به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، پوتین در دیدارش با مسعود پزشکیان در ترکمنستان اعلام کرد روسیه آماده است برای پایان جنگ هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد. رئیسجمهور ایران نیز بر آمادگی تهران برای ادامه مذاکرات تأکید کرد. با این حال، روسیه در حال حاضر میانجی رسمی مذاکرات ایران و آمریکا نیست و نقش اصلی در تلاشهای دیپلماتیک همچنان بر عهده کانالهای دیگری، از جمله پاکستان، قرار دارد.
روسیه از جنگ چه منافعی به دست آورده است؟
مهمترین دلیل تردید درباره بیطرفی مسکو، منافع اقتصادی و راهبردی این کشور از ادامه درگیری است. اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز و کاهش عرضه نفت منطقه، قیمت جهانی انرژی را افزایش داده و فرصت تازهای برای فروش نفت روسیه ایجاد کرده است؛ کشوری که از زمان حمله به اوکراین با تحریمهای گسترده غرب مواجه بوده است.
بیشتر بخوانید:
چهار رقیب آمریکا در یک مسیر | چگونه ایران، روسیه، چین و کره شمالی به یکدیگر کمک میکنند؟
«مادر همه بمبها» قاعده بازی تهران و ترامپ را عوض میکند؟ | جنگ سه روزه در راه است
چه کسی زمان حمله به ایران را لو داد؟ | جنگ جاسوسها در کاخ سفید
پروازهای مشکوک اسرائیل بر فراز سوریه و عراق | آیا اسرائیل در حال آمادهسازی مسیر حمله به ایران است؟
تحلیلهای شورای روابط خارجی آمریکا و چتمهاوس در ماههای گذشته تأکید کردهاند که افزایش قیمت انرژی میتواند درآمدهای صادراتی و توان مالی روسیه برای ادامه جنگ اوکراین را تقویت کند. از سوی دیگر، درگیری خاورمیانه بخشی از توجه سیاسی و نظامی آمریکا و متحدان اروپاییاش را از اوکراین منحرف کرده است؛ موضوعی که برای کرملین یک امتیاز راهبردی محسوب میشود.
گزارش بیبیسی نیز به نقل از حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران، این پرسش را مطرح میکند که آیا پیشنهاد میانجیگری پوتین بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی به پایان جنگ باشد، تلاشی برای نمایش نفوذ روسیه در برابر واشنگتن است. در این نگاه، مسکو میخواهد نشان دهد که بدون مشارکت آن نمیتوان بحرانهای بزرگ بینالمللی را مدیریت کرد.
اما منفعت بردن از جنگ لزوما به معنای تمایل به ادامه نامحدود آن نیست. گسترش بیثباتی در خلیج فارس میتواند مسیرهای تجاری روسیه، پروژه کریدور شمال ـ جنوب و روابط اقتصادی این کشور با ایران و کشورهای عربی را نیز تهدید کند. بنابراین، مسکو ممکن است از تداوم فشار بر غرب سود ببرد، اما با جنگی که کنترل آن از دست بازیگران خارج شود، الزاما برنده نخواهد بود.
آیا پوتین میتواند بر ترامپ و تهران اثر بگذارد؟
روسیه برای میانجیگری چند امتیاز دارد: روابط نزدیک با تهران، کانال ارتباطی با واشنگتن و تجربه مذاکره درباره پرونده هستهای ایران. مسکو پیشتر پیشنهادهایی درباره نگهداری ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مطرح کرده بود؛ راهکاری که میتوانست بخشی از اختلافات هستهای را کاهش دهد، اما تاکنون به توافق نهایی منجر نشده است.
با این حال، داشتن کانال ارتباطی با دو طرف با توانایی وادار کردن آنها به مصالحه تفاوت دارد. روسیه نمیتواند بهتنهایی تضمین کند که آمریکا از خواستههای خود عقبنشینی کند یا اسرائیل از عملیات نظامی دست بکشد. افزون بر این، مسکو خود درگیر جنگ اوکراین است و برای پیشبرد اهدافش به روابط اقتصادی و سیاسی با دیگر بازیگران منطقه، از جمله کشورهای عربی خلیج فارس، نیاز دارد.
نکته مهمتر آن است که روسیه و ایران، با وجود همکاریهای نظامی و سیاسی، در بازار انرژی نیز رقیب یکدیگرند. اگر جنگ پایان یابد و صادرات نفت ایران به شکل گستردهتری به بازارهای جهانی بازگردد، تهران میتواند سهم بیشتری از بازار را پس بگیرد و بخشی از امتیازهای اقتصادی فعلی روسیه کاهش یابد. از این منظر، توافقی که ایران را از نظر اقتصادی مستقلتر کند، ممکن است برای مسکو به اندازه توافقی که نفوذ روسیه را افزایش میدهد، مطلوب نباشد.
از «همپیمان راهبردی» تا «برنده جنگ»
در شبکههای اجتماعی فارسیزبان، بحث درباره نقش روسیه معمولا میان دو روایت متضاد در نوسان است. در یک روایت، مسکو بهعنوان متحدی معرفی میشود که میتواند از ظرفیت دیپلماتیک و روابط خود با واشنگتن برای کاهش فشار بر ایران استفاده کند. در روایت مقابل، افزایش درآمدهای نفتی روسیه و منحرف شدن توجه آمریکا از اوکراین، نشانههایی از تعارض منافع دو کشور تلقی میشود.
با این حال، پربازدید بودن یک ادعا یا تکرار آن از سوی حسابهای متعدد، بهتنهایی سندی برای اثبات هماهنگی پنهانی یا قصد روسیه برای طولانی کردن جنگ نیست. گزارشهای مربوط به فعالیت شبکههای هماهنگ در فضای مجازی نیز نشان میدهد که محتوای جنگ میتواند با اهداف تبلیغاتی بازنشر شود؛ از همین رو، ارزیابی رفتار دولتها باید بر شواهد قابل راستیآزمایی استوار باشد، نه صرفا بر روایتهای پرطرفدار آنلاین.
میانجیگری روسیه؛ فرصت یا وابستگی تازه؟
برای ایران، استفاده از ظرفیت دیپلماتیک روسیه میتواند مفید باشد، به شرط آنکه به معنای واگذاری انحصاری مسیر مذاکره به مسکو نباشد. تهران میتواند از کانال روسیه برای انتقال پیام، بررسی پیشنهادها و کاهش سوءتفاهمها استفاده کند، اما بهتر است ارتباط با پاکستان و دیگر میانجیها را نیز حفظ کند تا قدرت چانهزنیاش محدود نشود.
روسیه میتواند یکی از میانجیهای مؤثر باشد، اما شواهد کافی برای معرفی آن بهعنوان میانجی بیطرف و قابل اتکای اصلی وجود ندارد. مسکو هم از پایان جنگی که امنیت منطقه و پروژههای اقتصادیاش را تهدید میکند، میتواند سود ببرد و هم از تداوم سطحی از تنش که قیمت انرژی را بالا نگه دارد و فشار غرب بر اوکراین را کاهش دهد. مسئله اصلی برای ایران این است که هر پیشنهاد روسی را بر اساس نتیجه عملی آن بسنجد: آیا به توقف حملات، تضمین امنیت، کاهش تحریمها و توافقی پایدار منجر میشود، یا صرفا نفوذ مسکو را افزایش میدهد؟ پاسخ به همین معیارها مشخص میکند که میانجیگری روسیه یک فرصت دیپلماتیک است یا راهی برای تبدیل بحران ایران به اهرمی در رقابت بزرگتر کرملین با غرب.