۰۸:۱۱

۱۴۰۵/۰۷/۰۴

سایت آماده خبری

۰۸:۱۱

۱۴۰۵/۰۷/۰۴

پایگاه خبری آوای پورسینا

حمله تند به به فیلم «خانوم والده»/ لباس زنانه به مرد می پوشانید و هر ابتذالی از دستتان برمی آید به مخاطب قالب می کنید

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

روزنامه قدس نوشت: «خانوم والده» از آن دسته فیلم‌هایی است که در بهترین حالت، ایده اولیه‌اش می‌توانست دستمایه یک کمدی موقعیت شود، اما آنچه در نهایت روی پرده آمده، ملغمه‌ای از هجویات، شوخی‌های مبتذل و موقعیت‌های بی‌منطق است.

«خانوم والده» داستان دو برادر است که برای پرداخت بدهی ۱۰ میلیاردی خود به دکتر به هر دری می‌زنند. با مرگ ناگهانی مادرشان، برای دسترسی به پول او، یکی از آن‌ها به‌خاطر شباهت ظاهری، خود را جای مادرش جا می‌زند. این تصمیم موقعیت‌هایی ایجاد می‌کند که هر لحظه ممکن است هویت واقعی مرد را لو بدهد.

در نگاه نخست به نظر می‌رسد با یک کمدی موقعیت طرفیم، اما فیلم خیلی زود نشان می‌دهد زن‌پوشی برایش فقط یک تمهید روایی نیست؛ بلکه فرصتی است برای نمایش موقعیت‌هایی که سینمای ایران معمولاً نمی‌تواند مستقیم به‌سراغشان برود و این بار به واسطه یک مرد به پرده راه پیدا می‌کنند. فیلم با سکانسی از رقصیدن رحیم و کریم، با بازی رضا عطاران و عباس جمشیدی‌فر آغاز می‌شود. رقص و آواز که عمدتاً کلیشه ثابت در بسیاری از کمدی‌هاست، اینجا به‌عنوان ابزار شکنجه بارها وارد داستان می‌شود و دکتر از آن‌ها می‌خواهد آن ‌قدر برقصند تا بمیرند! البته کارگردان خیلی زود از این سکانس‌های مضحک و بی‌معنا که قرار است مخاطب را آماده ورود به قصه اصلی کنند، می‌گذرد تا هر چه سریع‌تر به اصل مطلب برسد و لباس زنانه را بر تن عطاران بپوشاند! اینجاست که مسئله اصلی فیلم شکل می‌گیرد.

فیلم با زن‌پوش کردن مرد، امکان نمایش موقعیت‌هایی را پیدا می‌کند که در حالت عادی نمی‌تواند تجربه کند؛ اما به جای آنکه این امکان را به یک ظرفیت روایی تبدیل کند، زن‌پوشی را به یک ابژه جنسی تقلیل داده و عامدانه زن را دستاویزی برای نمایش مبتذلانه خودش قرار می‌دهد. به این ترتیب، فیلم نه فقط محدودیت‌های جنسیتی در بازنمایی را دور می‌زند، بلکه همان محدودیت‌ها را با بی‌اخلاقی به تصویر می‌کشد.

مشکل اما فقط به این مسئله محدود نمی‌شود. در «خانوم والده» با یک فیلم به معنی واقعی کلمه طرف نیستیم، چون اساساً انسجامی در کار نیست و آنچه روی پرده می‌بینیم، مجموعه‌ای از سکانس‌هایی است که با نیت خنداندن مخاطب کنار هم چیده شده‌اند، بی‌آنکه پیوستگی روایت یا منطق حوادث چندان محل توجه باشد و فیلمساز عملاً زحمت چندانی برای ساختن قصه‌ای با سر و شکل مشخص را به خود نداده است.

زن‌پوشی به مثابه مجوز عبور از خطوط قرمز

می‌دانیم که زن‌پوشی در سینمای ایران و جهان پدیده تازه‌ای نیست و کارکردهای متنوعی دارد و عمدتاً هم با هدف شکستن ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، هویت و البته در بسیاری موارد هم با نگاه کمدی به کار گرفته می‌شود. دست‌کم دو نمونه شاخص آن در سینمای ایران که با دو کارکرد کمک به پیشبرد داستان و خلق طنازانه یک کاراکتر ساخته شده‌اند «آدم برفی» و «خوابم میاد» با بازی زنده‌یاد اکبر عبدی است.

اما «خانوم والده» با این فرصت چه می‌کند؟ در این فیلم چرخش معنایی اسفباری اتفاق افتاده و زن‌پوشی مشخصاً بهانه‌ای می‌شود برای شوخی‌های غیراخلاقی با زنان و سبک زندگی آن‌ها.

