به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
در این نشست، نگین میاحی، نقاش و خالق مجموعه «بردی»، و مرضیه لرکی، فعال محیط زیست، درباره نسبت میان هنر، تالاب و زندگی جوامع محلی به گفتوگو پرداختند.
محور اصلی این گفتوگو، مجموعهای هنری بود که در آن آب، نیزار، قایق، گاومیش، ماهیگیری، حصیربافی و زندگی روزمره مردم، در کنار یکدیگر تصویری از فرهنگ هورنشینی در خوزستان ساختهاند.
وقتی نقاشی به ثبت یک شیوه زندگی تبدیل میشود
نگین میاحی درباره ایده شکلگیری مجموعه «بردی» گفت نام این مجموعه از گیاهی گرفته شده که در مناطق آب شیرین و تالابی و معمولاً در نزدیکی نیزارها میروید.
او آشنایی با زندگی عربهای ساکن شادگان و رابطه نزدیک آنان با آب، قایق، نیزار و حیوانات پیرامون تالاب را نقطه آغاز شکلگیری این مجموعه دانست.
به گفته میاحی، آنچه بیش از هر چیز او را به این فضا جذب کرده، نحوه سازگار شدن مردم با محیط طبیعی پیرامونشان بوده است؛ مردمی که زندگی و معیشتشان با آب و تالاب گره خورده و بخشی از فرهنگ آنان در همین مناسبات شکل گرفته است.
این هنرمند تأکید کرد که انگیزه او از خلق «بردی» صرفاً دیدهشدن یک اثر هنری نبوده است، بلکه میخواسته بخشی از زندگی مردم منطقه را ثبت کند؛ بهویژه در شرایطی که تغییرات اجتماعی و فاصله گرفتن نسلهای جدید از برخی شیوههای سنتی، احتمال فراموششدن این بخش از میراث فرهنگی را افزایش داده است.
او گفت: «با نقاشی کشیدن این مجموعه سعی کردم اینها را ثبت کنم، نگه دارم و برای آیندهها نشان بدهم که مردم ما یک چنین شرایطی داشتند.»
آب، معیشت و رابطه انسان با تالاب
میاحی در تشریح عناصر حاضر در آثارش، آب و زندگی مردم در کنار آن را از مهمترین مؤلفههای مجموعه دانست.
او رابطه مردم منطقه با گاومیش را نیز یکی از جلوههای قابل توجه این شیوه زندگی عنوان کرد؛ رابطهای که به باور او در گذر زمان به نوعی همزیستی میان انسان و حیوان انجامیده است.
بخش مهمی از آثار «بردی» نیز به معیشت اختصاص دارد. ماهیگیری، استفاده از گاومیش و حصیربافی زنان از جمله فعالیتهایی هستند که در نقاشیهای این مجموعه بازتاب یافتهاند. میاحی توضیح داد که این مشاغل، ارتباط مستقیمی با ظرفیتهای تالاب دارند و بخشی از درآمد و زندگی روزمره مردم از همین محیط تأمین میشود.
از نگاه او، ارزش این تصاویر فقط در بازنمایی یک منظره طبیعی نیست؛ آنچه در نقاشی ثبت میشود، مناسباتی است که میان انسان و محیط شکل گرفته است؛ از کار و معیشت گرفته تا تفریح، تعامل با حیوانات و شیوه استفاده از منابع طبیعی.
حافظهای که در قاب نقاشی باقی میماند
میاحی هنر را یکی از ابزارهای مؤثر برای ثبت تجربه زیسته مردم منطقه دانست و گفت هورنشینان و نیزار در یک پیوند تاریخی و روزمره با یکدیگر رشد کردهاند.
به اعتقاد او، ثبت تصویری این زندگی میتواند بخشهایی از فرهنگ و سبک زندگی را که کمتر در روایتهای عمومی دیده شدهاند، برای آینده حفظ کند.
او در عین حال از تغییراتی گفت که در سالهای اخیر بر این سبک زندگی اثر گذاشتهاند.
گردوغبار و خشکسالی، به گفته میاحی، تنها طبیعت را تحت تأثیر قرار ندادهاند، بلکه بر حیوانات، نیزار، ماهیگیری و امکان استفاده مردم از تالاب نیز اثر گذاشتهاند.
وی ظرفیت هنرهای تجسمی را گستردهتر از نقاشی دانست و گفت نقاشی، مجسمهسازی و دیگر شکلهای آفرینش هنری میتوانند برای ثبت آداب، رسوم، مشاغل سنتی و شیوه معیشت جوامع هورنشین به کار گرفته شوند.
تصویری از زن عرب که کمتر دیده شده است
خانم مرضیه لرکی، فعال محیط زیست نیز مجموعه «بردی» را فراتر از مجموعهای از تصاویر هنری دانست و گفت این آثار بخشی از فرهنگ هورنشینی را به مخاطب معرفی میکنند.
او در اشاره به تصاویر زنان در این مجموعه، بر نقش اقتصادی و اجتماعی زنان عرب در جوامع محلی تأکید کرد و گفت تصویر «زن شاغل» در ذهن عمومی اغلب به زنی محدود میشود که در یک اداره یا محیط رسمی کار میکند؛ در حالی که زنان عرب و زنان عشیرهای از گذشته در فعالیتهای اقتصادی مختلف حضور داشتهاند.
لرکی با اشاره به عناصر موجود در نقاشیهای میاحی، از زنانی گفت که صنایع دستی تولید میکنند، ماهی میفروشند، شیر میدوشند، کشاورزی میکنند یا در فعالیتهای مرتبط با صیادی حضور دارند. به گفته او، همین تصاویر میتوانند بخشی از واقعیت اجتماعی زنان منطقه را که کمتر دیده شده، پیش چشم مخاطب قرار دهند.
از شادگان تا مخاطب ملی
لرکی همچنین بر ضرورت معرفی فرهنگ جوامع محلی خوزستان در سطح ملی تأکید کرد و گفت بسیاری از عناصر فرهنگ عربهای خوزستان، برخلاف برخی فرهنگهای محلی دیگر، هنوز در سطح ملی به اندازه کافی شناخته نشدهاند.
او برگزاری نمایشگاهها و انتقال آثار هنرمندان خوزستان به دیگر نقاط کشور را یکی از راههای افزایش شناخت عمومی از این فرهنگ دانست و گفت آثاری مانند «بردی» میتوانند بخشی از این فاصله را کاهش دهند.
به گفته لرکی، مسئله تالاب نیز نباید تنها از منظر معیشت دیده شود؛ زیرا در کنار اقتصاد و زندگی روزمره، فرهنگی در حاشیه تالابها شکل گرفته که بخش مهمی از هویت اجتماعی جوامع محلی را در خود جای داده است.
«بردی» در این نشست نه فقط بهعنوان یک مجموعه نقاشی، بلکه بهعنوان تلاشی برای ثبت یک تجربه زیسته مورد توجه قرار گرفت؛ تجربهای که در آن آب و نیزار، انسان و حیوان، معیشت و فرهنگ، و زندگی روزمره و حافظه جمعی از یکدیگر جدا نیستند.
سخنان مطرحشده بر این نکته متمرکز بود که هنر میتواند پیش از آنکه بخشی از این شیوه زندگی دستخوش فراموشی یا تغییر شود، تصویری ماندگار از آن ثبت کند؛ تصویری که هم برای شناخت فرهنگ هورنشینی اهمیت دارد و هم میتواند راهی برای دیدهشدن ظرفیتهای فرهنگی جوامع محلی در سطح ملی باشد.