انتشار گزارشهایی درباره آغاز خروج نیروهای آمریکایی از اربیل و احتمال کاهش حضور نظامی واشنگتن در کویت، بار دیگر بحثها درباره آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا را افزایش داده است.
به نمشته وبگاه الخنادق، در نگاه نخست، این تحولات میتواند نشانهای از کاهش نقش نظامی آمریکا در منطقه تلقی شود، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد آنچه در حال وقوع است، دستکم در شرایط کنونی، بیشتر به یک بازآرایی گسترده نیروها و تجهیزات نظامی شباهت دارد تا یک عقبنشینی راهبردی کامل.
این تغییرات در شرایطی رخ میدهد که رویارویی اخیر میان آمریکا و ایران، آسیبپذیری پایگاههای نظامی واشنگتن در منطقه را بیش از گذشته آشکار کرد. حملات گسترده به برخی پایگاهها و تأسیسات آمریکایی نشان داد که الگوی سنتی استقرار نیروهای آمریکا در پایگاههای بزرگ و ثابت، در برابر جنگهای نوین و حملات ترکیبی موشکی و پهپادی با چالشهای جدی مواجه شده است.
هرچند واشنگتن تاکنون از پایان حضور نظامی خود در منطقه سخن نگفته است، اما شواهد نشان میدهد پنتاگون در حال بازنگری در نحوه استقرار نیروها، سامانههای دفاعی و تجهیزات راهبردی خود است؛ تغییری که هدف اصلی آن کاهش آسیبپذیری و افزایش انعطافپذیری عملیاتی نیروهای آمریکایی عنوان میشود.
خروج تدریجی از برخی پایگاههای عراق
الخنادق در ادامه نوشت که در عراق، روند کاهش حضور نظامی آمریکا پیش از تحولات اخیر نیز در چارچوب توافق میان بغداد و واشنگتن برای پایان دادن به مأموریت ائتلاف بینالمللی آغاز شده بود. بر اساس این برنامه، مأموریت ائتلاف قرار است تا پایان سپتامبر ۲۰۲۶ پایان یابد.
در همین چارچوب، نیروهای آمریکایی اقدام به خارج کردن بخشی از نیروها و تجهیزات سنگین خود از اربیل کردهاند. همچنین گزارشها از برچیدن برخی سامانههای دفاع هوایی مستقر در اطراف فرودگاه اربیل و پایگاه حریر، از جمله سامانههای پاتریوت و تجهیزات اطلاعاتی و نظارتی، حکایت دارد.
با این حال، همزمانی این اقدامات با تحولات امنیتی پس از درگیری اخیر با ایران، این پرسش را مطرح کرده است که آیا خروج از برخی پایگاههای عراق صرفاً اجرای یک برنامه از پیش تعیینشده است یا بخشی از یک تغییر گستردهتر در راهبرد نظامی آمریکا در منطقه.
کویت؛ نقطه حساس در نقشه جدید آمریکا
در کنار عراق، احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در کویت نیز توجهها را به خود جلب کرده است. گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد پنتاگون در حال بررسی کاهش شمار نیروهای خود در این کشور است؛ موضوعی که البته پیش از آغاز جنگ اخیر با ایران نیز در محافل نظامی آمریکا مطرح بود، اما حملات گسترده به پایگاهها و تأسیسات آمریکایی در منطقه، اهمیت آن را افزایش داده است.
در جریان درگیریهای اخیر، برخی پایگاهها و مراکز راهبردی آمریکا در منطقه خلیج فارس هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند. همچنین تأسیسات انرژی، آبشیرینکنها، بنادر و زیرساختهای حیاتی نیز از پیامدهای این حملات در امان نماندند.
اگرچه آمریکا اعلام کرد سامانههای دفاع هوایی این کشور توانستهاند بخش قابل توجهی از حملات را رهگیری کنند، اما برخی موشکها و پهپادها به اهداف خود رسیدند و خسارتهای انسانی و مادی برجای گذاشتند. کشته شدن شماری از نظامیان آمریکایی در یکی از حملات، از جمله کشته شدن ۶ نظامی در بندر الشعیبه کویت، به عنوان یکی از مهمترین نشانههای تغییر محیط امنیتی منطقه مطرح شد.
این تحولات به ارتش آمریکا نشان داد که تمرکز تعداد زیادی از نیروها و تجهیزات در پایگاههای بزرگ و ثابت، میتواند در یک درگیری گسترده، به نقطه ضعف تبدیل شود.
تغییر شکل استقرار نیروهای آمریکا
الخنادق در بخش دیگری از گزارش خود نوشت که بر همین اساس، به نظر میرسد واشنگتن به سمت مدل جدیدی از استقرار نظامی حرکت میکند؛ مدلی که در آن تمرکز نیروها در چند پایگاه بزرگ کاهش مییابد و تجهیزات حساس در نقاط مختلف و امنتر توزیع میشوند.
انتقال برخی سامانههای دفاعی، از جمله باتریهای پاتریوت، از مناطق آسیبپذیر به مکانهایی با حفاظت بیشتر، بخشی از همین رویکرد جدید است. در این مدل، آمریکا تلاش میکند با افزایش پراکندگی نیروها و تجهیزات، امکان هدف قرار گرفتن همزمان بخش بزرگی از توان نظامی خود را کاهش دهد.
این تغییر تنها به حفاظت از تجهیزات نظامی محدود نمیشود، بلکه حفاظت از نیروهای انسانی، کارشناسان و فرماندهان آمریکایی را نیز در بر میگیرد؛ افرادی که در صورت افزایش تنشهای منطقهای میتوانند به اهداف مستقیم تبدیل شوند.
آینده حضور آمریکا در غرب آسیا
در مجموع، تحولات اخیر در اربیل و کویت را میتوان بخشی از روند بازتعریف حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا دانست. واشنگتن در حال حاضر نشانهای از خروج کامل و پایان حضور خود در منطقه نشان نداده است، اما تجربه حملات اخیر باعث شده الگوی سنتی استقرار نیروهای این کشور مورد بازنگری جدی قرار گیرد.
به بیان دیگر، آنچه امروز در حال وقوع است، بیش از آنکه خروج راهبردی آمریکا از منطقه باشد، تلاشی برای کاهش آسیبپذیری، پراکندگی نیروها و ایجاد انعطاف بیشتر در عملیات نظامی است.
با این حال، تحولات آینده، بهویژه سطح تنش میان ایران و آمریکا و نحوه واکنش واشنگتن به تهدیدات امنیتی جدید، میتواند مشخص کند که این بازآرایی صرفاً یک تغییر تاکتیکی در شیوه حضور آمریکا خواهد بود یا به تدریج به مقدمهای برای کاهش واقعی نقش نظامی این کشور در غرب آسیا تبدیل خواهد شد.