پاییز سال ۱۳۹۸، کشف جسد خونآلود زن ۴۷ سالهای در حمام منزلش به مرکز فوریتهای پلیسی اعلام شد. با دریافت این گزارش، موضوع بهطور ویژه در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و همزمان بازپرس ویژه قتل، تیم تشخیص هویت و پزشکی قانونی نیز در محل حاضر شدند.
بررسیهای اولیه نشان داد زن میانسال پس از طلاق به تنهایی زندگی میکرده و دخترش پس از مراجعه به خانه، با جسد مادرش روبهرو شده و موضوع را به پلیس اطلاع داده است.
در ادامه، کارآگاهان با انجام تحقیقات میدانی، بررسی سرنخها، تحقیقات محلی و اقدامات اطلاعاتی، مردی که در زمینه خرید و فروش املاک فعالیت میکرد را به عنوان مظنون اصلی پرونده شناسایی و بازداشت کردند.
بررسی سوابق این مرد نشان داد او پیشتر نیز در پرونده دیگری به اتهام قتل همسرش تحت تعقیب قرار گرفته بود، اما به دلیل کشف نشدن جسد و جلب رضایت اولیای دم، از مجازات قصاص رهایی یافته بود.
متهم پس از دستگیری، هرگونه دخالت در قتل زن میانسال را انکار کرد، اما با تکمیل تحقیقات، جمعآوری مستندات و انجام اقدامات فنی و قضایی، برای او قرار جلب به دادرسی صادر و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در نخستین جلسه دادگاه، نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست، اتهام قتل عمد را برای متهم تشریح کرد و اولیای دم نیز خواستار قصاص شدند. قضات دادگاه پس از بررسی گزارشهای پلیسی، نظریات کارشناسی، اظهارات شهود و سایر مستندات، متهم را به قصاص نفس محکوم کردند.
پس از اعتراض متهم، پرونده برای رسیدگی فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان پس از بررسی پرونده، رأی صادره را نقض و پرونده را برای رسیدگی دوباره به دادگاه کیفری یک استان تهران بازگرداندند.
در جریان رسیدگی مجدد، اولیای دم بار دیگر درخواست اجرای حکم قصاص را مطرح کردند. همچنین دو نفر از شهود در دادگاه حاضر شدند. یکی از آنها اعلام کرد روز حادثه متهم را در حالی دیده که با ظرف غذا وارد خانه مقتول شده و پیش از آن نیز رفتوآمدهای مکرر او به منزل این زن را مشاهده کرده بود. شاهد دیگر نیز عنوان کرد مقتول پیش از وقوع جنایت از مزاحمتهای متهم گلایه داشته و آخرین پیام ارسالی او نیز این موضوع را تأیید میکند.
متهم در دفاع از خود، ضمن رد اتهام قتل، اظهارات شهود را نیز نپذیرفت و گفت به دلیل شغل بنگاهداری، در اختیار داشتن کلید خانههای مختلف امری طبیعی بوده و ارتباطی با این جنایت ندارد.
در نهایت، پس از رفع نواقص اعلامی از سوی دیوان عالی کشور، انجام تحقیقات تکمیلی، بررسی دوباره محتویات پرونده و اخذ آخرین دفاع از متهم، قضات دادگاه کیفری یک استان تهران بار دیگر او را از بابت اتهام قتل عمدی به قصاص نفس محکوم کردند.
رأی صادره در مهلت قانونی قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.