به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی در سفری به چین با همتای خود دیدار و گفتوگو کرد. در این دیدار وانگ یی وزیر خارجه چین بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد را راه حل بحران کنونی ایران و آمریکا قلمداد کرد.
این گفتوگو پس از آن صورت گرفته که پکن بر ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در منطقه، پیشنهادی چهارمادهای مطرح کرده بود.
شی جینپینگ، رئیسجمهور چین هم در اجلاس کشورهای عضو گروه بریکس در هند، از این بلوک خواست که در مناقشه خاورمیانه نقش میانجی صلح را ایفا کند.
در عین حال بر اساس برنامهریزیهای قبلی رئیس جمهور چین قرار است به زودی در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کند. بسیاری بر این باورند که در این دیدار درباره موضوع ایران نیز گفتوگو خواهد شد.
با توجه به مواضع اخیر چینیها هم این پرسش وجود دارد که آیا پکن در نقش میانجیگر تهران و واشنگتن ظاهر میشود؟
درباره سفر عراقچی به پکن نیز که پیش از عزیمت رئیس جمهور چین به آمریکا انجام شده، اقتصادنیوز با حشمتالله فلاحت پیشه تحلیلگر مسائل بین الملل و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم به گفتوگو نشسته است.
فلاحتپیشه با انتقاد از عملکرد سیاست خارجی کشور، گفت چین برای میانجیگری میان ایران و آمریکا محدودیتهای جدی دارد و در صورت ورود به بحران، بیشتر با آمریکا و کشورهای عرب منطقه هماهنگ خواهد شد.
او با بیان اینکه روابط ایران با چین و روسیه بیش از آنکه راهبردی باشد، یک «سراب راهبردی» بوده است، افزود این کشورها هیچگاه نگاه راهبردی به ایران نداشتهاند و ایران را بیشتر بهعنوان یک «خاکریز» در برابر آمریکا دیدهاند.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
****
* آقای فلاحتپیشه! در دیدار آقای عراقچی با وزیر خارجه چین، درباره مسائل منطقهای گفتوگو شده است. وزیر خارجه چین در این دیدار تاکید کرده که بحران کنونی میان ایران و آمریکا باید از طریق مذاکره و ازسرگیری تفاهمنامه پاکستان حل شود. این دیدار را چگونه ارزیابی میکنید؟
درباره سفر و مأموریت آقای عراقچی در چین باید بگویم که متأسفانه ما با مهمترین مشکل سیاست خارجی ایران یعنی ضعف وزارت خارجه و بهویژه ضعف سیاست خارجی دولت آقای پزشکیان مواجه هستیم. برای نمونه، کل سیاست خارجی دولت، مواضع آقای پزشکیان و تکاپوی دیپلماتیک خود آقای عراقچی و سخنگوی وزارت خارجه، همه اینها تحتالشعاع یکسری کارشناسهای بحرانساز صداوسیماست.
راهحل برونرفت از این بحران، ایجاد یک سازوکار منطقهای است
به هر حال دو مسیر در پیش روی شرایط امروز و جنگ ایران و آمریکا وجود دارد. یکی، مسیری است که آقای کوپر، فرمانده سنتکام، دنبال میکند: یعنی ایجاد هماهنگی اطلاعاتی، امنیتی و نظامی بین کشورهای عرب، آمریکا و اسرائیل و بهدنبال آن، شکلگیری یک ائتلاف ضدایرانی. در سمت دیگر، نشست روز دوشنبه مسقط بود که اگرچه دیرهنگام بود، اما آن هم به هم خورد.
در شرایط کنونی، مسیر تحولات به سوی خواست اسرائیل پیش میرود؛ اسرائیل آرزوی چنین روزی را داشت که برخی کشورهای مسلمان منطقه در مقابل ایران، در واقع با مقامهای نظامی و اطلاعاتی این رژیم جلسه بگذارند و این اتفاق رخ داد. این جلسه درست بعد از بههمخوردن نشست مسقط صورت میگیرد؛ نشستی که به هر حال ایران و عمان – ولو دیرهنگام – قرار شد با کشورهای عرب منطقه درباره تنگه هرمز نشست برگزار کنند.
من پیش از جنگ ۱۲روزه، در جلسهای که تعدادی از استادان دانشگاه به آن دعوت شده بودند، به آقای پزشکیان گفتم راهحل برونرفت از این بحران، ایجاد یک سازوکار منطقهای است؛ چون معتقدم کشورهای منطقه مخالف جنگ هستند و ایران باید برای تقویت دیپلماسی خود با این کشورها همکاری کند.
اما میبینیم در برخی رسانهها، چه رسانههای افراطی در خارج از کشور و چه رسانه ملی، مسیری شکل گرفته که در آن بهراحتی هر بحرانی در منطقه و هر حملهای به کشورهای عربی به ایران نسبت داده میشود.
کارشناس صداوسیما گفت یمن را ما تحریک کردهایم
آخرین نمونه را در موضوع یمن دیدیم. در حالی که خود حوثیها اعلام کردند بابالمندب به روی همه کشتیها، بهجز کشتیهای عربستان، باز است و حتی اسرائیل را هم برای عبور از بابالمندب آزاد گذاشتند، یک کارشناس در صداوسیما گفت یمن را ما تحریک کردهایم و این شرایط را به وجود آوردهایم.
الان هم تصاویری از انفجار یک پهپاد بر فراز مکه منتشر میشود که امیدوارم دستکم کارشناسان صداوسیما این موضوع را هم به گردن ایران نیندازند. نتیجه این وضعیت آن است که شاهد نوعی شکست سیاست منطقهای هستیم و کشورهای عربی، به جای اینکه با ایران در مسیر صلح همکاری کنند، در مسیر جنگ با اسرائیل و آمریکا همکاری میکنند.
سفر عراقچی به چین با هدف میانجیگری چین است
در این فاصله، آقای عراقچی به چین سفر میکند تا تفاهمنامه اسلامآباد را احیا کند. همانطور که میدانید، پاکستان عملاً با همکاری چین به بمب اتم دست پیدا کرد و در سالهای اخیر هم تلاش کرده است در روابط خود میان چین و آمریکا نوعی توازن سیاسی ایجاد کند؛ نقطهای که به نظر من در تفاهمنامه اسلامآباد دیده میشد.
ایران و آمریکا هر دو در شکست تفاهمنامه اسلامآباد نقش داشتند
اما این تفاهمنامه در نهایت شکست خورد و من معتقدم ایران و آمریکا هر دو در این شکست نقش داشتند. در چنین شرایطی، هدف عراقچی این است که در آستانه دیدار شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، با ترامپ، شرایطی ایجاد شود که چینیها بتوانند به نوعی نقش میانجی را ایفا کنند.
با این حال، من معتقدم چینیها در عمل نقش میانجی را بازی نمیکنند، اما حداقل در چارچوب دیپلماسی عمومی، چینیها بیشتر از اینکه در زمین ایران بازی کنند، در زمین آمریکا و کشورهای عرب منطقه بازی خواهند کرد.
اگر چینیها بخواهند میانجیگری کنند قبل از ایران با آمریکا و کشورهای منطقه هماهنگ میشوند
* چرا چنین استدلالی دارید؟
دلیلش این است که مجموع مناسبات آمریکا و چین، در واقع، بیش از ۶۰ برابر مناسبات ایران و چین است. چین همچنین سالانه ۴۸۰ میلیارد دلار با آن بخش از کشورهای عرب منطقه که به دلیل این بحران درگیر هستند، مناسبات اقتصادی دارد؛ ۴۸۰ میلیارد دلار در سال. بنابراین، اگر چینیها حتی بخواهند وارد فضای میانجیگری شوند، قبل از اینکه با ایران هماهنگ کنند، با آمریکا و کشورهای منطقه هماهنگ خواهند شد. چین حاضر نیست به خاطر برنامهها و چالشهای خاورمیانه، راهبرد بلندمدت ۲۰۴۵ خود را کنار بگذارد.
به آمار که برگردیم، مجموعه مناسبات چین با آمریکا و کشورهای عرب، بیش از یک تریلیون دلار است
کورسوی امید از طریق شکل گیری همکاری منطقه ای ایجاد خواهد شد
به همین دلیل معتقدم در شرایط کنونی، مجموعه این شاخصها به سمت شکست مذاکره و دیپلماسی حرکت میکند. اگر کورسویی برای دیپلماسی وجود داشته باشد و حتی اگر کورسویی برای احیای مسیر پاکستان باقی مانده باشد، این کورسو از طریق شکلگیری نوعی همکاری منطقهای ایجاد خواهد شد. نوع رفتاری که ترامپ در پیش گرفته، در واقع نوعی برونسپاری جنگ و مدیریت کلان آن است. برای نمونه، ترامپ تلاش کرد مسئله تسخیر بابالمندب را به عاملی برای کشاندن کشورهای دیگر به جنگ خلیج فارس تبدیل کند.
عربستان میخواهد اروپا در آستانه پاییز و زمستان با چالش انرژی روبرو شود
به همین دلیل میبینیم که عربستان بلافاصله به کشورهای اروپایی اعلام میکند که دیگر نفت به اروپا صادر نمیکند تا اروپا را در آستانه پاییز و زمستان با یک چالش انرژی مواجه کند و هزینه بیشتری برای بحران منطقه بپردازد. همزمان، محدودیت صادرات بمبهای سنگین به اسرائیل نیز برداشته میشود؛ چراکه سیاست حملات اسرائیل به تأسیسات مختلف ایران، به هر حال، بیمحاباتر از آمریکا دنبال میشد و این روند هم ادامه پیدا میکند. بنابراین میخواهم بگویم واقعیت این است که دیپلماسی ایران همیشه بیهنگام عمل کرده است.
احیای دیپلماسی از سوی چین نیازمند شکلگیری یک همگرایی منطقهای است
* لطفا پیشنهادتان درباره همکاری منطقهای را توضیح دهید.
این پیشنهاد هم دچار فرصتسوزی جدی شد. شاید دو ماه قبل از جنگ ۱۲روزه در جلسه آقای پزشکیان با ۲۰ استاد سیاست خارجی چنین پیشنهادی به آقای پزشکیان دادیم. آن موقع، زمان مناسبی بود. بعد از آن، به هر حال جنگ هم شکل گرفت و کشورهای منطقه هم دچار آسیب شدند.
در همان زمان هم به هر حال تفاهم اسلامآباد نقطه اوج شرایطی بود که میتوانست این تفاهم منطقهای شکل بگیرد، اما باز هم کنار رفت و آن چیزی که الان شکل گرفته، این است که متأسفانه عدم برگزاری نشست مسقط درباره تنگه هرمز نشان داد که حداقل در شرایط کنونی، کشورهای منطقه حاضر نیستند در قالب یک همکاری منطقهای هم عمل کنند. اما من همان زمان هم گفتم اگر کورسویی برای دیپلماسی مانده، از مسیر احیای تفاهمنامه، به هر حال همین موضوع چین است.
الان هم ما دیدیم که بعد از همان زمانی که من این صحبت را کردم، آقای عراقچی به آنجا رفت. اگر چین هم بخواهد دیپلماسی را احیا کند، به هر حال نیازمند شکلگیری یک همگرایی منطقهای است؛ یعنی میزهای مختلف وزارت خارجه و دستگاههای مختلف باید با کشورهای عربی سازوکاری را شکل دهند که این فضای تنش تعدیل شود.
اما همه اینها به هر حال، ناشی از یک دیپلماسی دیرهنگام است. یعنی همیشه کشور ما با مشکل دیپلماسی دیرهنگام مواجه میشود، بهویژه اینکه در کشور ایران، ایران یکی از معدود کشورهای دنیاست که هزینهسازی برای منافع ملی، هزینه ندارد.
عملاً کشورهای منطقه در موضوع همکاری یا عدم همکاری منطقهای بیشتر از آنکه از وزارت خارجه ایران پیام دریافت کنند، از رسانه ملی و برخی رسانههای افراطی گرفتند. مثلاً فلان روزنامه افراطی که در طول ۲۰ سال اخیر بارها از بستن تنگه هرمز صحبت کرده، بزرگترین خدمت را به عربستان و امارات و کشورهایی کرد که پیشبینی میکردند یک زمانی ممکن است یک جریان افراطی به این سمت پیش برود. به همین دلیل برای اینکه خود را از تنگه هرمز مستقل کنند، خطوط لولهای را کشیدند تا کارت تنگه هرمز روزبهروز از دست ایران خارج شود.
رسانه ملی و رسانههای افراطی ایران را به تهدید کشورهای عرب تبدیل کردند
الان هم میبینیم که در شرایطی که آقای عراقچی و وزارت خارجه مدام پیام میدهند که ایران به دنبال امنیت منطقهای است و آقای پزشکیان از عدم جنگ با عربستان و دیگران صحبت میکند، هر اتفاقی که میافتد یک عده کارشناس در رسانه ملی آن را به ایران ربط میدهند و برای ایران تهدید ایجاد میکنند.
رسانه ملی و برخی رسانههای افراطی، ایران را به تهدید کشورهای عرب تبدیل کردند و این بزرگترین مشکل آقای عراقچی و سیاست خارجی پزشکیان است.
* آیا میتوانیم بگوییم چین از الان میخواهد نقش جدیدی را ایفا کند؟
چین برای ایفای نقش میانجیگری با محدودیتهای جدی روبهروست. مهمترین محدودیت این است که چین در افق ۲۰۴۵ خود به دنبال ورود به چالشهای منطقهای نیست. به همین دلیل، اگر در شرایط کنونی بخواهد وارد این موضوع شود، از مسیر کشورهای عربی و آمریکا وارد خواهد شد، نه از مسیری که ایران و آقای عراقچی تصور میکنند میتوان ایجاد کرد.
مسئولان ایران تصور میکردند با چین و روسیه یک رابطه راهبردی دارند
*سؤال دیگری که اینجا مطرح میشود این است که ما با وجود امضای قراردادهای مهم با کشورهای دوستمان، مثل چین و روسیه، از جمله قرارداد ۲۵ ساله، در بزنگاههایی مانند جنگ ایران و آمریکا، نقشآفرینی چندانی از سوی آنها ندیدیم. چرا؟
دلیلش این بود که متأسفانه رابطه با چین و روسیه یک سراب رابطه راهبردی بود و مسئولان ایران در یک سراب راهبردی، تصور میکردند با چین و روسیه یک رابطه راهبردی دارند.
* چینیها چه نوع نگاهی به ایران داشتند؟
چین و روسیه هیچوقت به ایران نگاه راهبردی نداشتند. چین و روسیه نگاهشان به ایران، نگاه خاکریزی بوده؛ یعنی به ایران نگاه خاکریز بود. یعنی ایران بهعنوان یک خاکریز، به هر حال دشمن اصلی آنها، یعنی آمریکا، را معطل کند.
چینی ها هرمز را به تایوان فروختند
برای نمونه الان میبینید از زمانی که محاصره دریایی ایران شکل گرفته، عین همین محاصره را کشور چین با ۲۴۰ شناور در اطراف تایوان شکل داده و هیچ اعتراضی هم از طرف آمریکا صورت نگرفت؛ عین همین تنگه هرمز. به عبارتی، چینیها هرمز را به تایوان فروختند و روسیه هم تنها خدمتی که روسیه در سیاست خارجی انجام داده، این است که ایران را فدای جنگ با اوکراین کرد. آینده ثابت خواهد کرد که در سال ۱۴۰۰، احیای برجام فدای جنگ اوکراین شد؛ آینده ثابت خواهد کرد.
* شاهد این بودیم که در ادامه آن عملیات طرد اقتصادی ایران، آمریکا بانک روسی VTB را تحریم کرد که مسیری برای انتقال داراییهای مسدودشده ایران فراهم میکرد. این نوع تحریمها چقدر میتواند سیگنالی به بانک های چین هم باشد؟
کد تحریمی که برای بانک روس خورد، این کد مربوط به تحریمهای ایران است، نه تحریمهای روسیه. مربوط به تحریمهای ایران است.
به آمار که برگردیم، مجموعه مناسبات چین با آمریکا و کشورهای عرب، بیش از یک تریلیون دلار است. چین به هیچوجه مناسبات در واقع نزدیک به یک تریلیون دلاری خودش با آمریکا و کشورهای عرب را فدای مناسبات پرنوسان اقتصادی و چندمیلیارد دلاری با ایران نخواهد کرد.