به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، خروج بسیاری از برندهای خارجی از بازار ایران در سالهای گذشته، اگرچه در ابتدا بهعنوان تهدیدی جدی برای تولیدکنندگان داخلی مطرح شد، اما در عمل فرصتی برای توسعه ظرفیتهای تولید، افزایش داخلیسازی و شکلگیری زنجیرهای گسترده از قطعهسازی و صنایع وابسته فراهم کرد.
آمارهای تولید نیز تصویری روشن از این تغییر ارائه میدهد. تولید لوازم خانگی از حدود ۹ میلیون و ۶۷ هزار دستگاه در سال ۱۳۹۷ به حدود ۱۱ میلیون و ۷۷۷ هزار دستگاه در سال ۱۳۹۸ و ۱۴ میلیون و ۷۶۴ هزار دستگاه در سال ۱۳۹۹ رسید. این روند در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ نیز ادامه یافت و تولید از مرز ۱۶ میلیون دستگاه عبور کرد. وزارت صمت تولید سال ۱۴۰۲ را بیش از ۱۷.۵ میلیون دستگاه اعلام کرده و آمارهای رسمی و صنفی برای سال ۱۴۰۳ نیز از تولید حدود ۱۹ تا ۲۰ میلیون دستگاه حکایت دارد.
این رشد را نمیتوان صرفا یک افزایش آماری دانست. پشت این اعداد، سرمایهگذاری، اشتغال، توسعه خطوط تولید و فعال شدن بخشی از ظرفیتهایی قرار دارد که سالها کمتر مورد استفاده قرار میگرفت.
ظرفیتهایی که نباید به حال خود رها شوند
یکی از نکات مهم درباره صنعت لوازم خانگی این است که ظرفیت ایجادشده آن بسیار بیشتر از تولید واقعی سالهای گذشته بوده است. طبق دادههای ارائهشده، در سال ۱۳۹۷ حدود ۳۰ میلیون دستگاه ظرفیت تولید در کشور ایجاد شده بود، اما تنها ۱۸ درصد این ظرفیت فعال بود.
بیشتر بخوانید:
بیقراری برای حفظ سرمایه! | وقتی خانه جای پول نقد را میگیرد | موج تازه تهاتر در بازار مسکن تهران به معنای چیست؟
روایت یک سقوط | سفره ایرانی چه چیزی را از دست داد؟ | کوچ اجباری از گوشت قرمز به مرغ
پسانداز «گرمی»، سقوط «کیلویی» | حقوق در ترازوی طلا | با یک ماه حقوق ۲۰ سال پیش چند گرم طلا میشد خرید؟
افزایش تولید در سالهای بعد نشان میدهد بخشی از این ظرفیت بلااستفاده وارد چرخه تولید شده است. این اتفاق برای اقتصادی مانند ایران که با محدودیت سرمایهگذاری و دسترسی به منابع ارزی مواجه است، اهمیت زیادی دارد. وقتی کارخانهای ساخته شده، نیروی انسانی آموزش دیده و زنجیرهای از قطعهسازان شکل گرفته است، منطقی نیست که این ظرفیت صرفا به دلیل رکود بازار یا تصمیمهای مقطعی سیاستگذاری از چرخه فعالیت خارج شود.
مسئله امروز باید این باشد که چگونه میتوان ظرفیت موجود را حفظ و تقویت کرد، نه اینکه با سیاستهایی که امکان رقابت نابرابر را ایجاد میکنند، بخشی از این سرمایه صنعتی را دوباره به حاشیه برد.
خروج خارجیها، آغاز یک مسیر تازه
سال ۱۳۹۷ را باید یکی از نقاط عطف صنعت لوازم خانگی ایران دانست. با بازگشت تحریمها، بسیاری از شرکتهای خارجی بازار ایران را ترک کردند و تولیدکنندگان داخلی ناچار شدند بخشی از جای خالی آنها را پر کنند.
این تغییر، فشار قابل توجهی بر تولیدکنندگان ایرانی وارد کرد؛ اما همزمان موجب شد موضوع داخلیسازی با سرعت بیشتری دنبال شود. طبق گزارشهای منتشرشده، متوسط عمق ساخت داخل در صنعت لوازم خانگی تا سال ۱۴۰۲ به بیش از ۷۲ درصد رسیده بود.
این به معنای بینیازی صنعت از خارج نیست. بخشی از مواد اولیه، قطعات تخصصی، فناوری و ماشینآلات همچنان از خارج تأمین میشود. اما میان واردات مواد اولیه و قطعه برای تولید داخلی با واردات کالای کامل تفاوت اساسی وجود دارد. در حالت نخست، ارز صرف ایجاد محصول، اشتغال و ارزش افزوده در داخل میشود؛ در حالت دوم، بخش عمده ارزش محصول خارج از کشور ایجاد شده و تولیدکننده ایرانی باید با کالای نهایی وارداتی رقابت کند.
پای یک زنجیره بزرگ در میان است
اهمیت صنعت لوازم خانگی فقط به تعداد یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی تولیدشده محدود نمیشود. بر اساس اطلاعات ارائهشده، این صنعت حدود ۳۰۰ هزار شغل مستقیم و نزدیک به یک میلیون شغل غیرمستقیم ایجاد کرده است.
از قطعهساز و تولیدکننده فولاد و پتروشیمی گرفته تا صنایع پلاستیک، شیشه، بستهبندی، حملونقل، فروش و خدمات پس از فروش، مجموعه بزرگی از فعالیتهای اقتصادی به این صنعت وابسته است.
بنابراین هر سیاستی که تولید لوازم خانگی را تضعیف کند، لزوما فقط کارخانه تولیدکننده را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ اثر آن میتواند در سراسر این زنجیره توزیع شود.
موضوع ارز نیز اهمیت دیگری دارد. طبق دادههای ارائهشده، ارزبری صنعت لوازم خانگی که پیش از تحریمها حدود پنج میلیارد دلار عنوان میشد، اکنون به حدود ۱.۸ میلیارد دلار رسیده است. البته مقایسه این ارقام باید با در نظر گرفتن سال، حجم تولید، ترکیب محصولات و نرخ ارز انجام شود و نمیتوان تمام کاهش ارزبری را صرفا نتیجه ممنوعیت واردات دانست. با این حال، کاهش وابستگی ارزی و افزایش ساخت داخل، هدفی است که میتواند برای اقتصاد ایران اهمیت داشته باشد.
کارخانهها تشنه تولید
اما در این میان یک تناقض جدی شکل گرفته است. صنعت توان تولید پیدا کرده، اما قدرت خرید خانوار همپای این رشد افزایش نیافته است.
رکود بازار، افزایش هزینه مواد اولیه، رشد قیمت تمامشده و کاهش قدرت خرید باعث شده بخشی از ظرفیت کارخانهها بلااستفاده بماند. گزارشهای مربوط به موجودی انبارها نیز نشانهای از همین وضعیت است؛ از موجودی حدود شش میلیون دستگاه در گزارشهای وزارت صمت تا ارقامی نزدیک به هفت میلیون دستگاه که از سوی برخی منابع مطرح شده است.
حتی تولید نیز در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل کاهش داشته است. بر اساس آمار وزارت صمت، تولید حدود ۱۸ میلیون دستگاه در سال ۱۴۰۴ در برابر ۱۹ میلیون و ۳۲۸ هزار دستگاه در سال ۱۴۰۳ قرار گرفته است.
این ارقام یک پیام روشن دارند: حمایت از تولید فقط با ممنوعیت واردات محقق نمیشود. کارخانهای که مشتری ندارد، حتی اگر از رقیب خارجی در امان باشد، نمیتواند برای مدت طولانی با ظرفیت بالا فعالیت کند.
حمایت، نه حاشیه امن دائمی
در چنین شرایطی، بحث آزادسازی واردات دوباره مطرح میشود. طرفداران واردات بر رقابت، افزایش حق انتخاب مصرفکننده، ارتقای کیفیت و جلوگیری از شکلگیری انحصار تأکید میکنند. این دغدغهها واقعی است و تولیدکننده داخلی نمیتواند انتظار داشته باشد صرفا به دلیل محدودیت واردات، بازار را برای همیشه در اختیار داشته باشد.
اما در سوی دیگر، نمیتوان تجربه سالهای گذشته و سرمایهای را که در صنعت لوازم خانگی شکل گرفته نادیده گرفت. باز کردن ناگهانی بازار به روی کالاهای خارجی، آن هم در شرایطی که تولیدکنندگان داخلی با ظرفیت خالی، رکود تقاضا و مشکلات تأمین مواد اولیه مواجهاند، میتواند فشار بیشتری بر تولید و اشتغال وارد کند.
راهحل، انتخاب میان «واردات آزاد» و «ممنوعیت دائمی» نیست. سیاست صنعتی باید از تولید داخلی حمایت کند، اما این حمایت باید مشروط به افزایش کیفیت، کنترل قیمت، نوآوری، خدمات پس از فروش و افزایش بهرهوری باشد.
مصرفکننده باید در نهایت برنده باشد
حمایت از تولید داخلی زمانی معنا پیدا میکند که نتیجه آن ایجاد یک صنعت قدرتمند و رقابتپذیر باشد؛ صنعتی که بتواند نهفقط در بازار داخلی، بلکه در بازارهای منطقهای نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.
صادرات سالانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلاری که از سوی رئیس انجمن صنایع لوازم خانگی اعلام شده، نشان میدهد این صنعت ظرفیت حضور فراتر از مرزهای ایران را نیز دارد. اما رسیدن به این هدف نیازمند سرمایهگذاری، فناوری، ثبات مقررات و دسترسی مناسب به مواد اولیه و بازارهای صادراتی است.
مطالبه اصلی از سیاستگذار باید روشن باشد: تولیدکننده ایرانی را در برابر رقابت نابرابر تنها نگذارید، اما او را هم در یک حاشیه امن دائمی قرار ندهید.
صنعت لوازم خانگی امروز حاصل سالها سرمایهگذاری و تلاش برای داخلیسازی است. حفظ این سرمایه صنعتی، حفظ صدها هزار شغل و جلوگیری از هدررفت ظرفیتهای تولیدی، میتواند بخشی از یک سیاست جدی برای تقویت تولید باشد. اما حمایت واقعی زمانی کامل میشود که کالای ایرانی بتواند با کیفیت، قیمت، نوآوری و خدمات خود مصرفکننده را متقاعد کند؛ نه اینکه تنها به دلیل نبود رقیب خارجی در سبد خرید خانوار قرار بگیرد.
هدف نهایی باید ساخت صنعتی باشد که هم تولیدکننده ایرانی را حفظ کند و هم حق انتخاب و رضایت مصرفکننده را جدی بگیرد.