یک جور دیگر به ماجرا نگاه کنیم؛ در فرهنگ ما و به تبع آن در سینمای ایران، نمایش بدن زن، روابط خصوصی زن و مرد و حضور زنان در برخی فضاهای زنانه خلاف قواعد و با محدودیت‌هایی روبه‌رو است.

«خانوم والده» برای دور زدن این ممنوعیت‌ها دست به دامان زن‌پوشی شده است. آنچه روی پرده می‌بینیم زنی است که در واقع یک مرد است، اما همچنان موقعیت و بدن زنانه را نمایندگی می‌کند.

در این فرایند، کریم که می‌خواهد خودش را شبیه مادر کند، باید نشانه‌هایی از بدن زنانه را هم بازسازی کند. نشانه‌هایی که در موقعیت‌های مختلف دردسر درست می‌کنند و فیلم از همین موقعیت‌ها خنده می‌گیرد. سکانس استخر یک نمونه از آن سکانس‌های فاجعه‌بار است؛ فیلم به طرز عجیبی جنسیت را اسباب تمسخر قرار می‌دهد و اندام زنان را دستمایه شوخی‌های مبتذل خودش می‌کند و اساساً رضا عطاران فقط وسیله‌ای است که مایو بپوشد و در استخر بپرد تا فیلمساز بتواند شیرین‌کاری‌هایش را برای مخاطب رو کند. از این دست نمونه‌ها در فیلم فراوان است که یکی از مهوع‌ترین آن‌ها سکانس‌های مربوط به حمام رفتن آقاجلال (همسر دوم مادر)، با بازی رضا نیکخواه است که رابطه خصوصی زن و مرد را سوژه می‌کند.


نکته مهم‌تر اما این است که شخصیت مادر در فیلم، زنی مذهبی و با سبک زندگی مشخص است. فیلم اتفاقاً از همین ویژگی و تضاد آشکار رفتارهای کریم با هویت و ویژگی‌های شخصیتی مادر برای تشدید شوخی‌هایش استفاده می‌کند. تقابل میان تصویری که از چنین زنی ساخته شده و رفتارهای عطاران در نقش مادر، موقعیت را بیش از پیش مستعد ابتذال و مضحکه می‌کند.

وقتی زن‌پوشی خودش به فرمول کمدی تبدیل می‌شود

با این حال سازندگان فیلم آن‌قدر از این ایده خوششان آمده که دست‌بردار هم نیستند. زمانی که رحیم، با بازی عباس جمشیدی‌فر، قصد دارد از خانه فرار کند تا به دست آدم‌های دکتر نیفتد، سبیلش را می‌زند و با سرخاب سفیداب و لباس زنانه راهی کوچه می‌شود.

احتمالاً باقی داستان هم قابل حدس است، زن‌پوش جدید، گیر می‌افتد، او را پیش دکتر می‌برند تا برایش برقصد! حقیقتاً در زن‌پوش شدن مردها چه چیز خنده‌داری نهفته است؟ فیلم چه اصراری دارد که زن بودن، بدن زن و یا رفتار زنانه را تا این حد سوژه خنده کند و آن را به استهزا بکشاند؛ و اگر زن را از «خانوم والده» حذف کنیم واقعاً چه چیزی از این کمدی جنسیت‌زده باقی می‌ماند؟

جای تعجب ندارد وقتی کفگیر فیلمساز و فیلم‌نامه‌نویس به ته دیگ می‌خورد و برای پیدا کردن سوژه به اینستاگرام متوسل می‌شود و متر و معیار جذب مخاطب، پیروی از الگوهای اینستاگرامی و مردهایی است که عطش زن‌نمایی جلو دوربین موبایل‌هایشان را دارند، چنین فیلم‌هایی هم ساخته شوند.اما تأسف برای آن آقایان مسئولی است که گاهی از در دروازه رد نمی‌شوند و در این مواقع به سادگی از سوراخ سوزن عبور می‌کنند؛ به فیلم‌هایی که حرفی برای زدن دارند چنان سخت می‌گیرند که فیلمساز را از فیلم ساختن پشیمان می‌کنند، اما با چراغ سبز نشان دادن به چنین خزعبلاتی که حتی نمی‌شود آن‌ها را فیلم سینمایی دانست، اجازه می‌دهند با همه ‌چیز شوخی شود. یک زمانی دیدن چنین صحنه‌هایی حتی در تئاترهای خصوصی هم مورد انتقاد شدید قرار می‌گرفت، اما جای تأسف است که سینمای کشور امروز به محملی برای نمایش چنین آثار بی‌مایه و سطحی تبدیل شده که نه آورده‌ای برای مخاطب دارند و نه می‌توان به سادگی از کنار این حجم از ابتذال و شوخی با کلیشه‌های جنسیتی گذشت.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو