این پدیده در میان کارمندان نیز قابل مشاهده است و میتواند بر عملکرد شغلی، خلاقیت و رضایت حرفهای تأثیر منفی بگذارد.
فردی که قبلاً با اشتیاق تحقیق و تدریس میکرد، حالا ساعتها پشت میز مینشیند اما قادر به شروع هیچ کاری نیست و احساس میکند «هیچ چیز ارزش تلاش ندارد.»
یا افرادی که پیش از بحران علاقه زیادی به پروژههای کاری و پیشرفت شغلی داشت، اکنون حتی از شرکت در جلسات تیم اجتناب میکند و انگیزهای برای انجام وظایف روزانه پیدا نمیکند.
راهکارهای روانشناختی عملی:
۱. کارهای معمول روزانه خود را دوباره شروع کنید: شروع با کارهای کوچک و قابل انجام در محیط کار و خانه. حتی اگر انگیزه وجود نداشته باشد، انجام فعالیتهای ساده مانند مرتب کردن میز کار، پاسخ به چند ایمیل یا پیادهروی کوتاه میتواند چرخه بیانگیزگی را بشکند.
۲. تعریف اهداف کوچک و معنادار به جای تمرکز بر اهداف بزرگ پیش از بحران، اهداف کوتاهمدت و واقعبینانه تعریف کنید. مثلاً تکمیل یک بخش کوچک از پروژه یا کمک به همدیگر در طول روز.
۳. حفظ ارتباط اجتماعی و حمایت متقابل، انزوا بیانگیزگی را تشدید میکند. گفتگو با همکاران، شرکت در جلسات گروهی و به اشتراک گذاشتن تجربیات به صورت کنترلشده میتواند حس تعلق و انگیزه را بازگرداند.