«هرگه به برگ و ساز معیشت گریستم
«خندیدم آنقدر که به طاقت گریستم
چون شمع خلوت سحری داشتم به پیش
دور از وطن نرفته به غربت گریستم
(بیدل)
نگرانی زندگی و فکر معیشت را میتوان از نشانههایی که آشکارا در جامعه، کوچه و خیابان و اداره و مراکز خرید و تعمیرگاه اتومبیل و تفرجگاه، حتی شیوه و رفتار و سکوت یا عصبانیت بسیاری از مردم دید.
جنگ یک حقیقت است و قبلاً بارها گفته شد که اکثریت مردم، نود درصد جمعیت و بیشتر از آن، باید با دولت و حاکمیت همدلی داشته و در هدف و زبان مشترک باشند. مردم هم باید بدانند و به خوبی و آگاهانه میدانند که هیچ جامعه و ملتی، بدون دولت و حکومت، قادر به حفظ خود نخواهد بود و از این نظر ایران سابقه درخشانی دارد. نخستین دولت گسترده و مدنی جهان را در شکل یک امپراتوری بزرگ و جهانی ایجاد کرده و به دیگر مردمان و ملتها نیز آموخته است.
گذشته و تاریخ اما یک درس بزرگ برای ما به همراه دارد و آن این است که اگر جنگ نیازمند شجاعت و کمین و حتی حیله است، ولی سازمان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بزرگترین حکومتها، فقط با هم-راهی ملت و هم-رایی دانایان و نیک خواهان سر و سامان مییابد. امروز که روز ایستادگی است و معلوم نیست جنگ و کشمکش با دشمنان دروغزن و بیرسم تا کجا ادامه یابد، البته باید استقامت کرد و ملت و میهن چارهای جز پیروزی و سربلندی بر این نابکاران ندارد. هیچ اعتمادی بر امریکا و مستعمراتش، به ویژه رژیم صهیونی نیست و تا کسب ضمانت کافی و تحمیل شرایط لازم، باید جنگید و دشمن را به ستوه آورد.
اما در سایۀ همین جنگ و دلاوری، فرصت عالی وجود دارد برای حذف رانتها و مفسدان و کاسبان تحریم و تراستیهای وطن فروش و سفته بازان و حواله فروشی و مافیای خودروی بیکیفیت و بیرقیب و گران و سوخت ارزان و قاچاقچیهای حامل انرژی و دلارگردانها و آقازادههای لوکس و صاحب ثروتی که در وقت سختی به درد مردم و مملکت نخوردند اما مال و پول ملت و دولت را تا توانستند بردند و خوردند. به فرموده خداوند: قُلْ سِیرُوا فِی الأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُجْرِمِینَ/ بگو: «در روی زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید»! (سورۀ نمل-آیۀ ۶۹)
رئیس جمهور بارها دربارۀ وضع بغرنجی که در پیش است هشدار داده است. افزایش روزانه قیمت از یک طرف، بازی بانکها و کسر پول مردم به بهانههای مختلف از سوی دیگر. آیا دولت با این شیوهها میخواهد کسر بودجه را جبران کند؟
یک مثال عینی بزنم از بانک رفاه کارگران، که از حداقل حقوق برخی و شاید بسیاری بازنشستگان کارگری، رقم قابل توجهی، گاه تا یک سوم حقوق، را کسر کرده بدون هیچ اخطار و اطلاعی، پس از پرس و جو و مراجعه، به بانک شعبه فردوسی ارجاع شده و مسئول امور تسهیلات در شعبه مزبور به ارباب رجوع پاسخ میدهد که مثلا بیست و پنج سال پیش از موسسهای که منحل شده و شعبهای که آن هم منحل شده تسهیلات گرفتهاید! حالا با سودش شده است شش هفت برابر و ما مأمور برداشت هستیم!
عجب! اگر بپرسید چه تسهیلاتی و چقدر و کجا و کی؟ و چرا حالا و در زمان جنگ؟ چرا بدون اخطار و با کدام حکم و دستور لازم الاجرا؟ و بالاخره چرا تقسیط نکردید و آیا در بانکهایی که خودتان کار میکنید میدانید چه وامهایی داده شده و چه تسهیلاتی بوده و چه خبر است، که دولت دستور مستقیم برای لغو آن را داد؟ فقط گریبان کهنه و بیپناه یک کارگر قابل گرفتن است و بس.
این مثال را از دهها مثال برگزیدم و بقیه را نمیگویم زیرا مصلحت نیست بر بار گرفتاریها افزوده شود و در این شرایط مشکلات را برجسته کنم. خدا رحمت کند مدیر و وزیر برجسته کشور مرحوم ترکان را، میگفت اگر روزی دیدید چند نفر از دانه درشتها را محاکمه و اعدام کردند، بدانید ایران هم مثل برق پیشرفت خواهد کرد. چین و ژاپن اینگونه توسعه یافتند. اما تا وقتی فقط مردم عادی و ضعفا پاسخگو و محل فشارها هستند، این قطار جهت حرکتش تغییر نمیکند. باری، امروز که نام ایران بلند و باشکوه است و در برابر دشمنان صاحب ادعا، همچون صخره و سرو ایستادهایم. امروز که سرداران و افسران دلاور و به ویژه شهیدان بزرگ ما، رهبر شهید و فرماندهان و دانشمندان و سیاستگران زبده و بسیاری از مردم عزیز میهن جان در راه آزادی و مقاومت و پیروزی هدیه و فدا کردهاند؛ فرصت بزرگ برای قطع ریشههای فاسد این جریانات پیدا شده و حداقل برای آنکه جامعه و اقتصاد نفسی بکشد و مردم امیدی تازه پیدا کنند، باید دست به کار شد و اجازه نداد رگ و ریشه اجتماع و اقتصاد به مرداب فقر و کمبود و فلاکت بدل شود.
اکنون موضوع کمبود و گرانی سوخت در میان آمده و مردم سخت نگران و مضطرب شده اند. دولت در محاصره و تحریم با کمبود شدید روبروست و منابع ارزی و ریالی نیز تکافو نمیکند. مردم و جامعه نیز توانایی برخورد با یک شوک تورمی و بلکه انفجار قیمتها را ندارند. پس چاره و تدبیر چیست؟ موضوع و معضل سوخت از آن مسائلی است که به قول حافظ:
مقام عیش میسر نمیشود بیرنج
بلی به حکمِ بلا بستهاند عهدِ الست
این بن بست را فعلا میباید با مبارزه سرسختانه و بیرأفت با قاچاقچیان سوخت و کشف و افشای انبارها و انشعابهای نهفته و پنهان، کار را اندکی سامان داد و مشکل بنزین و گازوئیل را در تأخیر آورد. اما در هرصورت تله سوخت پیش روی نظام، دولت و ملت است و بهترین چاره آن است که هیئتی از خردمندان و تدبیرگران و افراد مجرب و مدیران پاکدست و میهن دوست در عرصه نفت و سوخت و اقتصاد و بازرگانی بنشینند و طرحی عقلایی با در نظر گرفتن تمام جوانب ارائه دهند. البته بسیار پیچ خطرناکی است ولی چاره نداریم و باید از آن عبور کنیم.
سخن آخر خطاب به تمام مدیران و سیاستگران و کشور از یک سو، و دادگستری و دستگاه محترم و گرامی عدلیه از جانب بالاتر است که مردم را همراه کنید و مفسدان را برانید و مجازات کنید تا اکثریت به خورشید عدالت دلگرم شوند و دولت نیز بتواند از حداکثر منابع موجود برای تدبیر معیشت مردم بهره بگیرد. به قول شیخ سعدی در بوستان:
بر آن باش تا هرچه نیّت کنی
نظر در صلاح رعیّت کنی
اَلا تا نپیچی سر از عدل و رای
که مردم ز دستت نپیچند پای
گریزد رعیّت ز بیدادگر
کُنَد نام زشتش به گیتی سمر
بسی برنیاید که بنیاد خوَد
بکَند آن که بنهاد بنیادِ بَد»