
به گزارش خبرفوری، شب که از راه میرسید، این بخشهای تاریک شهر چهرهای متفاوت پیدا میکرد و عبور از برخی معابر جنوبی تهران، برای مردم با ترس و نگرانی همراه میشد.
در میان گروههای خلافکار ساکن خندقها، «کفندزدها» شهرت خاصی داشتند. آنها روزها در قبرستانها پرسه میزدند و قبرهای تازه را شناسایی و علامتگذاری میکردند تا شب هنگام به سراغشان بروند و کفن مردگان را به سرقت ببرند. روایتهای تاریخی از رفتارهای هولناک و غیرانسانی دیگری نیز درباره برخی از این افراد حکایت دارد؛ رفتارهایی که قربانیانشان گاه نوجوانان، زنان و دختران بودند.
بیشتر بخوانید:
زن جوان تهرانی را در شیراز ۲۰ هزارتومان فروختند!
برگزاری مجللترین عروسی در تهران | عروس و داماد چه کسانیاند؟
مرگ داماد در حجله؛ برادر داماد هم پارسال در حجله درگذشت!
پولدارترین مرد ایران چگونه زندگی میکند؟ | مرد مرموزی که پایش به پرونده نفت ایران باز شد
اما شهرت و نفرت عمومی از کفندزدی سرانجام این شیوه را برای آنها پرهزینه کرد. به همین دلیل، برخی از این دزدان شکل دیگری از سرقت را در پیش گرفتند؛ شیوهای که به «کفنپوشی» معروف شد.
دزدانی در لباس مردگان
کفنپوشها شبها پارچهای سفید شبیه کفن را از سر تا پا روی خود میکشیدند و در گودالها، قبرستانها یا حفرههای کنار معابر پنهان میشدند. گذرهایی مانند گذر حاجغلامعلی، گذر صابونپزخانه و کوچه سیاهها، از جمله مکانهایی بودند که مردم هنگام عبور از آنها باید مراقب چنین کمینهایی میبودند.
کفنپوش زمانی که رهگذری را از دور میدید، ناگهان از مخفیگاهش بیرون میآمد و بیحرکت مقابل او میایستاد. وحشت از مواجهه با چیزی که شبیه مردهای سرگردان به نظر میرسید، فرصت هرگونه مقاومت را از قربانی میگرفت. در همین لحظات، دزد به سراغ جیب و بقچه او میرفت و لباس و اموالش را به غارت میبرد.
ترس از کفنپوشان چنان در میان مردم گسترش یافت که پس از غروب آفتاب، بسیاری ترجیح میدادند از خانه بیرون نیایند. حتی برخی مأموران نیز از رویارویی با آنها هراس داشتند؛ چرا که باورهای خرافی، کفنپوشان را گاه مردگانی میدانست که گرفتار عذاب شده و از قبر بیرون آمدهاند.
سرانجام چند تن از دزدان و راهزنان خطرناکتر با کفنپوشان درگیر شدند و بساط آنها را برچیدند.
پایان عصر خندقها
با آغاز حکومت پهلوی و برقراری نظم و امنیت بیشتر در تهران، دوران حضور دزدان، راهزنان، سوزمانیها و دیگر خلافکاران در خندقها رو به پایان گذاشت. خندقهایی که روزگاری محل هراس مردم بودند، کمکم به فضای بازی کودکان و دوچرخهسواری نوجوانان تبدیل شدند.
شبها نیز این فضاها گاهی محل دورهمی، عیش و نوش جوجهمشدیها بود و در شبهای مهتابی، صدای ساز و کمانچه مطربها و تازهآوازخوانها در آنها میپیچید.
اما این وضعیت هم دوام نیاورد. با پر شدن خندقها و تخریب دروازههای قدیمی تهران، خیابانهای جدیدی در محل آنها ساخته شد؛ خیابانهایی مانند شهباز، شاهرضا، سیمتری و شوش که بخشی از سیمای تازه تهران را شکل دادند و برای همیشه بخشی از گذشته تاریک خندقهای پایتخت را به تاریخ سپردند.