۰۷:۵۷

۱۴۰۵/۰۷/۲۷

سایت آماده خبری

۰۷:۵۷

۱۴۰۵/۰۷/۲۷

پایگاه خبری آوای پورسینا

«مادر بمب‌ها» قدرت نظامی یا تهدید گورباچفی

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

«یک بمب غیرهسته‌ای با قدرت تخریب گسترده، تأسیساتی در دل کوه و رییس‌جمهوری که می‌گوید می‌تواند هدف را سریع از بین ببرد»؛ اینها جزییات تازه‌ترین فصل از تهدیدهای نظامی دونالد ترامپ علیه ایران است. در روزهایی که گزارش‌هایی درباره بررسی گزینه استفاده از قدرتمندترین بمب غیرهسته‌ای امریکا در حملات احتمالی آینده منتشر شده، نام «مادر همه بمب‌ها» در صدر اخبار قرار گرفته است؛ سلاحی که بر اساس گمانه‌زنی‌ها و تهدیدهای امریکا « کوه کلنگ» را  زیرنظر دارد؛ یکی از حساس‌ترین  نقاط  در روزگار جنگ ایران  و امریکا.

ماجرا از دو گزارش مرتبط اما متمایز شروع شد. پنجشنبه هفته پیش شبکه سی‌ان‌ان گزارش داد که ارتش امریکا در حال بررسی طرح‌هایی است که می‌تواند شامل استفاده از بمبی با عنوان نظامی «GBU-۴۳/B»، مشهور به «مادر همه بمب‌ها»  علیه  زیرساخت‌های انرژی و اهداف هسته‌ای ایران باشد؛ طرح‌هایی که اجرای آنها به تصمیم دونالد ترامپ برای ازسرگیری عملیات نظامی وابسته است. رویترز نیز این گزارش را بازتاب داد، هرچند تأکید کرد که نتوانسته است  مستقلا  آن  را تأیید کند.

 

آیا  ترامپ مستقیما از «مادر بمب‌ها» نام  برده است؟

یک روز بعد، رویترز از اظهارات تازه ترامپ در گفت‌وگو با شبکه امریکایی نیوزمکس درباره کوه‌کلنگ خبر داد. ترامپ ادعا کرد که« تأسیسات هسته‌ای ایران زیر لایه‌های عظیم کوهستان قرار دارند؛ اکنون داریم کوه کلنگ را بررسی می‌کنیم. شاید مجبور شویم به آنجا برویم. به آن یکی ضربه خواهیم زد و سریع از بینش خواهیم برد.»

 ترامپ در همین مصاحبه تأکید کرد که قصد استفاده از سلاح هسته‌ای را ندارد و گفت: «من از سلاح هسته‌ای استفاده نمی‌کنم.  نیازی به آن نداریم».

اما بخش مهم ماجرا، پاسخ ترامپ به پرسش درباره «مادر همه بمب‌ها» بود. او با تأکید بر اینکه این بمب هسته‌ای نیست، آن را «صرفا یک بمب بسیار بزرگ» توصیف کرد؛ با این حال، از اعلام اینکه آیا مجوز استفاده از آن در ایران را صادر کرده است، خودداری کرد. بنابراین، آنچه تاکنون در گزارش‌های رسمی امریکایی منتشرشده –  برخلاف فضای مجازی فارسی‌زبان که این کلیدواژه مادر بمب‌ها را در دهان ترامپ گذاشتند-  نه اعلام رسمی تصمیم به استفاده از این سلاح، بلکه طرح احتمال آن در کنار تهدید مستقیم ترامپ درباره کوه کلنگ است.

همین تفاوت، پرسش اصلی را شکل می‌دهد: آیا بمبی که به‌واسطه قدرت انفجاری گسترده‌اش شهرت جهانی پیدا کرده، می‌تواند تأسیساتی را که در اعماق کوه ساخته شده‌اند از بین ببرد؟ پاسخ به این پرسش صرفا با دانستن وزن بمب یا حجم مواد منفجره آن ممکن نیست. عمق تأسیسات، جنس سنگ، استحکام سازه‌ها و نوع سلاح مورد استفاده، همگی در نتیجه حمله احتمالی نقش دارند. از این رو، پیش از آنکه «مادر بمب‌ها» را سلاحی تعیین‌کننده در معادله کوه کلنگ بدانیم، باید ببینیم این بمب دقیقا چیست، چگونه عمل می‌کند و چه محدودیت‌هایی دارد و چه جزییاتی درباره آن رسانه‌ای شده است؟.

 

«مادر بمب‌ها»  چیست؟ غول ۱۰ تنی امریکا  چه  قابلیتی  دارد

نام «مادر همه بمب‌ها» بیش از آنکه نام رسمی یک سلاح باشد، عنوانی است که قدرت انفجاری گسترده آن را به ذهن می‌آورد. این بمب که در ادبیات نظامی امریکا با نام GBU-۴۳/B و عنوان اختصاری MOAB شناخته می‌شود، یکی از بزرگ‌ترین مهمات متعارف هدایت‌شونده‌ای است که نیروی هوایی امریکا در اختیار داشته. با این حال، شهرت آن نباید یک تفاوت فنی مهم را پنهان کند: بزرگ‌بودن بمب و قدرت تخریب آن، لزوما به معنای توانایی نفوذ به اعماق زمین و نابودی تأسیسات مستحکم زیر کوه نیست.

MOAB مخفف عبارت Massive Ordnance Air Blast است؛ عبارتی که به مهمات عظیم انفجار هوایی اشاره دارد. این سلاح در اوایل دهه ۲۰۰۰ و در چارچوب تلاش امریکا برای توسعه مهماتی با قدرت تخریب گسترده طراحی شد. توسعه آن به آزمایش‌های عملی در سال ۲۰۰۳ رسید؛ زمانی که ارتش امریکا برای استفاده احتمالی در جنگ عراق آماده می‌شد، اما در نهایت این بمب در آن عملیات به کار نرفت. نخستین استفاده رزمی آن سال‌ها بعد، در ۱۳ آوریل ۲۰۱۷، در افغانستان ثبت شد؛ زمانی که امریکا یک فروند از این بمب را علیه مجموعه‌ای از غارها و تونل‌های مورد استفاده داعش در استان ننگرهار به کار گرفت.

البته مادر بمب‌ها از نظر ابعاد، سلاح کوچکی نیست که بتوان آن را مانند بمب‌های متعارف از هر هواپیمای جنگی پرتاب کرد. طول آن حدود ۹ متر و وزن کلی آن در منابع فنی نزدیک به ۹.۸ تا ۹.۵ تن گزارش شده است؛ هرچند برخی منابع وزن آن را حدود ۱۰ تن یا اندکی بیشتر اعلام می‌کنند. قطر بدنه نیز حدود یک متر است. بخش عمده این وزن به کلاهک انفجاری اختصاص دارد: حدود ۸.۵ تن ماده منفجره که در مشخصات فنی این سلاح با ترکیب انفجاری H-۶ و مجموعه کلاهک BLU-۱۲۰/B معرفی می‌شود. این حجم از مواد منفجره، آن را به سلاحی برای ایجاد تخریب گسترده در محدوده هدف تبدیل می‌کند، نه صرفا  مهماتی  برای انهدام  نقطه‌ای  یک ساختمان.

نحوه عملکرد این بمب نیز در فهم قابلیت‌های آن اهمیت دارد. این بمب برای هدایت به سوی هدف از سامانه موقعیت‌یابی ماهواره‌ای GPS و سامانه هدایت اینرسی استفاده می‌کند. به بیان ساده، سامانه هدایت، موقعیت و مسیر حرکت بمب را پس از رهاشدن تنظیم می‌کند تا سلاح به محدوده هدف برسد. وجود بالک‌های کنترلی در بخش انتهایی و اجزای آیرودینامیکی بدنه نیز به کنترل مسیر پرواز کمک می‌کند. بنابراین، برخلاف تصور رایج درباره بمب‌های بسیار بزرگ، بمب مذکور صرفا توده‌ای از مواد منفجره نیست که بدون هدایت به سوی هدف رها شود؛ این سلاح  برای  رسیدن به نقطه مورد نظر از سامانه هدایت بهره می‌برد.

اما وزن زیاد آن یک محدودیت عملیاتی هم ایجاد می‌کند. برای حمل و رهاسازی به هواپیمای ترابری نظامی سازگار نیاز دارد و نمی‌توان آن را مانند بسیاری از بمب‌های متعارف از هر جنگنده‌ای پرتاب کرد. این سلاح در ابتدا برای رهاسازی از هواپیمایی که با عنوان « MC-130H» شناخته می‌شود، طراحی شده بود و سازوکار پرتاب آن با روش معمول رهاسازی بمب از زیر بال جنگنده تفاوت دارد. به همین دلیل، استفاده از آن به هماهنگی میان نوع هواپیما، تجهیزات حمل و شرایط عملیات وابسته است. بزرگی سلاح، هرچند بخشی از قدرت تخریب آن را توضیح می‌دهد، هم‌زمان دامنه گزینه‌های عملیاتی  برای به‌کارگیری‌اش  را  محدود می‌کند.

 

مادر بمب‌ها  با کوه کلنگ چه می‌کند؟

برای  فهم  اینکه MOAB در حمله احتمالی به کوه کلنگ چه نقشی می‌تواند داشته باشد، باید آن را با سلاحی مقایسه کرد که اساسا برای نفوذ به تأسیسات مستحکم زیرزمینی ساخته شده است: بمب GBU-۵۷ یا Massive Ordnance Penetrator که به اختصار MOP نامیده می‌شود.

این بمب نیز هدایت‌شونده است، اما ماموریت اصلی آن با MOAB تفاوت دارد. GBU-۵۷ با وزن تقریبی ۱۳.۶ تن، بدنه‌ای طراحی‌شده برای نفوذ به زمین و سازه‌های مستحکم دارد و حدود ۲.۶ تن از وزن آن به مواد منفجره اختصاص یافته است. در مقابل، وزن مواد منفجره MOAB حدود ۸.۵ تن است. بنابراین، بمبی که مواد منفجره بیشتری حمل می‌کند، الزاما برای نفوذ به عمق بیشتر مناسب نیست؛ زیرا شکل بدنه، استحکام سازه، نوع سرجنگی و شیوه عملکرد مهمات نیز در نتیجه نهایی تعیین ‌کننده‌اند.

تفاوت دیگر در هواپیمای حامل است. GBU-۵۷ برای پرتاب از بمب‌افکن رادارگریز B-۲ طراحی شده است؛ هواپیمایی که امکان حمل و رهاسازی این مهمات سنگین را دارد. نیروی هوایی امریکا در عملیات ژوئن ۲۰۲۵ علیه تأسیسات هسته‌ای ایران نیز از همین نوع بمب استفاده کرد. گزارش‌های رسمی امریکا از به‌کارگیری ۱۴ فروند GBU-۵۷ علیه اهدافی در فردو، نطنز و اصفهان خبر دادند. این سابقه نشان می‌دهد که در برنامه تسلیحاتی امریکا، برای مقابله با تأسیسات عمیق و مستحکم، سلاحی تخصصی ‌تر از MOAB  وجود دارد.

در نتیجه، اگر بحث بر سر هدفی در عمق کوه کلنگ باشد، مساله اصلی فقط این نیست که کدام بمب انفجار بزرگ‌تری ایجاد می‌کند؛ مساله این است که کدام سلاح می‌تواند به ساختار مورد نظر نفوذ کند و چه میزان از تأسیسات را از کار بیندازد. حتی درباره بمب‌های سنگرشکن نیز نتیجه حمله به عمق واقعی هدف، جنس سنگ، طراحی سازه و میزان اطلاعات دقیق درباره تأسیسات وابسته است. ازاین‌رو، اعداد و مشخصات منتشرشده درباره توان نفوذ یک بمب را نباید تضمینی برای نابودی هر هدف زیرزمینی  دانست.

البته «مادر بمب‌ها» می‌تواند علیه اهداف سطحی گسترده، ورودی غارها، تونل‌های کم‌عمق و مواضعی که در برابر موج انفجار آسیب‌پذیرند، سلاحی ویرانگر باشد. اما تبدیل این واقعیت به نتیجه‌ای قطعی درباره توانایی آن برای نابودی یک مجموعه مدفون در دل کوه، از نظر فنی موجه نیست. قدرت انفجار، توان نفوذ و توان نابودی هدف سه مفهوم مرتبط اما متفاوتند؛ تمایزی که  در بررسی تهدید ترامپ علیه کوه کلنگ  اهمیت اساسی دارد.

 

کوه کلنگ کجاست؟ هدفی در دل کوه که ترامپ می‌خواهد «سریع از  بین ببرد»

نام کوه کلنگ در ماه‌های گذشته به یکی از کلیدواژه‌های تکراری در جنگ لفظی ایران و امریکا بدل شده است؛ منطقه‌ای که نزدیکی آن به تأسیسات نطنز، گزارش‌های مربوط به حفاری و ساخت‌وسازهای زیرزمینی و ابهام درباره ماهیت و ابعاد فعالیت‌های انجام‌شده در آن، مورد ادعا و استناد رسانه‌های امریکایی است و مقام‌های امریکایی نیز روی همین گزارش‌ها مانور می‌دهند. اکنون با مطرح‌شدن احتمال استفاده  از «مادر همه بمب‌ها» در گزینه‌های نظامی واشنگتن و این که ترامپ نام این کوه را بر زبان آورده ایده احتمال استفاده   از مادر بمب‌ها در کوه کلنگ را به محور تفاسیر جنگی تبدیل کرده  است.

کوه کلنگ در نزدیکی مجموعه هسته‌ای نطنز در استان اصفهان قرار دارد. گزارش‌های رسانه‌های غربی سال‌هاست بدون انتشار مستندی مدعی هستند که مجموعه زیرزمینی در این منطقه قرار دارد؛ مجموعه‌ای که برخی تحلیلگران غربی گمانه‌زنی‌های مختلفی در مورد برنامه هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی را درباره آن تکرار می‌کنند. با این حال، اطلاعات عمومی درباره ابعاد دقیق مجموعه، عمق تونل‌ها، تجهیزات مستقر در آن و کاربری نهایی بخش‌های مختلف آن محدود است و هیچ مستندی نیز در رسانه‌های غربی درباره این موضوعات  منتشر نشده  است.

رسانه‌های غربی ایده‌پردازی‌های دیگری نیز دارند. ناموفق بودن حمله امریکا در جنگ ۱۲ روزه به تاسیسات هسته‌ای ایران آنها را به سمت این گمانه‌زنی سوق داده که پس از حملات امریکا و اسراییل به تأسیسات هسته‌ای ایران، احتمال انتقال فعالیت‌ها یا تجهیزات حساس به مکان‌هایی با حفاظت بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در چنین شرایطی، تأسیساتی که در دل کوه ساخته می‌شوند، از منظر نظامی با هدف‌هایی که در سطح زمین قرار دارند تفاوت دارند: موقعیت دقیق، عمق، ساختار زمین‌شناختی و طراحی داخلی آنها بر میزان آسیب‌پذیری‌شان در برابر حمله اثر می‌گذارد.  همین ابهام  باعث شده  تا  آنها روی کوه کلنگ  تمرکز کنند.

با این حال، موضع رسمی تهران درباره این منطقه با برخی روایت‌های منتشرشده در رسانه‌های امریکایی تفاوت دارد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اول سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که در کوه کلنگ فعالیت هسته‌ای انجام نمی‌شود. این موضع در واکنش به گزارش‌هایی مطرح شد که مدعی بودند مقادیری از اورانیوم غنی‌شده ایران ممکن است به این منطقه منتقل شده باشد. بقایی همچنین تأکید کرد که تماس‌های ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چارچوب معمول خود ادامه دارد، اما مذاکره‌ای میان دو طرف در جریان نیست.

در چنین فضایی، اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال حمله به این منطقه، بار دیگر کوه کلنگ را در مرکز توجه قرار داده است. رییس‌جمهوری امریکا در گفت‌وگو با شبکه نیوزمکس گفت: «اکنون داریم کوه کلنگ را بررسی می‌کنیم. شاید مجبور شویم به آنجا برویم. به آن یک ضربه خواهیم زد و سریع از بینش خواهیم برد.» او در همان مصاحبه گفت هدف واشنگتن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است و تأکید کرد که برای رسیدن به این هدف نیازی  به استفاده از  سلاح هسته‌ای  نمی‌بیند.

همان‌طور که پیش از این نیز تاکید شد، در اظهارات ترامپ این است که او به‌طور مشخص نگفت قرار است «مادر بمب‌ها» را علیه کوه کلنگ به کار  بگیرد.

از نظر فنی نیز انتخاب این بمب برای چنین هدفی با پرسش‌هایی روبه‌روست. MOAB به دلیل حجم زیاد مواد منفجره و توان ایجاد موج انفجار گسترده، برای تخریب اهداف سطحی و برخی مواضع و مجموعه‌های تونلی مناسب است؛ اما اگر هدف در عمق زیاد و زیر لایه‌های مستحکم سنگ قرار داشته باشد، صرف قدرت انفجار نمی‌تواند موفقیت حمله را تضمین کند. در چنین سناریویی، بمب سنگرشکن GBU-۵۷ که مشخصا برای نفوذ به سازه‌های مستحکم طراحی شده، از نظر ماموریت نظامی با MOAB تفاوت دارد. بدون اطلاعات  معتبر درباره عمق و ساختار داخلی کوه کلنگ، نمی‌توان درباره نتیجه احتمالی حمله با   هیچ‌یک  از این  دو سلاح  با   قطعیت اظهارنظر کرد.

ایرانی‌ها در مقابل «مادر بمب‌ها» از «پدر موشک‌ها» گفتند؛ تا طنز کوچه و  بازار تا یادآوری قدرت موشکی

تهدید دونالد ترامپ درباره احتمال استفاده از «مادر همه بمب‌ها» علیه ایران، در داخل کشور با مجموعه‌ای از واکنش‌ها روبه‌رو شده است؛ واکنش‌هایی که از هشدار درباره هزینه‌های نظامی حمله تا زیر سوال بردن کارآمدی این سلاح و حتی نقد نام‌گذاری آن را دربرمی‌گیرد. در میان این موضع‌گیری‌ها، یک وجه مشترک دیده می‌شود: مقام‌های ایرانی تلاش کرده‌اند تصویر ارائه ‌شده از سوی رییس‌جمهوری امریکا، یعنی نمایش قدرت یک سلاح عظیم و  ویرانگر، را به بحث درباره توان پاسخگویی ایران و هزینه‌ها ی  احتمالی جنگ منتقل کنند.

برخی مقام‌ها بر توان موشکی و پاسخ نظامی تأکید کرده‌اند، برخی دیگر تهدید را بخشی از فشار روانی واشنگتن دانسته‌اند و گروهی نیز با لحنی کنایه‌آمیز به نام «مادر بمب‌ها» واکنش نشان  داده‌اند.

یکی از صریح‌ترین واکنش‌ها را علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، مطرح کرد. او جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶، در واکنش به تهدید ترامپ گفت: «اگر آنها بخواهند از مادر بمب‌ها استفاده کنند، ما  از پدر موشک‌ها  استفاده خواهیم کرد.» بروجردی همچنین هشدار داد که  ایران موشک‌هایی در اختیار دارد که به گفته او، هزینه عبور از خطوط قرمز کشور را  به طرف مقابل نشان خواهند داد.

انتخاب عبارت «پدر موشک‌ها» در برابر «مادر بمب‌ها» بیش از آنکه یک اصطلاح فنی باشد، پاسخی رسانه‌ای به نام‌گذاری سلاح امریکایی است. بروجردی به جای ورود به جزییات توان نفوذ یا شعاع تخریب MOAB، تهدید را به میدان بازدارندگی موشکی منتقل کرد؛ میدانی که در آن، پیام اصلی تهران این است که حمله احتمالی امریکا با واکنشی محدود به همان نقطه  هدف  روبه‌رو نخواهد  شد.

 

پاسخ وزارت دفاع: وزن بمب مهم  نیست، هزینه حمله مهم است

مجید ابن‌الرضا، سرپرست پیشین وزارت دفاع در روزهای پیش از رأی اعتماد به وزیر جدید، نیز به گمانه‌زنی‌ها درباره استفاده احتمالی امریکا از این بمب واکنش نشان داد. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اسم و ابعاد بمب‌ها مهم نیست!» و در ادامه هشدار داد که پیامدهای اقدام نظامی امریکا را باید در جایگاه جهانی این کشور، اقتصاد آن و محاسبات انتخاباتی واشنگتن جست‌وجو کرد. ابن‌الرضا همچنین بر نقش توان موشکی ایران در تغییر معادلات راهبردی تأکید کرد.

چنین موضعی بر این فرض استوار است که حمله نظامی، حتی اگر به هدفی مشخص آسیب برساند، الزاما به تحقق تمام اهداف سیاسی مهاجم منجر نمی‌شود و ممکن است پیامدهایی برای موقعیت بین‌المللی و منافع داخلی او ایجاد کند. در همین روز، مجلس شورای اسلامی با رأی اعتماد به مهرداد اخلاقی کتابچی، او را به عنوان وزیر دفاع جدید تأیید کرد. اخلاقی در سخنان خود در مجلس وعده تقویت پایه صنعتی دفاعی کشور و توسعه فناوری‌های نظامی را مطرح کرده و درباره پیامدهای هرگونه حمله تازه امریکا هشدار داده است.

 

سخنگوی سپاه: فقط یک تمدن وحشی بمبش را «مادر» می‌نامد

واکنش سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وجه متفاوتی از پاسخ داخلی به تهدید امریکا را به نمایش گذاشت. او در پیامی که روز شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، نوشت: «فقط یک تمدن وحشی می‌تواند از واژه مقدس مادر برای سنگین‌ترین بمب خود استفاده کند.» محبی در ادامه افزود: «آینده از آن ملتی است که بزرگ‌ترین تهدید دشمن را به طنز کوچه و بازار تبدیل می‌کند.»

این شیوه واکنش، در کنار هشدارهای نظامی، اهمیت دارد؛ زیرا تهدید نظامی تنها از مسیر توان واقعی سلاح اثر نمی‌گذارد. بزرگ‌نمایی قدرت تخریب، نمایش تصاویر تسلیحات و تکرار نام‌هایی مانند «مادر همه بمب‌ها» می‌تواند بخشی از تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی و محاسبات طرف مقابل باشد. در مقابل، واکنش طنزآمیز مقام‌های ایرانی می‌کوشد از شدت این اثر روانی بکاهد و اجازه ندهد نام سلاح به‌تنهایی به نشانه‌ای از برتری قطعی امریکا تبدیل شود.

با این همه، از این موضع‌گیری‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که استفاده از مادر بمب‌ها قطعا بی‌اثر خواهد بود یا ایران از پیش درباره شکل و دامنه پاسخ احتمالی تصمیمی علنی اعلام کرده است. اظهارات سیاسی، هشدارهای بازدارنده و برنامه‌های عملیاتی نظامی سه مقوله متفاوتند. آنچه در مواضع علنی مقام‌های ایرانی دیده می‌شود، تلاش برای بالا بردن هزینه ادراک‌شده حمله و جلوگیری از شکل‌گیری این تصور است که قدرت انفجاری یک سلاح می‌تواند به‌تنهایی نتیجه  یک  رویارویی  را تعیین کند.

تقابل لفظی «مادر بمب‌ها» و «پدر موشک‌ها» بیش از آنکه پاسخ نهایی به یک پرسش فنی باشد، بازتاب رقابت دو طرف بر سر روایت جنگ است: واشنگتن با نمایش قدرت تخریب سلاح خود تهدید می‌کند و تهران با تأکید بر توان پاسخ‌گویی و هزینه‌های حمله می‌کوشد این تهدید را مهار کند. اینکه کدام روایت در محاسبات واقعی نظامی اثر بیشتری خواهد گذاشت، نه با نام  بمب‌ها و موشک‌ها، بلکه با  قابلیت‌های  واقعی، تصمیم‌های سیاسی و پیامدهای هرگونه درگیری  مشخص  می‌شود.

با این وجود کاربران فضای مجازی بعضا از این تهدید به عنوان تهدیدی گورباچفی یاد کردند. اصطلاحی که از روی ادبیات و البته سرنوشت میخاییل گورباچف برداشت شده است؛ تهدیدی که در نهایت به عقب‌نشینی یا توافق و فروپاشی ادعاها منجر می‌شود، نه رویارویی  مستقیم.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو