به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری پژوهشگران سالهاست تلاش میکنند دلیل این تغییر در ادراک زمان را پیدا کنند. یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۱۹ از سوی انتشارات دانشگاه کمبریج، این پدیده را نوعی «ناهماهنگی میان زمانِ تصویر ذهنی و زمانِ ساعت» توصیف کرده است. به بیان ساده، زمانی که ساعت اندازهگیری میکند با زمانی که ذهن انسان تجربه میکند، لزوما یکسان نیست. ساعت، یک شبانهروز را دقیقا ۲۴ ساعت محاسبه میکند، اما «زمان ذهنی» تحت تأثیر تصاویر، تجربهها و خاطراتی است که در طول زندگی جمع میکنیم.
یک سال برای کودک و یک سال برای بزرگسال
یکی از توضیحهای مطرحشده، «نظریه تناسب» است. بر اساس این دیدگاه، هرچه سن بالاتر میرود، هر سال جدید سهم کوچکتری از کل تجربه زندگی فرد را تشکیل میدهد.
بیشتر بخوانید:
آیا پولدار بودن میتواند رفتار انسان را تغییر دهد؟
خوابهای جنسی دقیقا چه معنایی دارند؟ | چه خوابهایی طبیعیاند و چه خوابهایی نه؟
چرا روابط عاطفی در اوایل چهل سالگی اینقدر پیچیده هستند؟
پنج ایرانی در جمع میلیاردرهای مهاجر آمریکا | آنها چگونه به ثروت رسیدند؟
برای مثال، وقتی فردی ۱۰ ساله است، یک سال معادل ۱۰ درصد از تمام زندگی تجربهشده اوست. اما برای فردی ۵۰ ساله، همان یک سال تنها دو درصد از زندگی او را تشکیل میدهد. بنابراین، یک سال برای کودک میتواند از نظر ذهنی بسیار طولانیتر از یک سال برای فردی میانسال به نظر برسد.
وقتی زندگی تکراری میشود
عامل دیگری که میتواند در این احساس نقش داشته باشد، «کاهش تازگی» است. حافظه انسان زمان را به شکل یکنواخت ثبت نمیکند، بلکه بیشتر رویدادهای متمایز و تجربههای تازه را به خاطر میسپارد.
در دوران کودکی و جوانی، اتفاقهای جدید زیادی رخ میدهد؛ محیطهای تازه، دوستان جدید، تجربههای متفاوت و نخستینهای فراوان. اما با افزایش سن، زندگی بسیاری از افراد وارد الگوهای تکراری میشود. وقتی هفتهها و ماهها شبیه یکدیگر باشند، خاطرات متمایز کمتری برای جدا کردن یک دوره از دوره دیگر وجود دارد. در نتیجه، وقتی به گذشته نگاه میکنیم، زمان فشردهتر و کوتاهتر به نظر میرسد.
مغز روی حالت «خودکار»
«جذب شدن در فعالیتها» نیز عامل دیگری است. هنگامی که کاری برای مغز آشنا و تکراری میشود، ممکن است آن را تقریبا به شکل خودکار انجام دهیم و توجه کمتری به گذر زمان داشته باشیم.
در چنین شرایطی، منابع شناختی مغز به جای دنبال کردن ساعت، صرف انجام کار میشوند. به همین دلیل ممکن است ناگهان متوجه شویم چند ساعت گذشته، بدون آنکه احساس کرده باشیم زمان با چنین سرعتی سپری شده است.
از سوی دیگر، شدت احساسات نیز بر حافظه و ادراک زمان اثر میگذارد. ترس، اضطراب و هیجان شدید معمولاً خاطرات پررنگی ایجاد میکنند، در حالی که فرسودگی، استرس و یکنواختی میتوانند خاطراتی کمرنگ و شبیه به یکدیگر بسازند؛ اتفاقی که در نگاه به گذشته، زمان را فشردهتر نشان میدهد.
نقش دوپامین چیست؟
عامل پنجم، دوپامین است؛ انتقالدهنده عصبیای که در انگیزه، پاداش و پردازش زمان در مغز نقش دارد. سطح دوپامین با افزایش سن میتواند تغییر کند و به گفته کارشناسانی که در گزارش به آنها استناد شده، این تغییر ممکن است در احساس سریعتر شدن زمان نیز مؤثر باشد.
اما شاید بتوان کاری کرد که زمان، دستکم از نظر ذهنی، آهستهتر بگذرد. «آدریان بژان»، استاد مهندسی مکانیک و نویسنده کتاب «زمان و زیبایی: چرا زمان به سرعت میگذرد و زیبایی هرگز نمیمیرد» توصیه میکند از روزمرگی فاصله بگیریم، کارهای تازه انجام دهیم و خودمان را در معرض تجربههای غیرمعمول قرار دهیم.
به گفته او، انجام کارهای جدید و ساختن خاطرات تازه میتواند زندگی را از یکنواختی خارج کند؛ شاید ساعت همچنان با همان سرعت همیشگی حرکت کند، اما ذهن ما فرصت بیشتری برای ثبت لحظهها پیدا کند.