به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، رامین رضاییان را میتوان به خاطر فوتبالش نقد کرد، میتوان درباره انتخاب تیم آیندهاش حرف زد و حتی درباره لباس و ساعتی که میپوشد نظر داد؛ واقعیت این است که مسئله امروز ما با بهترین بازیکن تیم ملی در جام جهانی اینها نیست. مسئله ما با بازیکنی مثل رامین روایتی است که یک چهره مشهور از خودش برای جامعه میسازد و میزان صداقت آن روایت با تصویری که در ادامه ارائه میکند.
رضاییان همین هفته گذشته در تلویزیون از مردم گفت؛ از فشار اقتصادی، فاصله فوتبالیستها با جامعه و اینکه باید حال مردم را فهمید. از پوشیدن لباس ایرانی گفت و حتی درباره تصاویری که پیشتر از زندگی لوکسش منتشر کرده بود، عذرخواهی کرد. این حرفها در ظاهر نشانهای از درک شرایط جامعه بود، اما وقتی همان مخاطب، تصاویر زندگی متفاوت، لباسهای گرانقیمت، ساعت لوکس و جت شخصی او را در استوری آخرش میبیند آچمز میشود. نسل جدید و پر آرزو و پر مشکل امروز کدام تصویر را باور کند؟
البته که باورم این است باید یک مرز روشن هم تعیین کرد. داشتن پول، پوشیدن لباس گران یا سفر با جت شخصی جرم نیست. یک فوتبالیست حرفهای حق دارد از حاصل درآمدش استفاده کند. مشکل از جایی آغاز میشود که میان «واقعیت زندگی» و «تصویرسازی برای مخاطب» شکاف ایجاد شود. در همین نقطه است که پای سواد رسانهای به میان میآید؛ هم سواد رسانهای مخاطب و هم سواد رسانهای سلبریتی.
بیشتر بخوانید:
مردم مُرغ قسطی بخرند تا پرسپولیس بازیکن ۸۰۰ میلیاردی بگیرد | فوتبالیست نجومی در روزگار ریاضت | پرونده دانیال ایری و یک پرسش از عدالت اقتصادی
از علیرضا افتخاری تا شجاع خلیلزاده | زوال متانت؛ چرا چهرههای مشهور حرفهای عجیب میزنند؟
مخاطب امروز دیگر هر تصویری را بدون تحلیل نمیپذیرد. او یک برنامه تلویزیونی را در کنار استوری اینستاگرام میگذارد، حرفهای دیروز را با رفتار امروز مقایسه میکند و از کنار تناقضها عبور نمیکند. فضای مجازی نیز آرشیوی است که اجازه نمیدهد یک تصویر بهراحتی جای تصویر قبلی را بگیرد.
سلبریتی هم به سواد رسانهای نیاز دارد. فوتبالیستی که میلیونها دنبالکننده دارد، دیگر فقط یک ورزشکار نیست؛ یک رسانه شخصی است. هر پست او میتواند بر نگرش، احساس و حتی سبک زندگی بخشی از مخاطبانش اثر بگذارد. حالا دیگر مدیریت صفحه شخصی برای یک ستاره، فقط انتخاب عکس و کپشن نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت برند و هویت اجتماعی او است.
اینجاست که مفهوم مسئولیت اجتماعی معنا پیدا میکند. مسئولیت اجتماعی به این معنا نیست که ورزشکار نباید ثروتمند باشد یا مجبور است زندگی شخصیاش را مطابق میل مردم تنظیم کند. معنایش این است که وقتی یک چهره عمومی از مردمی بودن، «همدردی با مردم» و «فهمیدن شرایط جامعه» سخن میگوید، باید بداند که رفتار رسانهای او نیز بخشی از این پیام است.
در شرایطی که مردم ایران در اوضاع اقتصادی دشواری زندگی میکنند و فشار هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید و تجربه تلخ ماههاجنگ و ناامنی، کمرشان را خم کرده، بیملاحظگی در نمایش ثروتی که از توجه همین مردم بدست آمده، میتواند احساس فاصله و بیگانگی ایجاد کند.(نمیکند؟)
این مسئله فقط درباره رضاییان نیست. درباره همه فوتبالیستها، هنرمندان و چهرههایی است که به واسطه شهرت، تبدیل به الگو و رسانه شدهاند. آنها نمیتوانند از مزایای شهرت استفاده کنند، اما مسئولیت ارتباطی آن را نادیده بگیرند.هوادار هم مالک زندگی ستاره نیست. بازیکن هم موظف نیست برای خوشایند هوادار از سبک زندگی خودش دست بکشد. اما میان این دو، یک قرارداد نانوشته وجود دارد: صداقت.هوادار میتواند شکست بازیکن را تحمل کند، حتی میتواند انتخاب تیم رقیب را هم بپذیرد؛ اما چیزی که سختتر میبخشد، احساس فریب خوردن است. در عصر شبکههای اجتماعی، ستاره بودن یعنی همیشه زیر ذرهبین بودن. بنابراین بهتر است چهرههای ورزشی به جای ساختن تصویری که فکر میکنند مردم دوست دارند ببینند، همان تصویری را نشان دهند که واقعاً هستند.