به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
نام یاسر همرنگ، داور پیشین فوتبال کشور، این روزها در پی طراح ادعاهایی عجیب درخصوص داوری در لیگ دسته دوم و مهندسی نتایج با محوریت یک خانم، بیش از هر زمان دیگری بر سر زبانهاست؛ پروندهای که واکنش تند و تکذیبیه حراست فدراسیون فوتبال را هم در پی داشت. همین بهانهای شده تا خبرنگار ما برای بررسی ابعاد پنهان احتمالی و مستندات ادعاهای همرنگ با او گفتوگویی انجام دهد. همرنگ در این مصاحبه حرفهایی به زبان آورد که معتقد است برایش گوش شنوایی وجود ندارد.
مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید:
* این روزها نام شما پیرامون حواشی داوران لیگ دو مطرح است. آنچه عموم دیدهاند، صرفا ویدیوهایی بوده که در صفحه شخصیتان منتشر کردید. آیا جزئیات بیشتری هست که بخواهید شفافسازی کنید؟
توضیحات بیشتر را در اصل نباید من میدادم؛ متولیان باید پاسخگو باشند. من ۱۵ تیرماه ویدیویی منتشر کردم و گفتم «آقای اسدیمقدم، حواستان به لیگ دو هست؟ شنیده شده چنین شخصی وجود دارد و ورود پیدا کرده؛ ماجرا را بررسی کنید چون واقعی است و آبروی فوتبال را میبرد.»
بعد از ۱۵ تیرماه هیچ خبری نشد؛ انگار نه انگار! یک ماه گذشت و در مردادماه دوباره اعلام کردم شنیدهام این شخص، خود را نماینده سازمان لیگ یا مدیر رسانهای جا میزند، به داوران پیامک میدهد، شبها در هتل آنها تردد میکند و در جنوب کشور کاملا شناخته شده است. باز هم واکنشی ندیدیم تا اینکه پس از ماهها، تازه اواخر مهرماه واکنش نشان داده و میگویند چنین چیزی نیست! سؤال من این است که از ۱۵ تیر تا امروز کجا بودید و چرا زودتر ورود نکردید؟
* فارغ از بحث تکذیب یا تایید، این ادعا را چطور اثبات میکنید؟
وظیفه من هشدار دادن بود. وقتی هشداری در این ابعاد داده میشود، مسئولان باید سریعا پیگیری کنند و حداقل من را فرابخوانند تا مستندات را ببینند. در همان لیگ دو، چندین داور پیش از این به فدراسیون رفتند و گزارش دادند که فلان دلال قصد پرداخت رشوه داشته؛ نتیجهاش چه شد؟ اگر الان هم بپرسید، لابد میگویند چنین چیزی نبوده! وقتی ارکان قضایی فدراسیون شفاف برخورد نمیکنند، چارهای جز فریاد زدن میماند؟
* سوال اصلی این است که اگر فراخوانده شوید، در دادگاه چطور میخواهید این ادعاها را ثابت کنید؟
هیچ نگرانی بابت دادگاه ندارم. پیامکهای این خانم به داوران کاملا موجود است. داورانی که با آنها تماس گرفته زنده و حاضرند. از طرفی میدانم که نهادهای نظارتی و اطلاعاتی به ماجرا ورود کردهاند و موضوع پیگیری میشود. دوربینهای هتلها همه چیز را ثبت کردهاند. اصلا این شخص یک موجود خیالی نیست؛ همان موقعی که این موضوع را مطرح کردم، چندین نفر از داوران، ناظران و اهالی فوتبال از جنوب کشور به من زنگ زدند و التماس کردند که چیزی نگویم و آبرویش را نبرم، چون پدر و مادرش بیمارند و از این صحبتها! اگر چنین فردی وجود خارجی نداشت، چطور ناظر، داور و خبرنگار واسطه میشدند که پرونده باز نشود؟ گرهی را که میشد با دست باز کرد، با بیتفاوتی کارش را به دندان رساندند.
حتی اگر پیامکهای او به داوران نیاز باشد در دسترس است؛ هرچند باز کردن کامل این ماجرا باعث میشود چندین داور به دلیل اعترافات در کمیته اخلاق مجبور شوند برای همیشه داوری را کنار بگذارند.
* خودتان روی ماجرا پیگیری بیشتری نداشتید؟
یک روزنامه ورزشی را دیدم که نوشت این خانم به کمیته اخلاق احضار شده و آنجا اعتراف کرده که با حدود ۴۰ نفر در ارتباط بوده است. من ابتدا آمار ۳۰ نفر را داشتم، اما آن روزنامه عدد ۴۰ نفر را فاش کرد. وقتی چهار ماه پیش هشدار دادم کسی گوش نکرد؛ به همین دلیل است که اعتماد جامعه فوتبال از بین رفته و حالا تنها ورود نهادهای نظارتی بیرونی میتواند واقعیت را روشن کند.
* اما حراست فدراسیون فوتبال در بیانیهای رسمی اعلام کرده که این موضوع بررسی شده و تمامی ادعاها مردود است.
کدام حراست و کدام بررسی؟ متأسفانه ارکان حراست و کمیتههای قضایی آنطور که شایسته است به وظیفه مستقل خود عمل نمیکنند و بیشتر به دنبال لاپوشانی هستند. اگر فدراسیون همان موقع گوش شنوایی داشت، کار به اینجا نمیکشید و فضا تا این حد آلوده نمیشد.
* برخی میگویند یاسر همرنگ از زمان اعتراضش به لباس داوران در آن سمینار معروف تا امروز، جنجال میسازد تا صرفا دیده شود.
برای دیده شدن که آدم به زندگی و آبروی خودش آسیب نمیزند! راههای بسیار سادهتر و بیدردسرتری برای دیده شدن وجود دارد. من در سن ۴۳ سالگی، درست در اوج آمادگی بدنی و در وسط کلاسهای توجیهی قید داوری را زدم و بیرون آمدم؛ چرا؟ چون احساس مسئولیت اجتماعی میکردم. اگر قرار بود منفعل باشم و سکوت کنم، همانجا میماندم و الان هم داشتم قضاوتم را در لیگ برتر میکردم. بیرون آمدم تا بگویم حال این فوتبال و حال داوری خوب نیست. یک جوان ۲۵ ساله شاید دنبال جنجال برای دیده شدن باشد، نه همرنگ با سالها سابقه و چهرهای شناختهشده در فوتبال. اگر حرفی میزنم از سر دلسوزی است، اما آقایان هر انتقادی را دشمنی تعبیر میکنند. در دادگاهها هم بارها من را کشاندند، اما چون حقیقت را میگفتم تبرئه شدم و هیچ واهمهای ندارم