۰۰:۴۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۲

سایت آماده خبری

۰۰:۴۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۲

پایگاه خبری آوای پورسینا

مهران مدیری در تله نوستالژی | چرا شصتچی دیگر نمی‌خنداند؟

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری،  «مرد سه‌هزار چهره» آمده تا همان مسیر آشنا را ادامه دهد، اما دو قسمت ابتدایی یک پرسش مهم را پیش کشیده‌اند: آیا فرمولی که در دهه ۸۰ جواب می‌داد، هنوز می‌تواند مخاطب سال ۱۴۰۵ را بخنداند؟

برای قضاوت نهایی هنوز زود است، اما نشانه‌های اولیه چندان امیدوارکننده نیست. مسئله این نیست که سریال ضعیف یا شکست‌خورده است؛ مشکل اصلی اینجاست که در دو قسمت نخست، کمتر چیزی دیده می‌شود که مخاطب را غافلگیر کند یا او را به تماشای ادامه ماجرا مشتاق نگه دارد.

طنزی که در گذشته جا مانده است

«مرد هزار چهره» در سال ۱۳۸۷ و «مرد دوهزار چهره» یک سال بعد ساخته شدند؛ روزگاری که تلویزیون برای بخش بزرگی از مردم یکی از اصلی‌ترین منابع سرگرمی بود. سریال مدیری در نوروز پخش می‌شد، خیابان‌ها خلوت می‌شد و تکرار چندباره آثار نیز همچنان می‌توانست مخاطب را پای تلویزیون بنشاند.

اما جهان رسانه‌ای امروز کاملا متفاوت است. مخاطب در طول روز با انبوهی از ویدئوهای کوتاه، شوخی‌های شبکه‌های اجتماعی، سریال‌های نمایش خانگی و محتوای سرگرمی مواجه است. سرعت مصرف محتوا بالا رفته و تماشاگر خیلی زودتر از گذشته متوجه می‌شود قرار است یک شوخی به کجا برسد.

بیشتر بخوانید:

آیا مسعود شصت‌چی روایتی کنایی از محمود احمدی‌نژاد بود؟

عکس‌هایی از اولین فیلمی که بعد از انقلاب توقیف شد | «سیم خاردار» درباره چه بود؟

پاسخ تند بازیگر زن به یک حاشیه جنجالی | دهان من بوی پیاز نمی‌داد!

ماجرای اتهام جنسی به محسن نامجو چه بود؟ | یک فایل صوتی جنجالی و میراث یک اتهام

مشکل «مرد سه‌هزار چهره» نیز دقیقا همین‌جاست؛ بخش قابل توجهی از شوخی‌ها پیش از آنکه به نقطه اوج برسند، قابل حدس‌اند.

نوستالژی به‌تنهایی کافی نیست

مهران مدیری قطعا یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ کمدی تلویزیونی ایران است و کارنامه‌اش نشان می‌دهد شناخت دقیقی از مخاطب دارد. اما همین سابقه، انتظارها را از بازگشت او بالاتر می‌برد.

بازگرداندن مسعود شصتچی می‌توانست فرصتی باشد برای مواجه کردن این شخصیت با جامعه امروز؛ جامعه‌ای که نسبت به ۱۸ سال قبل تغییرات زیادی کرده است. اما اگر قرار باشد همان تیپ‌ها، همان اغراق‌ها و همان الگوی شوخی دوباره تکرار شوند، نوستالژی خیلی زود جای خود را به حس تکرارشدگی می‌دهد. مخاطب امروز صرفا به دلیل دیدن چهره‌ای آشنا نمی‌خندد. او غافلگیری می‌خواهد.

رقیب فقط تلویزیون نیست

مدیری امروز با تلویزیون دهه ۸۰ رقابت نمی‌کند. رقیب او شبکه‌های اجتماعی و نمایش خانگی و انبوه محتوایی است که هر لحظه در دسترس مخاطب قرار دارد.

یکی از نشانه‌های موفقیت یک کمدی در عصر شبکه‌های اجتماعی، توانایی تولید لحظه‌هایی است که بتوان آنها را از دل سریال جدا کرد؛ یک دیالوگ، یک موقعیت یا یک واکنش که در چند دقیقه در فضای مجازی دست‌به‌دست شود.

«مرد هزار چهره» و «مرد دوهزار چهره» هنوز چنین ظرفیت‌هایی دارند و بخش‌هایی از آنها سال‌ها بعد نیز قابلیت بازنشر پیدا می‌کنند. اما دو قسمت ابتدایی «مرد سه‌هزار چهره» هنوز نتوانسته لحظه‌ای در همین ابعاد خلق کند.

البته وایرال نشدن به‌تنهایی نشانه شکست نیست، اما برای یک کمدی، ناتوانی در خلق لحظات مستقل و ماندگار می‌تواند نشانه‌ای از کمبود خلاقیت باشد.

چرا «پایتخت» ماندگار شد؟

ایسنا هم در این باره نوشته است؛ نمونه «پایتخت» در اینجا قابل توجه است. این مجموعه نیز با شخصیت‌هایی ثابت و آشنا ادامه پیدا کرد، اما هر فصل تلاش کرد موقعیت‌های تازه‌ای بسازد و جهان شخصیت‌هایش را متناسب با زمانه تغییر دهد.

درس «پایتخت» همین است: ماندن در کنار شخصیت‌های قدیمی الزاما به معنای تکرار گذشته نیست.

مدیری هم می‌توانست مسعود شصتچی را به سال ۱۴۰۵ بیاورد، اما نه برای بازسازی دهه ۸۰؛ بلکه برای نشان دادن اینکه یک شخصیت متعلق به آن دوران، امروز با چه جهانی مواجه می‌شود.

مشکل فقط سانسور نیست

البته تلویزیون محدودیت‌های خودش را دارد. ممیزی، خطوط قرمز و محدودیت‌های تولید، دست نویسنده و کارگردان را نسبت به بسیاری از تولیدات شبکه نمایش خانگی بسته‌تر می‌کند. اما این محدودیت‌ها برای مدیری تازه نیستند.

او «مرد هزار چهره» و «مرد دوهزار چهره» را نیز در همین ساختار ساخت و توانست با همان محدودیت‌ها آثار ماندگاری خلق کند. بنابراین نمی‌توان تمام فاصله میان آثار قدیمی و جدید را به سانسور نسبت داد.

بخش مهمی از ماجرا به تغییر فضای جامعه، تغییر ذائقه مخاطب و البته تغییر تیم‌های نویسندگی و بازیگری بازمی‌گردد. کمدی محصول یک نفر نیست. نویسنده، بازیگر و کارگردان باید کنار هم زبانی مشترک بسازند؛ چیزی که در آثار موفق گذشته مدیری به‌وضوح دیده می‌شد.

آقای مدیری، تکرار نکنید!

حتی برخی بازی‌ها نیز بیش از آنکه شخصیت تازه‌ای ارائه کنند، یادآور تیپ‌های آشنای آثار قدیمی مدیری هستند. این مسئله درباره بازیگرانی که مخاطب طی سال‌های گذشته آنها را در برنامه‌ها و آثار متفاوت دیده، بیشتر به چشم می‌آید.

مخاطب امروز دیگر همان تماشاگر سال ۱۳۸۷ نیست. او بازیگران را در قالب‌های مختلف دیده، با انواع کمدی آشنا شده و انتخاب‌های بسیار بیشتری دارد.

«مرد سه‌هزار چهره» هنوز فرصت جبران دارد و دو قسمت برای صدور حکم نهایی کافی نیست. اما اگر مدیری می‌خواهد مسعود شصتچی بار دیگر موفق شود، باید او را از موزه نوستالژی بیرون بیاورد.

مسئله امروز این نیست که چرا «مرد سه‌هزار چهره» مثل «مرد هزار چهره» نیست؛ مسئله این است که چرا این‌قدر تلاش می‌کند شبیه آن باشد؟

مهران مدیری برای موفقیت دوباره، بیش از آنکه به مدیریِ دهه ۸۰ نیاز داشته باشد، به مهران مدیریِ امروز نیاز دارد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو