به او گفتم من هم مثل شما میخوانم اما من نوحه میخوانم. گفتم نوحه خواندن از کاری که شما انجام میدهید سختتر است.
همسرش گفت فکر نکن ما به چیزی اعتقاد نداریم. یک قرآن از مادربزرگت به ما رسیده و عمویت در هر مسافرت آن را با خودش میبرد.
گاهی باهم گپ میزنیم و با وجود اختلاف سلیقهها با علاقه صحبت میکنیم.