمهوری اسلامی برای ایران ایستادند. قدرت آن تجمعات در همین تنوع بود. کسی برای حضور در خیابان به اختلافات سیاسی فکر نمی‎کرد و همه برای ایران و رهبر شهید آمدند. همین تصویر بود که محاسبات براندازان و دشمنان ایران را برهم زد.

حالا بعضی تریبون‌داران گویی تصمیم گرفته‌اند این سرمایه را خرج تسویه‌حساب‌های سیاسی کنند. تجمعی که قرار بود محل گردآمدن مردم حول ایران و رهبرشهید انقلاب باشد، در برخی نقاط به صحنه شعار علیه مسئولان و برچسب‌زنی به آنان تبدیل شده است. وقتی برای تجمع عنوان «علیه کودتاگران» انتخاب می‌شود و واژه «خائن» بی‌محابا از تریبون به گوش می‌رسد، نباید انتظار داشت همان جمع متنوع روزهای نخست، همچنان در خیابان بماند.

کودتا واژه‌ای نیست که بتوان آن را برای داغ‌کردن فضا به کار برد و از کنار معنایش گذشت. گویندگان این شعار باید روشن کنند چه کسی را به چه اقدامی متهم می‌کنند. اگر اتهامشان متوجه مسئولان کشور است، با یک ادعای سنگین روبه‌رو هستیم که دامنه‌اش به نهادهای مسئول امنیت و قانون نیز کشیده می‌شود. اگر هم مقصود مشخصی ندارند، چرا چنین اتهامی را به شعار خیابانی تبدیل کرده‌اند؟ تریبون عمومی جای بازی با کلماتی نیست که اعتماد مردم به ساختار کشور را هدف می‌گیرد.

کاهش شمار شرکت‌کنندگان در برخی تجمعات را نمی‌شود صرفاً به یک عامل ربط داد، اما نمی‌توان اثر این فضای تند را هم نادیده گرفت. کسی که با عشق به ایران به خیابان آمده، ممکن است نخواهد نام و حضورش پای شعار علیه یک مسئول یا یک جریان سیاسی نوشته شود. بیرون‌راندن چنین فردی از خیابان، از دست دادن همان ظرفیتی است که تجمع را قدرتمند کرده بود.

تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر پر شور و متنوع کردن تجمعات خیابانی،  باید برای متولیان و صاحبان تریبون تکلیف را روشن کرده باشد. دعوت به حضور همه مردم، زمانی اثر دارد که تریبون تجمع نیز برای همه آنان جا داشته باشد. نمی‌توان از طیف‌های مختلف خواست دوباره به خیابان بیایند، اما زبان تجمع را چنان به ادبیات یک جناح گره زد که دیگران برای ایستادن در آن جمع، ناچار باشند شعارهایی را تحمل کنند که قبول ندارند.

بازگرداندن مردمی که کمی فاصله گرفته‌اند، با این شعارها و این فضای رادیکال امکان ندارد. تبدیل تجمع شبانه به میدان محاکمه سیاسی، کوچک‌کردن یک حرکت ملی به اندازه یک جناح است. کسانی که امروز از پشت تریبون برای همه تعیین تکلیف می‌کنند، باید پاسخ دهند چرا خیابانی را که مردم با سلیقه‌های گوناگون پر کرده بودند، به فضایی بدل می‌کنند که بخشی از همان مردم دیگر خود را در آن نمی‌بینند.

سرمایه اجتماعی نظام زمانی آسیب می‌بیند که صدایی که از تریبون ها شنیده می‌شود فقط موضع یک طیف باشد. مسئله این است که عده‌ای می‌خواهند حضور همه را پشتوانه شعارهای خود جا بزنند.

این نقد متوجه یک جریان مبهم و بی‌نام نیست. حزب شریان، مجموعه رسانه‌ای مصاف و برخی چهره‌های جبهه پایداری از جمله جریان‌هایی‌اند که باید درباره نقش خود در سیاسی‌شدن تریبون‌های تجمعات پاسخ بدهند. چرا تجمعی که با حضور مردم دارای سلیقه‌های مختلف شکل گرفت، باید با شعارها و مواضع یک طیف سیاسی شناخته شود؟ این جریان‌ها حق دارند دیدگاه خود را بیان کنند، اما حق ندارند جمعیتی متنوع را پشتوانه مواضع جناحی خود معرفی کنند یا با تکرار کلیدواژه «مردم مبعوث»، آن را به نام خود مصادره کنند. مردم مبعوث، آن ۹۰ میلیون ایرانی‌اند که در چهل روز جنگ، با همه تفاوت‌های فکری و اجتماعی‌شان حماسه‌ای کم‌نظیر خلق کردند؛ نه تریبون‌داران رادیکال یک طیف سیاسی.

کسانی که حاصل تربیون‌هایشان در خیابان، دافعه بیشتر و کاهش شمار شرکت‌کنندگان در برخی تجمعات بوده، نمی‌توانند خود را سخنگوی تمام آن مردم بدانند. محور این تجمعات باید همان نقاط اشتراکی باشد که مردم را با همه تفاوت‌هایشان کنار هم نگه داشت: اصل نظام، رهبری، استقلال کشور و تمامیت ارضی ایران.    اختلاف‌نظرهای موجه  درباره مسائل اجتماعی و سیاسی، هرقدر هم برای بخشی از جامعه مهم باشند، موضوع تریبونی نیستند که قرار است محل حضور همه باشد. برای بحث درباره آن‌ها مجال دیگری هست؛ کشاندن‎شان به این تجمعات، دایره همراهی را تنگ می‌کند. وقتی رهبرمعظم انقلاب تأکید کرده‌اند که همه اقدامات باید «پیوست انسجام» داشته باشد، صاحبان این تریبون‌ها نیز باید پیامد شعارهای خود را با همین معیار بسنجند. نمی‌شود از انسجام سخن گفت و در همان حال، اختلاف‌هایی را به مرکز تجمع آورد که مردم برای کنار گذاشتن موقت‎شان و دفاع از ایران در خیابان جمع شده‌اند.

دشمن پشت در خانه ایران، چشم به شکاف‌های درون آن دوخته است. در چنین وضعی، تریبونی که به جای گردآوردن مردم، اختلاف‌ها را تیزتر کند، به سود امنیت و آینده کشور عمل نمی‌کند. با این همه، برخی فعالان سیاسی چنان در رقابت بر سر قدرت غرق شده‌اند که گویی این خطر را نمی‌بینند. فاصله نگاه آنان با افقی که رهبر انقلاب در پیام اخیر خود ترسیم کردند، از همین‌جا پیداست: ایشان از انسجام، بازگشت مردم به میدان و آینده ایران سخن می‌گویند؛ اینان هنوز خیابان را فرصتی برای حذف رقیب می‌بینند. کسی که در این شرایط نتواند میان منفعت جناحی و مصلحت ایران فرق بگذارد، صلاحیت سخن‌گفتن به نام آن جمع متنوع را ندارد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو