به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، انتشار ویدیویی تازه از سوی مامک جمشیدی، خواهر این بازیگر، بار دیگر آتش بحثهای فروکشکرده را شعلهور کرد. اظهارات او مبنی بر اینکه «برادرم امامزاده نیست»، نه تنها نقطه پایانی بر گمانهزنیها نگذاشت، بلکه به شکلی پارادوکسیکال، ابهامات پیرامون این پرونده را عمیقتر کرد.
این رویکرد دفاعی که در آن یک «سبک زندگی» به جای «بیگناهی محض» سپر دفاعی قرار میگیرد، در فضای حقوقی و رسانهای ایران پدیدهای به شدت غریب و تأملبرانگیز است.
ریشههای یک بحران؛ از دادگاه تا افکار عمومی
پرونده پژمان جمشیدی از مهرماه ۱۴۰۴ با شکایت ملیکا پارسادوست مبنی بر اتهامات سنگین «تجاوز به عنف» و «آدمربایی» آغاز شد. فرآیند قضایی این پرونده با فراز و فرودهای بسیاری همراه بود؛ بازداشت، آزادی با قرار وثیقه، سفرهای خارجی و در نهایت حکمی که برای بسیاری از ناظران، سردرگمکننده بود. دادگاه جمشیدی را از اتهامات سنگین تجاوز و آدمربایی تبرئه کرد، اما او را به اتهام «رابطه نامشروع مادون زنا» به ۹۹ ضربه شلاق محکوم کرد؛ حکمی که توسط دیوان عالی کشور نیز تأیید شد.
ویدئویی درباره همه حواشی مامک جمشیدی و حرفهای ملیکا پارسادوست را اینجا ببینید:
وقتی دادگاه اتهام تجاوز را نمیپذیرد اما حکم شلاق برای رابطه نامشروع صادر میکند، یک «خلاء معنایی» در اذهان عمومی ایجاد میشود. شاکی پرونده همچنان بر خشونت جنسی تأکید دارد و این حکم را نه برائت، که نمادی از نبود رضایت در رابطه میداند. در چنین فضای غبارآلودی، انتظار میرفت که خانواده جمشیدی با ادبیاتی حقوقی و دیپلماتیک به تبیین بیگناهی او بپردازند، اما آنچه رخ داد، تغییری شگفتآور در استراتژی دفاعی بود.
«امامزاده» در برابر واقعیتهای خاکستری
مامک جمشیدی در ویدیوی اخیر خود با لحنی تهاجمی و صریح گفت: «من اصلا نمیگم برادر من امامزاده است… جوونی کرده، عشق و حال کرده… زحمت کشیده، شهرت داره، ثروت داره، نوش جونش.» این جمله، مرزهای دفاع سنتی را جابهجا کرد. او به جای انکار اتهامات و تمرکز بر عدم وقوع فعل، به «عادیسازی» سبک زندگی برادرش پرداخت.
بیشتر بخوانید:
شما خنگ نیستید، شما فقط به اندازه کافی پول ندارید! | رتبه کنکور را حساب بانکی والدین تعیین میکند | پشت رتبههای برتر کنکور چه میگذرد؟
قیمت خودروی محمدرضا گلزار چقدر است؟ | رژه میلیاردی از میان صفِ گوشت
پشت پرده یک آمار عجیب | آیا کافهنشینی تهرانیها، «بیدغدغگی» آنهاست؟
مردم مُرغ قسطی بخرند تا پرسپولیس بازیکن ۸۰۰ میلیاردی بگیرد | فوتبالیست نجومی در روزگار ریاضت | پرونده دانیال ایری و یک پرسش از عدالت اقتصادی
نکته عجیب اینجاست که در حقوق کیفری، «سبک زندگی» یا «تجربه داشتن در جوانی» دلیلی بر تبرئه یا محکومیت نیست. اما چرخش گفتمانی مامک جمشیدی، پرونده را از یک موضوع قضایی خارج کرد و به یک قضاوت اخلاقی کشاند. او با این استدلال که «برادرم نیازی به این کارها ندارد» و «پشت این داستانها چیزهایی هست»، تلویحا مدعی وجود سناریوهایی علیه برادرش شد، بدون آنکه مستندات روشنی برای ادعاهای خود ارائه دهد. این رفتار، در مواجهه با پروندهای که ابعاد پیچیده خشونت جنسی در آن مطرح است، عجیب به نظر میرسد؛ چرا که به جای شفافسازی، به دوقطبیسازی فضا دامن زد.
چرا این رفتار «عجیب» است؟
آنچه این کنش را در فضای رسانهای ایران متمایز و البته غریب میکند، تقابل میان «پرونده قضایی» و «پرستیژ سلبریتی» است. در پروندههای حساس اخلاقی و جنسی، سکوت یا دفاعی حقوقمحور معمولترین استراتژی است. اما ورود خواهرِ یک چهره شناختهشده به میدان با ادبیات «مفتبری» و «چرت و پرت» خطاب به منتقدان و شاکی، نه تنها از شدت حساسیتها نکاست، بلکه به آن سوخت رساند.
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی هم در واکنشی دقیق به این رفتار نوشت: «مگر کسی گفته بود برادر شما امامزاده است؟» این پرسش کلیدی است. دفاعی که بر مبنای «او آدم خوبی است چون جوانی کرده است» استوار باشد، ناخودآگاه این پیشفرض را ایجاد میکند که برای برخی، سبک زندگی آزادانه مجوزی برای نادیده گرفتن اتهامات است. این نوع رفتار، به جای آنکه مخاطب را قانع کند که «آن حادثه رخ نداده است»، این حس را القا میکند که «آن حادثه در چارچوب یک سبک زندگی خاص رخ داده است». این یعنی خودزنی استراتژیک در عرصه روابط عمومی.
رسانه، عدالت و عدالتخواهی
برگزاری میزگردی با حضور چهرههایی نظیر ترانه علیدوستی و الهه محمدی برای بررسی ابعاد خشونت جنسی و نقش رسانه در این پرونده، نشان داد که جامعه مدنی ایران چگونه به این موضوع حساسیت نشان میدهد. ورود مامک جمشیدی به این میدان و حمله به «مفتبر» خواندن منتقدان و حامیان شاکی، تنها به قطبیتر شدن فضا منجر شد.
این پرونده حالا به یک نمونه مطالعه موردی تبدیل شده است که نشان میدهد در جامعهای که شکاف بزرگی میان قانون و عرف وجود دارد، چگونه یک پرونده قضایی میتواند به عرصه تسویهحسابهای سیاسی و فرهنگی تبدیل شود. عجیب بودن رفتار خواهر جمشیدی در اینجا معنا مییابد؛ آنها فکر میکنند با «خاکی» نشان دادن چهره برادرشان و تأکید بر حقانیتِ ثروت و شهرت او، میتوانند حمایت عمومی را جلب کنند. اما در حقیقت، با این کار، ابهامات پرونده را از یک موضوع قضایی به یک شکاف اجتماعی عمیق تبدیل کردهاند.
پژمان جمشیدی که روزگاری در مستطیل سبز و پرده سینما نماد محبوبیت بود، حالا در کانون پروندهای قرار گرفته که بیش از آنکه بر مدار قانون پیش برود، بر مدار «روایتها» میچرخد. پروندهای که در آن، دفاعِ پرخاشگرانه و غیرمعمول خانواده، شاید بیش از خود حکم دادگاه، در ذهن تاریخ باقی بماند؛ نه به عنوان شاهدی بر بیگناهی، بلکه به عنوان تصویری از جامعهای که در آن حقیقت، در میان هیاهوی سلبریتیها و دفاعهای تناقضآلود گم میشود.