۱۴:۲۹

۱۴۰۵/۰۶/۲۱

سایت آماده خبری

۱۴:۲۹

۱۴۰۵/۰۶/۲۱

پایگاه خبری آوای پورسینا

گرسنگی به‌عنوان سلاح در محاصره پاریس/ چرا ترامپ نمی تواند تاریخ را تکرار کند؟

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبر فوری، روش محاصره یکی از روش هایی است که دشمن از طریق آن، سعی می کند به پیروزی برسد. اما این روش در طول تاریخ تطورات فراوانی داشته است. امروز ترامپ سعی می کند از طریق روش محاصره، مردم ایران را به جان هم بیندازد اما این روش توسط او ایجاد نشده بلکه محصول یک روند تاریخی است که ریشه در حوادث مختلف دارد. یکی از محاصرات تاریخی که احتمالا ترامپ را به سمت این اقدام خبیثانه هدایت کرده، محاصره پاریس در سال ۱۸۷۰  و ۱۸۷۱ است.

محاصره پاریس؛ تلاش بیسمارک برای شورش مردم

یکی از محاصره‌های مشهور تاریخ که روش محاصره را به عنوان یک استراتژی جنگی، وارد دوره جدیدی کرد، محاصره پاریس در سال ۱۸۷۰ – ۱۸۷۱ است. این محاصره بعد از شکست فرانسه از پروس در سال ۱۸۷۰ به وقوع پیوست.

در تابستان ۱۸۷۰، جنگ فرانسه و پروس با اعلان جنگ توسط ناپلئون سوم، رئیس جمهور وقت فرانسه آغاز شد. بیسمارک، صدراعظم پروس، با هوشمندی سیاسی این جنگ را بهانه‌ای کرد برای اتحاد آلمان و تضعیف فرانسه. به همین دلیل، توانست فرانسه را به شدت شکست دهد. پس از شکست‌های پیاپی فرانسه در سدان و متز، پاریس به‌عنوان آخرین سنگر مقاومت باقی ماند و در ۱۹ سپتامبر ۱۸۷۰ محاصره این شهر آغاز شد؛ محاصره‌ای که ۱۳۷ روز به طول انجامید و نه ‌تنها سقوط فرانسه، بلکه شکل‌گیری کمون پاریس را رقم زد.

آغاز محاصره

در ۱۵ سپتامبر ۱۸۷۰، هلموت فون مولتکه، رئیس ستاد ارتش پروس، دستور محاصره پاریس را صادر کرد. ارتش سوم پروس به فرماندهی ولیعهد فردریک از جنوب و ارتش ساکسونی از شمال به سمت پاریس پیشروی کردند. تا ۱۹ سپتامبر ۱۸۷۰ حلقه محاصره کامل شد. نیروهای محاصره‌کننده حدود ۲۴۰هزار سرباز بودند، در حالی که مدافعان پاریس شامل حدود ۴۰۰هزار نفر از نیروهای فرانسوی از جمله گارد ملی و ملوانان می‌شدند.

استحکامات و تاکتیک‌ها

پاریس با دیوارهای مستحکم و قلعه‌های اطراف محافظت می‌شد. ژنرال لوئی ژول تروشو، از زبده ترین فرماندهان جنگی فرانسه، فرماندهی نیروهای مدافع را بر عهده داشت. با این حال، فرانسوی‌ها با مشکلات عدیده ای مواجه بودند. کشمکش‌های سیاسی و بی‌کفایتی مانع از موفقیت عملیات نظامی فرانسوی‌ها می‌شد. فرانسویان چندین بار برای شکستن محاصره تلاش کردند، اما همه این حملات بی‌نتیجه ماند.

گلوله‌باران پاریس

در ابتدا فرماندهی عالی پروس با گلوله‌باران شهر مخالفت کرد، زیرا معتقد بود این کار غیرنظامیان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و افکار عمومی جهانی را علیه آلمان‌ها تحریک می‌کند. اما بیسمارک سرسختانه بر گلوله‌باران اصرار داشت و در نهایت مولتکه را به پذیرش آن وادار کرد. از ۵ ژانویه ۱۸۷۱، توپخانه آلمانی ۱۲هزار گلوله به سمت پاریس شلیک کرد، اما تلفات انسانی آن کمتر از ۱۰۰ نفر بود.

استراتژی بیسمارک: گرسنگی به‌عنوان سلاح

 بیسمارک بعد از مدتی برای تسلیم پاریس از سلاح جدیدی بهره برد. او صراحتاً اعلام کرد: «جمعیت باید از طریق جنگ رنج بکشد تا برای صلح {اجباری} آماده‌تر شود». این جمله اساس استراتژی او را نشان می‌دهد: استفاده از گرسنگی به‌عنوان ابزاری برای شکستن اراده مقاومت پاریس.

بیسمارک محاصره پاریس را وارد فاز جدیدی کرد. این فاز به معنای قطع کامل ورود غذا به شهر بود. در تمام مدت محاصره، «حتی یک لقمه غذا» اجازه ورود به پاریس را نیافت. بیسمارک حتی با درخواست خروج غیرنظامیان از شهر مخالفت کرد، زیرا معتقد بود غذایی که آن‌ها مصرف می‌کنند، گرسنگی را برای کل جمعیت سریع‌تر خواهد کرد.

بیسمارک بعد از مدتی استراتژی خود را وارد فاز جدیدی کرد. در یکی از جلسات ستاد پروس پیشنهاد شد که مقادیر کمی غذا به‌طور متناوب وارد پاریس شود تا جمعیت، پس از چند روز سیری، گرسنگی را شدیدتر احساس کند. این تاکتیک روانشناختی نشان می‌دهد که بیسمارک و اطرافیانش نه‌فقط به دنبال شکست نظامی، بلکه به دنبال شکستن روحیه مردم بودند.

تله بیسمارک

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که بیسمارک آگاهانه پاریس را به‌عنوان تله‌ای برای ایجاد آشوب در فرانسه به کار گرفت. یک خبرنگار خارجی نقل می‌کند که بیسمارک گفته بود: «می‌دانستم کمونیست‌ها به محض تشکیل دولت خود، به پاریس سرازیر خواهند شد. بنابراین، عمداً درهای شهر را برای ورود چپ‌ها باز نگه داشتم.» اما تنها یک یا دو روز پیش از حملۀ بزرگ نیروهای ورسای به پاریس، درها ناگهان بسته شد.

بیسمارک برای دعوت مردم شهر به شورش روش های دیگری را هم در پیش گرفت که مهم ترین آنها بدین شرح است:

الف. اجتناب از سرکوب مستقیم

کارل مارکس در «جنگ داخلی در فرانسه» اشاره می‌کند که بیسمارک حاضر نشد مستقیماً پاریس را اشغال کند، اما با این کار اجازه داد درگیری داخلی فرانسه شکل بگیرد. او بعدها با آزاد کردن تدریجی اسرای جنگی فرانسوی، به اندازه‌ای که «جنگ داخلی را زنده نگه دارد»، دولت ورسای را در وابستگی کامل به پروس نگه داشت.

ب. استراتژی چندلایه

بیسمارک دو هدف را همزمان دنبال می‌کرد:

۱. شکست نظامی فرانسه از طریق گرسنگی و گلوله‌باران

۲. تضعیف بلندمدت فرانسه از طریق دامن زدن به اختلافات داخلی

اگر پاریس به دلیل گرسنگی شورش می‌کرد، فرانسه از درون تضعیف می‌شد و بیسمارک می‌توانست شرایط صلح سخت‌تری را به دولت فرانسه تحمیل کند. او حتی به دولت فرانسه پیشنهاد کمک برای سرکوب شورش را داد تا بدین طریق، فرانسه را ضعیف تر از همیشه کرده و شورش را دائمی کند.

از محاصره تا کمون پاریس

محاصره پاریس و شرایط اسفبار پس از آن، مستقیماً به شورش کمون پاریس منجر شد. کارگران و نیروهای چپ‌گرا که در طول محاصره توسط دولت برای جنگ با پروس مسلح شده بودند، ناگهان تفنگ‌های خود را به روی دولت فرانسه برگرداندند. در سپیده‌دم ۱۸ مارس ۱۸۷۱، پاریس پس از شش ماه محاصره، گرسنگی و قحطی با فریادهای «زنده باد کمون» از خواب بیدار شد.

دولت ورسای به رهبری آدولف تیر از بیسمارک خواست که پاریس را اشغال کند، اما بیسمارک امتناع کرد. در عوض، او با آزاد کردن اسرای جنگی فرانسوی، به آدولف تیر کمک کرد ارتش خود را برای سرکوب کمون تقویت کند. سرانجام، نیروهای ورسای با پشتوانه ارتش آلمان، در «هفته خونین» (۲۱ تا ۲۸ مه ۱۸۷۱) کمون را به‌شدت سرکوب کردند و نزدیک به ۳۰هزار نفر اعدام شدند.

محاصره بیسمارکی؛ نمونه ای از یک سلاح هشدارآمیز

محاصره پاریس توسط بیسمارک نمونه‌ای کلاسیک از استفاده از «گرسنگی به‌عنوان سلاح» بود. بیسمارک نه‌تنها به دنبال شکست نظامی فرانسه بود، بلکه آگاهانه شرایطی را ایجاد کرد که به شورش داخلی و تضعیف بلندمدت فرانسه منجر شود. او پاریس را به‌عنوان «تله» برای آشوبگران سیاسی به کار گرفت، از سرکوب مستقیم شورش اجتناب کرد تا فرانسه از درون بجنگد.

با این حال، نباید گمان کرد که محاصره بیسمارکی که اتفاقا امروز توسط دونالد ترامپ دنبال می شود، همیشه جواب می دهد. اقدامات زیر به خوبی می تواند سلاح محاصره بیسمارکی را خنثی کند:

الف. انسجام اجتماعی و وحدت سیاسی

ب. تساهل و مدارا با مردم

ج. اجرای ریاضت اقتصادی جهت مدیریت کالاها در دوره محاصره

د. تقویت شعارهای ملی و مذهبی جهت جبران مشکلات معیشتی و مالی پسامحاصره

ه. خروج از حالت انفعال نظامی و حمله به برخی مواضع دشمن جهت تغییر معادله قدرت و تصمیم گیری

و …

به نظر شما چه دلایل دیگری می توانند در این مهم تاثیرگذار باشند؟

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو