با وجود این که قیمت نفت خام اکنون با پیشبینیهای اولیه فاصله گرفته و به محدوده ۸۰ تا ۸۵ دلار در هر بشکه رسیده، اما گزارشها حاکی از آن است که قیمت بنزین در ایالات متحده متناسب با آرامش بازار نفت کاهش نیافته است؛ چالشی که واشنگتن را برای ادامه روند جنگ در منگنهای سخت قرار میدهد. در این زمینه «سالمی» کارشناس اقتصادی معتقد است مسئله امروز بازار انرژی فراتر از قیمت نفت خام است. بازار فرآوردهها درگیر کمبود ظرفیت پالایشی، اختلالهای ژئوپلیتیک و تغییر اولویت تولید است. به همین دلیل، اگرچه نفت خام به حوالی ۸۰ دلار سقوط کرده، اما «کرکاسپرد» (فاصله قیمتی نفت خام و فرآورده) همچنان در اوج تاریخی است. این شاخص به زبان ساده نشان میدهد که بنزین و دیزل اکنون مسیری مستقل از نفت خام را طی میکنند.
گلوگاه اول؛ ظرفیتهای محبوس در پشت تنگه هرمز
نخستین عامل این تناقض، تداوم اختلال در مسیرهای اصلی انرژی خاورمیانه است. در شرایطی که بخشی از ظرفیت بزرگ پالایشی منطقه در پشت تنگه هرمز باقی مانده و جریان تجارت انرژی به حالت عادی بازنگشته، بازار جهانی فرآوردهها با فشار شدید در سمت عرضه روبهروست. تا زمانی که فرآوردههای پالایشی نتوانند با نظم و حجم کافی به بازارهای مصرف برسند، حتی افت قیمت نفت خام هم نمیتواند ترمز قیمت سوخت را بکشد. این وضعیت برای آمریکا حیاتی است؛ چراکه قیمت بنزین در این کشور تابع تعادل جهانی فرآوردههاست و ملتهب ماندن بازار جهانی سوخت، مستقیماً در پمپبنزینهای آمریکا منعکس میشود.
پالایشگاههای روسیه زیر ضربه پهپادها
عامل دوم، آسیب گسترده به زیرساختهای پالایشی روسیه است. دادههای «دپارتمان انرژی آکسفورد» نشان میدهد حملات اوکراین از مجموع ۳۴ پالایشگاه روسیه، ۲۴ واحد را تحت تأثیر قرار داده و بخش مهمی از «واحدهای ثانویه» را از بین برده است؛ همان بخشهایی که مسئول تولید بنزین و دیزل باکیفیت هستند. با توجه به تحریمهای روسیه، فرایند تعمیر این واحدها ماهها زمان میبرد. جالب توجه این که ظرفیت پالایشی روسیه در ماه ژوئن به حدود ۳۷ میلیون (بشکه/تن) کاهش یافته که در ۲۱ سال اخیر بیسابقه است. وقتی روسیه به عنوان یک بازیگر بزرگ، خود دچار کمبود سوخت شده و مجبور به واردات شود، فشار بر ظرفیت پالایشی جهان دوچندان شده و قیمتها را بالا نگه میدارد.
تغییر تولید در پالایشگاههای آمریکایی
عامل سوم به مدیریت داخلی انرژی در آمریکا بازمیگردد. در آغاز تنشها، همزمانی فصل سفرهای تابستانی و مسابقات جام جهانی باعث شد پالایشگاههای آمریکایی تمرکز خود را بر تولید «سوخت جت» بگذارند. این تغییر مسیر تولید باعث شد ذخایر بنزین و دیزل عقب بماند. اهمیت این موضوع در اثر تورمی آن نهفته است؛ بنزین بر هزینه حملونقل خرد و دیزل بر قیمت زنجیره کالا و خواربار اثر مستقیم دارد. در این شرایط، ترامپ حتی به پالایشگاهها دستور داده از «اورهال» (تعمیرات اساسی) صرفنظر کنند تا عرضه حفظ شود؛ اقدامی که اگرچه در کوتاهمدت تولید را بالا نگه میدارد، اما با کاهش عمر پالایشگاهها، ریسک توقفهای ناگهانی در آینده را تشدید میکند.
دو ریسک همزمان پیش روی ترامپ در آستانه انتخابات
بازار انرژی اکنون با دو ریسک بزرگ دستبهگریبان است: نخست، بالا ماندن قیمت فرآوردهها مستقل از قیمت نفت و دوم، ریسک بازگشت صعودی قیمت نفت در صورت بازگشت تقاضای ۴.۵ میلیون بشکهای چین یا تشدید درگیریها. ترکیب این دو عامل، فضای جنگ و اقتصاد را برای طرف مقابل بسیار دشوار کرده است. شاید همین فشار اقتصادی روی نرخ تورم و بهره در آمریکا، بهترین توضیح برای این باشد که چرا واشنگتن در نقاط آستانهای درگیری، ترجیح میدهد پا پس بکشد و از تنش شدیدتر دوری کند؛ چراکه پایداری قیمت بنزین، اکنون به حساسترین نقطه «اقتصاد جنگی» تبدیل شده است.