ایلان ماسک، کارآفرین آمریکایی در برابر اکونومیست؛ گفتوگویی که باید کامل دید
بهنظرم گفتوگوی اخیر ایلان ماسک با زنی مینتون بدوز، سردبیر اکونومیست، یکی از بهترین مصاحبههای امسال با یک کارآفرین بود. مصاحبهای طولانی که از هوش مصنوعی و رباتها شروع میش ود و در بخش پایانی به یک برخورد فکری جدی درباره سیاست، مهاجرت، رسانه و آزادی بیان میرسد.
ارزش اصلی این گفتوگو برای من فقط حرفهای ماسک نبود. اکونومیست هم کار شجاعانهای انجام داد. سردبیر یکی از قدیمیترین رسانههای جهان روبهروی فردی نشست که بارها رسانههای جریان اصلی را به تحریف، سانسور و فاصله گرفتن از مردم متهم کرده است. سوالهای سخت پرسید، چندین بار مستقیم با او مخالفت کرد و از آن مهمتر نسخه کامل گفتوگو را منتشر کرد و بخشهای تند و ناخوشایندش را هم کنار نگذاشت. در دورهای که خیلی از مصاحبهها بریده و بر اساس روایت مطلوب هر رسانه منتشر میشوند، همین موضوع ارزش زیادی دارد.
ماسک در بخش اول دوباره تصویری بسیار بزرگ از آینده ترسیم میکند. از نگاه او AI (هوش مصنوعی) احتمالا طی حدود پنج سال از مجموع هوش انسانها جلو میزند و ترکیب هوش مصنوعی با رباتهای انساننما میتواند اقتصاد را وارد دورهای از فراوانی کند که در آن بخش بزرگی از کار، اختیاری میشود. همزمان ریسک فاجعه را هم جدی میداند و قبلا احتمال نتیجهای بسیار خطرناک را بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد کرده، اما معتقد است این حرکت دیگر عملا متوقفشدنی نیست و باید تا جای ممکن مسیرش را درست هدایت کرد.
از بخشهای جالب دیگه، پیشنهاد او برای کنترل مدلهای پیشرفته AI بود. ماسک میگوید شرکتهای اصلی باید به شکل منظم درباره خطرهای امنیتی با هم صحبت کنند و قبل از انتشار مدلهای مرزی، دسترسی محدودی به رقبا بدهند تا مشکلات جدی زودتر شناسایی بشود. برای صنعتی که مدیرانش مرتب در شبکههای اجتماعی به هم حمله میکنند، پیشنهاد همکاری امنیتی میان رقبا اتفاقا نگاه عملگرایانهای است.
اما جذابترین بخش مصاحبه برای من نیمه پایانی بود. جایی که بحث به دولت، اروپا، مهاجرت، جریانهای چپ و رسانهها میرسد و مصاحبه کمکم از یک گفتوگوی تکنولوژی به یک جدال واقعی تبدیل میشود.
سردبیر اکونومیست ماسک را بابت تصویری که از بریتانیا و اروپا ساخته به چالش میکشد و میگوید بعضی آمارها با روایت او همخوانی ندارند. ماسک هم جواب میدهد رسانهها ابعاد مشکلات مهاجرت، امنیت و فاصله فرهنگی را دستکم میگیرند و بخش بزرگی از مردم اعتمادشان را به روزنامهنگاری سنتی از دست دادهاند. در همین گفتوگو درباره کاهش بودجه USAID هم اختلاف جدی شکل میگیرد و بعضی ادعاهای ماسک مستقیم به چالش کشیده میشوند. بنابراین قرار نیست همه حرفهای او را بدون بررسی پذیرفت.
با این حال در اصل با نقد ماسک به رسانهها تا حد زیادی موافقم. بخشی از رسانههای جریان اصلی طی سالهای گذشته بیش از حد به یک طیف سیاسی، نگاه گلوبالیستی و مجموعه محدودی از روایتهای قابل قبول نزدیک شدند. نتیجه این شد که خیلی از مردم احساس کردن بعضی موضوعها را نمیشود آزادانه مطرح کرد و بعضی دیدگاهها قبل از شنیده شدن حذف یا برچسبگذاری میشوند.
بهنظرم خرید توییتر و تبدیلش به X یکی از مهمترین کارهای ماسک بود. این پلتفرم بینقص نیست، اطلاعات غلط هم داخلش زیاد است و خود ماسک هم گاهی تند و بیدقت حرف میزند. اما X بخشی از انحصار رسانهای را شکست و فضایی ساخت که روایتهای متفاوت، از چپ و راست، امکان دیده شدن و پاسخ گرفتن داشته باشند.
آزادی بیان همیشه مرتب و تمیز نیست. همراه خودش حرف غلط، افراط و محتوای آزاردهنده هم می آورد. اما جایگزینش که چند شرکت، دولت یا تحریریه تصمیم بگیرند چه چیزی قابل گفتن است، در بلندمدت خطرناکتر است. راه مقابله با ادعای غلط، ارائه سند و امکان پاسخ دادن است.
در پایان مصاحبه اختلاف میان دو جهان را خیلی واضح میبینیم. اکونومیست نماینده یک رسانه قدیمی و حرفهای است که هنوز به نقش روزنامهنگار در پالایش حقیقت باور دارد. ماسک هم نماینده نسلی است که میگو یند این دروازهبانی بیش از حد قدرت گرفته و مردم باید خودشان امکان دیدن، مقایسه و تصمیمگیری داشته باشند.
من در این اختلاف بیشتر به نگاه ماسک نزدیکم شما چطور؟
البته احترامم به اکونومیست بعد از دیدن این مصاحبه بیشتر شد. چون آزادی بیان فقط دفاع از حرفی که دوست داریم نیست. یعنی روبهروی کسی بنشینیم که با او اختلاف جدی داریم، اجازه بدهیم کامل حرف بزند و بعد با سوال و استدلال جوابش را بدیم.
بهنظرم با حضور افرادی مثل ایلان ماسک، جهان از فضایی که یک تفکر مسلط برای همه تعیین تکلیف میکرد به سمت فضایی با چند تفکر رقیب حرکت میکند. این مسیر قطعا پرتنش و گاهی ناخوشایند است، اما در نهایت میتواند جهان آزادتر و بهتری بسازد.