به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، حضور سربازان پاکستانی در یمن باعث بحثهای فراوان در شبکههای مختلف و رسانههای گوناگون شده است. همزمان، بحث حضور سربازان ترکیهای در یمن یا کمک لجستیک و تسلیحاتی آنکارا به عربستان سعودی هم داغ است. این کمکها در راستای “ائتلاف مکه” صورت گرفته و در چهارچوب این توافق قابل درک و تبیین است.
اما به راستی چرا عربستان از پاکستان و ترکیه کمک گرفته است؟ آیا ریاض امید دارد با کمک گرفتن از اسلام آباد و آنکارا بتواند مزدوران خود در یمن را پیروز کرده و سبب شکست انصارالله شود؟ به نظر نمیرسد هدف عربستان دستیابی به یک هدف میدانی مشخص باشد. چندین دلیل برای این مساله وجود دارد:
الف. در حال حاضر، مزدوران یمنی عربستان در شرق در حال جنگیدن با انصارالله هستند و حتی خود عربستان نیز از ورود هنگهای اصلی زرهی و پیاده ارتش خود به مناطق درگیر اجتناب کرده است. این نشان میدهد که ترکیه و پاکستان نیز احتمالا وارد جبهه اصلی درگیریها نشوند و فعلا در پشت جبهه و به عنوان نیروی کمکی و پشتیبانی عمل کنند.
ب. نیروهای ترکیه و پاکستان تسلط زیادی بر جغرافیای پیچیده، بیابانی و ناشناخته یمن نداشته، با آب و هوای گرم این منطقه اخت نیستند و تسلط سوق الجیشی زیادی بر این منطقه ندارند. به همین دلیل، بعید است فعلا به عنوان نیروی اصلی میدان وارد عمل شوند.
ج. انصارالله توانایی زیادی در جنگ پارتیزانی و چریکی دارد. همچنین، موشکها و پهپادهای یمن بیشترین ضربه را به عربستان و مزدورانش وارد کرده و در واقع، ضربه اصلی از این جناح بر پیکر سعودیها وارد شده، نه پیادهنظام ارتش یمن. بنابراین، هنگ پیاده و زرهی ارتش ترکیه یا پاکستان نمیتوانند به عربستان و مزدورانش کمک کنند و بهتر است عربستان از متخصصان ارتشهای ترکیه و پاکستان، آن هم در مقام مستشار استفاده کند.
هدف عربستان چیست؟
اما اگر چنین است پس چرا عربستان از نیروهای پیاده پاکستان کمک گرفته و قصد دارد از ترکیه نیز کمک بگیرد؟ به نظر میرسد هدف اصلی عربستان تحقق یک دستاورد امنیتی- سیاسی باشد. عربستان میخواهد با وارد کردن ترکیه و عربستان به جنگ یمن، اولا، فشارهای سیاسی را بر حامیان انصارالله به خصوص ایران افزایش دهد تا دست از حمایت مقاومت یمن بردارد و ثانیا، روحیه شبه نظامیان طرفدار ریاض و مخالف انصارالله را بیشتر کند و ثالثا، با درگیر کردن آنکارا و اسلام آباد و ورود رسمی آنها به جنگ، سبب “اشتراک تبعات” شده و برای خود شریک پیدا کند تا بتواند جبهه گستردهتری علیه یمن ایجاد کند.
اشتراک تبعات چیست؟
برای فهم هدف سوم عربستان یعنی “اشتراک تبعات” بهتر است به تاریخ رجوع کنیم، چرا که این، روشی است که در تاریخ بارها و بارها دیده و ثبت شده است. مهمترین مثال مربوط به نقشه قریش برای شهادت پیامبر (ص) پیش از مهاجرت به مدینه است. طبق نقشه بزرگان قریش، قرار شد از هر طایفه و قبیله مهم، یک نفر انتخاب شده و به بیت پیامبر حمله کنند و تمام نمایندگان قبایل، یک ضربه به پیکر پیامبر وارد کنند تا همه شریک در شهادت پیامبر (ص) شوند. بزرگان قریش و ابوسفیان میخواستند با این کار، همه قبایل را در تبعات شهادت پیامبر “شریک” کنند تا بنیهاشم (خاندان پیامبر (ص)) نتوانند قاتل او را قصاص کرده یا به جنگ با قاتلان برخیزند، چرا که جنگ با قاتلان پیامبر به معنی جنگ با تمام قبایل مکه و اطرافش بود. در واقع، قریش با این حیله میخواست قبایل را “شریک تبعات” اقدام خود کند.
به نظر میرسد عربستان نیز به دنبال تکرار نقشه قریش است. بن سلمان میخواهد تبعات جنگ را به ترکیه و پاکستان بکشاند تا بدین طریق، انصارالله را از رویارویی با سه کشور قدرتمند بترساند. ولیعهد عربستان گمان دارد کشته شدن سربازان ترک و پاکستانی میتواند تبعات فراوانی برای یمن داشته و ترکیه و پاکستان را بیش از پیش بر نابودی انصارالله مُصر کند.
با این حال، آنچه بن سلمان درک نکرده و به آن بیتوجه است ساختار سیاسی و اجتماعی و ایدئولوژیک انصارالله است. یمنیها بارها نشان دادهاند توجهی به گستردگی جبهه دشمنانشان ندارند و حتی حاضرند با پهپاد به جنگ آمریکا و اسرائیل بروند. آنها دارای یک ایدئولوژی قوی هستند که شهادت و جهاد را تشویق کرده و “شجاعت مقابله با دشمن علی الظاهر قدرتمندتر” را تقویت میکند. شاید به همین دلیل باشد که حتی ترامپ از عملکرد انصارالله حیرت کرد و آنها را “شجاع” نامید. بنابراین، بعید است انصارالله از مقابله با ترکیه و پاکستان هراسی به دل راه دهد یا نگران تحریک آنکارا و اسلام آباد یا سایر کشورهای اسلامی باشد.