۲۲:۳۳

۱۴۰۵/۰۶/۲۰

سایت آماده خبری

۲۲:۳۳

۱۴۰۵/۰۶/۲۰

پایگاه خبری آوای پورسینا

رویترز: جنگ ترامپ علیه ایران یادآور «جنگ‌های ابدی» پس از ۱۱ سپتامبر است

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

اکنون، یک ربع قرن پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که «جنگ جهانی علیه تروریسم» را به راه انداخت، او درگیر جنگی نامحبوب شده که به‌دست خود او شکل گرفته است؛ جنگی که به گفته تحلیلگران، خطر آن وجود دارد که به نسخه ترامپ از یک «جنگ بی‌پایان» تبدیل شود.

با نزدیک شدن به سالگرد ۱۱ سپتامبر، جنگ ترامپ علیه ایران در محافل سیاست خارجی با درگیری‌های طولانی و اختلاف‌برانگیز در افغانستان و عراق که پیش از آن رخ دادند، مقایسه می‌شود. این جنگ همچنین پرسش‌هایی را مطرح کرده است درباره اینکه آیا آمریکا بار دیگر نتوانسته از درس‌های درگیری‌های گذشته بیاموزد یا برای خود یک راهبرد روشن برای خروج از جنگ آماده کند.

سینا طوسی از اندیشکده «مرکز سیاست بین‌الملل» در واشنگتن گفت: ترامپ یکی از محدودیت‌های مهمی را که پس از جنگ‌های عراق و افغانستان در واشنگتن در برابر آغاز یک جنگ بزرگ و بدون پایان مشخص در خاورمیانه وجود داشت، شکسته است.

«این مسئله می‌تواند باعث شود جانشین او با یک رویارویی ریشه‌دار و تثبیت‌شده میان آمریکا و ایران مواجه شود.»

مقام‌های دولت آمریکا گفته‌اند جنگ علیه ایران هیچ شباهتی به درگیری‌های طولانی‌مدت پس از ۱۱ سپتامبر ندارد.

در جریان جنگ‌های عراق و افغانستان، آمریکا دولت‌های متخاصم را سرنگون کرد، هزاران نیروی زمینی را برای تصرف و حفظ مناطق به کار گرفت، متحمل تلفات بسیار بیشتری شد و تلفات بسیار بیشتری به دشمن وارد کرد و برای ایجاد نوعی نظام حکمرانی به سبک غربی با دشواری‌های فراوان روبه‌رو شد.

اما این بار، آمریکا عمدتاً به قدرت هوایی و دریایی متکی است؛ عملیاتی که از نظر نظامی و اقتصادی به ایران آسیب زده‌اند، اما نه آن را شکست داده‌اند و نه باعث شده‌ است حکومت ساقط شود.

با این حال، پس از شش ماه جنگ، ایالات متحده درگیر یک «نبرد فرسایشی» شده است؛ نبردی که با موج‌هایی از درگیری و تشدید خصومت‌ها همراه است و نمونه اخیر آن، تبادل حملات این هفته علیه نفتکش‌ها بود؛ در حالی که ترامپ تلاش می‌کند با اعمال تحریم‌های بیشتر، محاصره اقتصادی تهران را تنگ‌تر کند.

تحلیلگران هشدار می‌دهند که این جنگ احتمالاً بسیار فراتر از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر ادامه خواهد یافت؛ انتخاباتی که در آن، مخالفت رأی‌دهندگان با جنگ می‌تواند شانس حزب جمهوری‌خواه ترامپ برای حفظ کنترل کنگره را تهدید کند.

و دقیقاً مانند درگیری‌های قبلی، حتی در شرایطی که هزینه‌های اقتصادی جنگ بر مصرف‌کنندگان آمریکایی سنگینی می‌کند، هیچ راه خروج آشکاری از آن دیده نمی‌شود.

اختلالی که تهران در انتقال محموله‌های نفتی از طریق تنگه هرمز ایجاد کرده، قیمت بنزین در آمریکا را افزایش داده است. این جنگ همچنین موجب کاهش میزان محبوبیت ترامپ شده و جایگاه بین‌المللی واشنگتن را تضعیف کرده است؛ پیامدهایی که در جنگ‌های عراق و افغانستان نیز یکی از نتایج آن بودند.

آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ تنها فردی بود که «شجاعت رویارویی» با تهران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور را «داشت» و افزود که او به تمام اهداف خود دست یافته است و اقتصاد ایران نیز در نتیجه تشدید تحریم‌ها و محاصره دریایی آمریکا در حال فلج شدن است.

او مستقیماً به پرسش‌های رویترز درباره اینکه مناقشه با ایران چگونه در میراث جنگ‌های آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر جای می‌گیرد، پاسخ نداد.

درس‌هایی که نادیده گرفته شده‌اند؟

تحلیلگران می‌گویند ترامپ به درس‌های اصلی دوران پس از ۱۱ سپتامبر توجه نکرده است؛ دورانی که پس از آن آغاز شد که تروریست‌های القاعده هواپیماها را به مرکز تجارت جهانی در نیویورک و پنتاگون در خارج از واشنگتن کوبیدند و نزدیک به ۳ هزار نفر را کشتند.

از جمله این درس‌ها، هزینه‌های سنگین سیاسی جنگ‌های طولانی‌مدت و خطرات ناشی از رویارویی با دشمنی سرسخت است که برای بقای خود می‌جنگد.

این حملات به دهه‌ها درگیری منجر شد؛ ابتدا با حمله به افغانستان، جایی که رهبران القاعده در آن پناه گرفته بودند، و سپس با حمله سال ۲۰۰۳ به عراق که بر اساس اطلاعاتی انجام شد که بعدها مشخص شد نادرست بوده است؛ اطلاعاتی مبنی بر اینکه بغداد در حال توسعه سلاح‌های کشتار جمعی است.

در حالی که جنگ‌های عراق و افغانستان سرانجام به درگیری‌هایی نامحبوب تبدیل شدند، هر دوی آنها در ابتدا از حمایت گسترده‌ای در داخل آمریکا برخوردار بودند

دو جنگی که رئیس‌جمهور جورج دبلیو. بوش آغاز کرد، ارتش آمریکا را بیش از ظرفیتش درگیر کرد و موجب بی‌ثباتی خاورمیانه شد.

واکنش منفی افکار عمومی آمریکا در پی این جنگ‌ها، به رشد و اوج‌گیری ترامپ در یک دهه پیش کمک کرد و او در سال ۲۰۲۴ برای دومین دوره ریاست‌جمهوری پیروز شد؛ در حالی که وعده می‌داد از ماجراجویی نظامی پرهیز کند و بر دغدغه‌های اقتصادی آمریکایی‌ها تمرکز داشته باشد.

اما تحلیلگران می‌گویند همان‌طور که دولت بوش شورش‌هایی را که آمریکا در عراق و افغانستان با آنها مواجه می‌شد دست‌کم گرفته بود، ترامپ و دستیارانش نیز در محاسبه میزان تاب‌آوری ایران و توانایی این کشور برای مختل کردن انتقال یک‌پنجم محموله‌های انرژی جهان دچار اشتباه شده‌اند.

نکته قابل توجه این است که «عملیات خشم حماسی» ترامپ که در کنار اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد، برخلاف یک شوک ملی مشابه ۱۱ سپتامبر، در واکنش به یک فاجعه ملی آغاز نشد؛ بلکه منتقدان آن را جنگی اختیاری و غیرضروری می‌دانستند. کارشناسان ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه برنامه هسته‌ای تهران تهدیدی قریب‌الوقوع برای آمریکا بوده است را رد کرده‌اند.

ممکن است ایران از طالبان افغانستان الگو گرفته باشد؛ همان گروهی که پنج سال پیش، پس از خروج آشفته آمریکا، بار دیگر به قدرت بازگشت. این تجربه نشان داد که یک دشمن مصمم می‌تواند با وجود برتری آتش نظامی واشنگتن، آمریکا را پشت سر بگذارد و دوام بیاورد، در حالی که فشارهای داخلی به‌تدریج عزم و اراده ایالات متحده را فرسوده می‌کند.

درگیری با ایران همچنین هزینه‌های جنگیدن بدون برخورداری از حمایت گسترده متحدان را نشان داده است.

بوش پیش از آغاز عملیات‌های نظامی خود در عراق و افغانستان، حمایت قابل توجه بین‌المللی را به دست آورده بود، هرچند این پشتیبانی به مرور زمان کاهش یافت.

در مقابل، ترامپ بدون مشورت یا توضیح قبلی چندانی به ایران حمله کرد و اکنون با رهبران اروپایی و آسیایی مواجه شده که عمدتاً در برابر درخواست‌های او برای کمک مقاومت کرده‌اند.

روابط با ترامپ پیش از این نیز به دلیل تهدید او مبنی بر تصاحب گرینلند، زیر سؤال بردن کارایی ناتو، کاهش ارسال تسلیحات به اوکراین و اعمال تعرفه‌های گسترده بر شرکای تجاری، تیره‌وتار شده بود.

هزینه سنگین برای متحدان

این درگیری همچنین از نظر سرایت منطقه‌ای، بازتابی از حمله به عراق بوده است؛ گسترشی که به نظر می‌رسد در این مورد نیز واشنگتن را غافلگیر کرده است؛ با این تفاوت که این بار موضوع، واکنش تلافی‌جویانه تهران علیه متحدان آمریکا در خلیج فارس است.

در شرایطی که همسایگان ایران بی‌سروصدا در تلاش‌اند تنش‌ها را کاهش دهند که هرگز خواهان آن نبوده‌اند، یکی از مقام‌های عربی با ابراز تأسف گفت که دولت آمریکا ممکن است برخی از همان اشتباهات جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر را تکرار کند.

این مقام که به شرط ناشناس ماندن سخن می‌گفت، پرسید: راهبرد آمریکا در اینجا چه بود؟

عزیز الغشیان، تحلیلگر سعودی، این وضعیت را «احساس محدودیت و درماندگی در خلیج فارس نسبت به جنگ‌هایی که به دلیل تصمیمات ایالات متحده در حال وقوع هستند»، توصیف کرد.

موج‌های ناشی از جنگ روز پنجشنبه گسترده‌تر شد؛ منابع نظامی اعلام کردند که حوثی‌ها کنترل شهر بندری المخا در یمن را به دست گرفته‌اند و اهرم فشار بیشتری بر یک مسیر مهم حمل‌ونقل نفت در دریای سرخ به دست آورده‌اند.

در حالی که جنگ‌های عراق و افغانستان سرانجام به درگیری‌هایی نامحبوب تبدیل شدند، هر دوی آنها در ابتدا از حمایت گسترده‌ای در داخل آمریکا برخوردار بودند.

اما جنگ ترامپ از چنین دوره ماه‌عسل و حمایتی در افکار عمومی برخوردار نبود.

اکثر آمریکایی‌ها از همان ابتدا با این جنگ مخالف بودند و حتی چهره‌های برجسته مرتبط با جنبش «اول آمریکا»ی او نیز از وی انتقاد کرده‌اند.

ترامپ در ابتدا انتظار داشت موفقیت سریع خود در یورش سوم ژانویه را تکرار کند؛ عملیاتی که طی آن نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، ربوده شد.

اما کارزار نظامی علیه ایران در عوض به یک بن‌بست ناپایدار و پرتنش تبدیل شده است؛ بن‌بستی که نتوانسته به بیشتر اهداف متغیر ترامپ دست یابد، از جمله متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، و در عین حال ذخایر موشکی پنتاگون را تحلیل برده است.

با این حال، ترامپ همچنان مدافعانی دارد.

مارک دوبوویتز، رئیس «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها»، اندیشکده‌ای مستقر در واشنگتن که موضعی سختگیرانه در قبال ایران دارد، این ادعا را که ترامپ آمریکا را وارد جنگی بی‌پایان کرده است رد کرد و اصرار داشت که او به موفقیت‌هایی دست یافته است که در نهایت به پیروزی منجر خواهند شد.

دوبوویتز مدعی شد: این یک جنگ ۴۷ ساله بوده که جمهوری اسلامی علیه آمریکا به راه انداخته است. و حالا ما پاسخ داده‌ایم.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو