۱۸:۳۸

۱۴۰۵/۰۶/۲۵

سایت آماده خبری

۱۸:۳۸

۱۴۰۵/۰۶/۲۵

پایگاه خبری آوای پورسینا

قتل دختر ۱۶ ساله تهرانی که می خواست عروس شود/ مادرش هم به قتل رسید

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

پدری که دختر ۱۶ ساله‌اش را به گفته خودش در جریان یک درگیری خانوادگی خفه کرد، جسد او را شبانه به بیابان‌های اطراف قیامدشت برد و رها کرد و بعد برای گم کردن رد جنایت، مفقودی دخترش را به پلیس اعلام کرد؛ آن هم با روایتی که شاید دخترش بار دیگر از خانه فرار کرده یا با فردی رفته باشد.

اما چند ماه بعد، سرباز کلانتری که هنگام رفتن به محل خدمت مقابل یک دستگاه عابر بانک با نوشته‌ای درباره مشاهده جسد در بیابان مواجه شده بود، آن کاغذ را به کلانتری برد و مأموران راهی محل شدند. آنجا نه با یک جسد کامل، بلکه با چند تکه استخوان مواجه شدند؛ استخوان‌هایی که سرانجام راز مرگ دختر ۱۶ ساله را فاش کرد، اما هنوز قاتل پیدا نشده بود.

چند ماه بعد، خانواده مادر دختر نیز اعلام کردند حدود ۲۰ روز است از زن ۴۵ ساله‌ای که با همسرش زندگی می‌کند، خبری ندارند. تلفن زن خاموش یا بی‌پاسخ بود و شوهرش در پاسخ به خانواده می‌گفت: «نیست، رفته بیرون، رفته دکتر…»

اما تناقض‌گویی‌های این مرد، توجه کارآگاهان پایگاه نهم شهرری را جلب کرد.

مرد ۵۷ ساله دستگیر شد و در همان مراحل نخست بازجویی به قتل همسرش اعتراف کرد؛ قتلی فجیع که پس از آن جسد زن در خانه مثله و بقایای آن در بیابان رها شده بود.

اما تحقیقات اداره دهم پلیس آگاهی، پرونده را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

کارآگاهان در ادامه تحقیقات دریافتند مردی که حالا به قتل همسرش اعتراف کرده، همان پدری است که چند ماه قبل مفقودی دختر ۱۶ ساله‌اش را اعلام کرده بود.

پرده از راز نخستین جنایت کنار رفت.

مرد ۵۷ ساله نه فقط همسرش، بلکه دختر ۱۶ ساله خود را نیز به قتل رسانده بود.

او در ابتدا تلاش کرده بود قتل دخترش را به گردن همسرش بیندازد و مدعی شده بود پس از آنکه متوجه شده همسرش دخترشان را کشته، او را به قتل رسانده است؛ اما در ادامه بازجویی‌های تخصصی، سرانجام به قتل دخترش نیز اعتراف کرد.

این شد که از قتل فجیع یک زن، به معمای کشف‌نشده جسد دختر ۱۶ ساله رسیدند.

پرونده از هر جهت تلخ و دردآور است؛ مردی که به گفته خودش در فاصله‌ای چند ماهه، دختر نوجوان و همسر ۴۵ ساله‌اش را به قتل رساند، اجساد آنها را در بیابان رها کرد و برای هر دو جنایت تلاش کرد ردپایی متفاوت برای پلیس باقی بگذارد.

در ادامه، جزئیات این پرونده را از نخستین سرنخ تا اعتراف متهم مرور می‌کنیم.

نخستین سرنخ؛ کاغذی روی عابر بانک

ماجرا به دی‌ماه سال ۱۴۰۳ بازمی‌گردد.

در بیابان‌های حوالی «۴۰ قیز» در محدوده قیامدشت، اتفاقی رخ داد که ماه‌ها بعد سرنخ یک پرونده ۲ قتل را به دست کارآگاهان داد.

صبح یکی از روزها، سربازی از کلانتری هنگام عزیمت به محل خدمت، برای استفاده از دستگاه عابر بانک توقف کرد. مقابل عابر بانک، نوشته‌ای روی کاغذ چسبانده شده بود.

در این نوشته اعلام شده بود که فردی هنگام رفتن به حوالی منطقه، با یک جسد مواجه شده است.سرباز کاغذ را با خود به کلانتری برد و موضوع را به مأموران اطلاع داد.

پس از دریافت این گزارش، یک تیم گشت راهی محل شد.مأموران در بیابان‌های منطقه جست‌وجو کردند و سرانجام با چند تکه استخوان مواجه شدند.بقایای کشف‌شده برای بررسی‌های تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شد.

بررسی‌های اولیه نشان داد بقایای کشف‌شده متعلق به یک دختر کم‌سن‌وسال است و سن او حدوداً زیر ۲۰ سال برآورد شد.

اما سؤال اصلی این بود: این دختر چه کسی است و چگونه سر از بیابان‌های قیامدشت درآورده است؟

جسد بی‌نام، هویت یک دختر ۱۶ ساله

تحقیقات برای شناسایی هویت قربانی آغاز شد.

در بررسی‌های انجام‌شده مشخص شد خانواده‌ای پیش‌تر مفقودی دختری را اعلام کرده‌اند.

نام دختر «سارا علیخانی» بود؛ دختری ۱۶ ساله که سال‌ها با پدرش زندگی می‌کرد.

پدر و مادر سارا چند سال قبل از یکدیگر جدا شده بودند. طبق اطلاعات پرونده، پدر عنوان کرده بود که پس از اختلافات خانوادگی از همسرش جدا شده است.

پس از جدایی، سارا با پدرش زندگی می‌کرد و مادرش نیز در قیامدشت، در چند محله آن‌طرف‌تر، به صورت مجردی زندگی داشت.

سارا تا دوران ابتدایی در مدارس خاص تحصیل کرده بود، اما پس از آن نتوانسته بود تحصیل خود را ادامه دهد.

در سوابق زندگی او نیز چندین مورد فرار از منزل وجود داشت.

همین سابقه بعدها می‌توانست به پوششی برای جنایتی تبدیل شود که پدرش مرتکب شده بود.

دختری که آرزوی ازدواج و مادر شدن داشت

طبق اطلاعات به‌دست‌آمده از پرونده، سارا در حدود ۲ سال پیش از مرگش بارها درباره ازدواج و بچه‌دار شدن با پدرش صحبت کرده بود.

او به پدرش گفته بود: می‌خواهد ازدواج کند و بچه‌دار شود اما پدرش اجازه نمی‌داد ازدواج کند و خواستگارهایش را رد می‌کند.

در یکی از اتفاقات، سارا همراه یک راننده تاکسی سالخورده راهی شمال شد.

او در چالوس توسط مأموران کلانتری پیدا و پدرش برای تحویل گرفتن دخترش به آنجا رفت.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد.آن راننده تاکسی پس از این اتفاق برای ازدواج با سارا به خانواده او مراجعه کرد و از آنها خواست دختر را به او بدهند.

این شرایط، بخشی از وضعیت خانوادگی و زندگی سارا در سال‌های منتهی به مرگ او بود.

شب درگیری؛ روایتی که به قتل دختر ختم شد

در شب حادثه، بار دیگر میان سارا و پدرش درگیری شکل گرفت.

موضوع اصلی اختلاف، بنا بر اظهارات متهم، اصرار سارا برای ازدواج و بچه‌دار شدن بود.

پدر در جریان بازجویی‌ها مدعی شد که دخترش با او درگیر شده و از اینکه اجازه ازدواج و تشکیل زندگی به او نمی‌دهد، عصبانی بوده است.

متهم مدعی شده که در جریان این درگیری، سارا را خفه کرده است.

او همچنین مدعی شده این اتفاق به صورت ناخواسته رخ داده است و دخترش به دلیل جثه نحیف و لاغر، در جریان درگیری جان خود را از دست داده است.

اما بعد از مرگ دختر، پدر تصمیم دیگری گرفت!

او جسد سارا را شبانه از خانه خارج کرد، به بیابان‌های اطراف قیامدشت برد و در آنجا رها کرد.سپس برای آنکه ماجرا را به شکل دیگری نشان دهد، مفقودی دخترش را به پلیس اعلام کرد.

با توجه به سابقه قبلی فرار سارا از منزل، این احتمال وجود داشت که دختر بار دیگر خانه را ترک کرده باشد.

اما چند ماه بعد، چند تکه استخوان در بیابان، حقیقت دیگری را مقابل پلیس قرار داد.

آزمایش DNA، راز را فاش کرد

بقایای استخوان برای بررسی ژنتیکی در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت.نمونه‌های DNA اعضای خانواده نیز برای تطبیق اخذ شد.در بررسی ژنتیکی، عدم تجانس مشاهده نشد و رابطه پدر و فرزندی میان «حیدر علیخانی» و سارا علیخانی تأیید شد.همچنین نمونه‌های مربوط به مادر سارا نیز برای بررسی ژنتیکی مورد آزمایش قرار گرفت.

به این ترتیب هویت دختر مشخص شد.

اما پرونده در کلانتری در همان مرحله متوقف ماند و این جنایت برای مدتی به عنوان یک پرونده کشف‌نشده باقی ماند؛ تا اینکه حدود چند ماه بعد، اتفاق دیگری رخ داد.

این بار نوبت مادر بود

خانواده زن ۴۵ ساله‌ای به پلیس مراجعه کردند و گفتند حدود ۲۰ روز است از او خبری ندارند.زن با همسر ۵۷ ساله‌اش زندگی می‌کرد.خانواده هرچه با او تماس می‌گرفتند، پاسخی دریافت نمی‌کردند.

وقتی سراغش را شوهرش(قاتل) را می گرفتند، مرد در پاسخ گفت همسرش در خانه نیست، بیرون رفته یا برای درمان و مراجعه به پزشک از خانه خارج شده است.

اما توضیحات او برای خانواده قانع‌کننده نبود.

آنها سرانجام موضوع را به پلیس اعلام و برای زن درخواست اعلام مفقودی کردند.پرونده در پایگاه نهم پلیس آگاهی شهرری مورد بررسی قرار گرفت.

کارآگاهان تحقیقات خود را آغاز کردند و خیلی زود به رفتار و اظهارات همسر زن مشکوک شدند.

دستگیری شوهر و اعتراف به قتل

مرد ۵۷ ساله دستگیر شد.در همان مراحل اولیه بازجویی، متهم به قتل همسرش اعتراف کرد.او در شرح ماجرا مدعی شد که با همسرش در خانه درگیر شده‌اند.به گفته متهم، زن از آشپزخانه چاقو برداشته و قصد داشته با چاقو به او حمله کند.

مرد مدعی شد چاقو را از دست همسرش گرفته و سپس او را خفه کرده است.

اما جنایت در همین‌جا تمام نشده بود!

متهم اعتراف کرد پس از قتل، جسد همسرش را در خانه مثله کرده است.

او جسد زن را مثله کرده و بقایای جسد را داخل کیسه و گونی قرار داده است!

سپس آنها را از خانه خارج و به بیابان منتقل کرده و در آنجا رها کرده است!

یک ادعای عجیب برای پنهان کردن قتل دختر

با انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی تهران، تحقیقات تخصصی درباره ابعاد جنایت ادامه پیدا کرد.

متهم در ابتدا تلاش کرد قتل دخترش را نیز به همسرش نسبت دهد.

او مدعی شد که همسرش دخترشان را کشته و خودش پس از اطلاع از این موضوع، همسرش را به قتل رسانده است.

اما کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران با بررسی دقیق اظهارات متهم، تحقیقات میدانی، بررسی صحنه و مستندات پرونده، این روایت را مورد بررسی قرار دادند.

متهم در ادامه بازجویی‌ها سرانجام به قتل دخترش نیز اعتراف کرد.

او این بار مدعی شد که قتل سارا در جریان درگیری خانوادگی رخ داده و علت اصلی اختلاف آنها، موضوع ازدواج دخترش بوده است.

به این ترتیب، پرونده از یک قتل به پرونده‌ای با ۲ قربانی تبدیل شد؛ یک دختر ۱۶ ساله و مادر ۴۵ ساله که هر ۲ به دست یک نفر کشته شده بودند.

بازسازی صحنه قتل

پس از اعترافات متهم، تحقیقات میدانی و بازسازی صحنه نیز انجام شد.

تیم‌های تخصصی اداره دهم پلیس آگاهی در محل‌های مرتبط با جنایت حضور یافتند و متهم مراحل مورد ادعای خود از وقوع قتل، انتقال جسد و رها کردن بقایای قربانیان را تشریح کرد.

همزمان آزمایش‌های پزشکی قانونی و بررسی‌های ژنتیکی نیز در پرونده انجام شد.

متهم اوایل شهریور ۱۴۰۵ برای نخستین بار در اداره دهم پلیس آگاهی مورد بازجویی قرار گرفت.

در جریان تحقیقات، وضعیت روحی و روانی متهم نیز مورد توجه قرار گرفت و پزشکی قانونی دستور بررسی و بستری او در بیمارستان روانی را صادر کرد.

زندگی خانوادگی پرتنش متهم

بررسی‌های پرونده نشان می‌دهد شرایط خانوادگی این خانواده نیز پیچیده و پرتنش بوده است.

متهم ۵۷ ساله، بازنشسته و از کارکنان سابق شرکت واحد و راننده اتوبوس BRT بوده و طبق اطلاعات موجود، از نظر مالی نیز وضعیت نسبتاً مناسبی داشته است.

در سوابق خانوادگی این پرونده، مشکلات روحی و روانی نیز مطرح شده است؛ موضوعی که در روند بررسی وضعیت متهم و سایر اعضای خانواده مورد توجه پزشکی قانونی قرار گرفته است.

با این حال، تشخیص مسئولیت کیفری متهم و تعیین دقیق وضعیت روانی او در زمان ارتکاب جرم، موضوعی تخصصی است که باید بر اساس نظر پزشکی قانونی و تصمیم مرجع قضایی مشخص شود.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو