۱۳:۰۸

۱۴۰۵/۰۵/۰۵

سایت آماده خبری

۱۳:۰۸

۱۴۰۵/۰۵/۰۵

پایگاه خبری آوای پورسینا

حکم قصاص مرد مشاور تأیید شد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

آبان سال ۱۳۹۹ مرد جوانی با مراجعه به پلیس، ناپدید شدن برادرش به نام وحید را اعلام کرد. او در توضیح به مأموران گفت: «چند ماه قبل برادرم را به خاطر اختلاف‌های شدیدش با پدر و مادرم پیش یک مشاور مسائل اجتماعی و روانشناسی بردیم اما بعد از مدتی ارتباطشان با هم دوستانه و صمیمی شد. آخرین بار هم پیش او رفته بود اما دیگر برنگشت.»

وقتی مأموران به سراغ مرد مشاور رفتند، وی منکر ملاقات با وحید شد اما وقتی خودروی پژو ۲۰۶ وحید در خانه او پیدا شد، گفت ماشین را ۸۵ میلیون تومان از وحید خریدم و قرار بود که چند روز بعد باهم به محضر برویم. اما او ۹۰ گرم طلاهای همسرم را سرقت کرد و از خانه‌ام گریخت. پس از آن مأموران به بررسی خانه خسرو پرداختند و مشخص شد چند روز قبل رد خون در حمام و دستشویی و خودرو مرد مشاور با شوینده قوی پاکسازی شده است.

در ادامه مأموران به خانه خسرو رفتند و متوجه شدند که دیوارهای خانه به تازگی کاغذ دیواری شده است. وقتی علت را از همسرش پرسیدند، گفت رنگ دیوارها خراب شده بود. اما وقتی مأموران بخشی از کاغذ دیواری را کندند، اثر ساییدگی جسم سخت مانند گلوله را پیدا کردند.

همین موارد سبب شد تا مرد میانسال بار دیگر تحت بازجویی قرار گیرد و در نهایت با مستندات موجود لب به اعتراف گشود و گفت: «من اسلحه داشتم و فکر می‌‌کردم داخل خشابش خالی است؛ وقتی به حالت بازی و شوخی سمت وحید گرفتم و ماشه را چکاندم، به یکباره گلوله‌ای شلیک شد و او روی زمین افتاد. سعی کردم وحید را احیا کنم که نشد. چون وحید حدوداً دو متر قد و ۱۵۰ کیلو وزن داشت، او را مثله کردم و جسدش را شبانه به حواشی قم بردم و همانجا دفنش کردم.» با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

اولین جلسه دادگاه

در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. پس از آن متهم به جایگاه رفت و اتهام قتل را رد کرد و با تناقض‌گویی تلاش کرد تا خودش را بی گناه نشان دهد. در پایان جلسه، قضات متهم را به قصاص محکوم کردند. پس از آن متهم به رأی صادره اعتراض کرد و پرونده به دیوان‌عالی‌کشور رفت و قضات دیوان به خاطر پیدا نشدن جسد، حکم را نقض و پرونده را برای تحقیقات و بررسی بیشتر به شعبه هم‌عرض (شعبه ۱۰) فرستادند.

دومین جلسه دادگاه

در این جلسه نیز اولیای دم خواستار حکم قصاص شدند. پس از آن متهم بار دیگر مدعی شد: «اعتراف به قتل به خاطر فشار روانی بوده وگرنه قتلی در کار نبوده است. وحید آدم روراستی نبود و مطمئنم که او زنده است و حالا هم دارد به من می‌‌خندد و اگر آزاد شوم، او را پیدا می‌‌کنم.»

در پایان، قضات بر اساس مستندات و اظهارات متهم، او را به قصاص و به خاطر جنایت بر میت به پرداخت دیه محکوم کردند. با صدور این احکام، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و با تأیید قضات دیوان، متهم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو