

سیزدهم مهر سال گذشته، خبر وقوع جنایتی تکان دهنده در پشت بام یک منزل مسکونی در کوی پلیس مشهد، قاضی ویژه قتل عمد را شبانه به محل قتل کشاند.
بررسی های میدانی قاضی دکتر صادق صفری بیانگر آن بود که مرد ۴۴ساله ای به نام «ع-چ» با ضربات هولناک پتک آهنین در اتاقک لرزان پشت بام به قتل رسیده است اما عامل یا عاملان جنایت جسد طناب پیچ او را در محل رها کرده و از صحنه جرم گریخته اند.
لوازم فرسوده، ضایعاتی و یا کالاهای خاطره انگیز مانندانواع فندک، قاب عکس، ضبط، شیشه عطر و غیره در فضای به هم ریخته پشت بام درحالی خودنمایی می کرد که قفس کبوتران نیز زیر سقف ایرانیتی شیب دار به چشم می خورد و کبوتران درون آن نیز بی تابی می کردند.
همسر مقتول با آن که آرام و قرار نداشت اما برادرش را عامل جنایت معرفی کرد و به قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب گفت: من از شوهر سابقم طلاق گرفتم و ۱۶ سال قبل در مشهد با «ع-چ» ازدواج کردم.
برادرم نیز که از۱۷ سالگی بیشتر عمرش را پشت میله های زندان گذرانده است مدتی قبل به زور به خانه من آمد و همین جا زندگی می کرد و چند بار قصد داشتم او را از خانه ام بیرون کنم ولی شوهرم اجازه نداد و معتقد بود او گناه دارد.
دیروز برادرم می خواست مقداری از لوازم پشت بام را بفروشد که من مانع شدم و به او گفتم: شوهرم روی آن لوازم پشت بام بسیار حساس است و نباید چیزی برداری!
این زن جوان ادامه داد: شوهرم بسیاری از اوقات خود را به تنهایی در پشت بام سپری می کرد به همین خاطر من حساسیت زیادی نداشتم تا این که وقتی به رفتار غیرعادی بردارم مشکوک شدم و به پشت بام رفتم ناگهان با جسد خون آلود شوهرم روبرو شدم و درحالی هراسان موضوع را به همسایگان اطلاع دادم که برادرم سوار بر خودروی شوهرم فرار کرده بود.
بنابر این گزارش، طولی نکشید که قاضی صفری دستور دستگیری متهم به قتل فراری را صادر کرد و بدین ترتیب گروهی از کارآگاهان زبده پلیس آگاهی با هدایت مستقیم سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد) با انجام یک سری رصدهای اطلاعاتی، موفق شدند او را بعد از ۳۶ ساعت تحقیقات گسترده دستگیر کنند.
این تبهکار۳۳ ساله که «نقی» نام دارد در بازجویی های تخصصی ادعا کرد: شوهر خواهرم یک سگ پا کوتاه خانگی را در پشت بام نگهداری می کرد و علاقه زیادی به آن سگ داشت به طوری که رفتارهای باور ناپذیری از خود بروز می داد وحتی با آن سگ خلوت می کرد و در کنارش می خوابید! ولی با خواهرم رفتار عاطفی سردی داشت به همین خاطر آن شب به پشت بام رفتم تا با او درباره این رفتارهای نامتعارف و زشت صحبت کنم تا از نگهداری این سگ خانگی دست بردارد ولی او به حرف هایم توجهی نکرد، این بود که ناگهان پتک آهنی را برداشتم و به سرش کوبیدم بعد هم او را با دستمال هایی خفه کردم که دور گردنش آویخته بود.
درهمین حال میله آهنی را از همان جا برداشتم و آن را محکم به درون دهانش کوبیدم که دندان هایش شکست و …اما چون نمی توانستم جسد را از پشت بام بیرون ببرم، ابتدا دست و پاهایش را با طناب بستم ولی باز هم پیکرش خیلی سنگین بود و نمی توانستم آن را تکان بدهم. به همین دلیل جسدرا رها کردم و خودم از آن جا گریختم…
این تبهکار مخوف که جرایم وحشتناکی مانند قتل، آدم ربایی، اسیدپاشی و غیره را در کارنامه سیاه خود دارد، در ادامه بازجویی ها به سوابق خود اشاره کرد و گفت: یک بار در دوران جوانی به اتهام قتل در رودسر دستگیر شدم و ۷سال ازعمرم را در زندان بودم تا این که بالاخره صاحبان خون رضایت دادند و من آزاد شدم چرا که تصور می کردم فردی با همسرم روابط غیراخلاقی دارد.
یک بار دیگر نیز به عنوان مظنون در یک پرونده جنایی (قتل) دستگیر شدم و ۲ سال را در زندان بودم ولی سوابق کیفری من پایانی نداشت چرا که ۴سال هم به جرم آدم ربایی به زندان افتادم ولی نمی توانستم زندگی شوهرخواهرم با یک سگ را تحمل کنم.
این بود که او را کشتم و برای سومین بار به اتهام قتل دستگیر شدم … او سگ را در آغوش می گرفت اما نزد همسرش نمی رفت. رفتارهای او وقتی بیشتر ناراحتم گرد که برخی قرص های انرژی زا را هم در اتاقک پشت بام دیدم و به خواهرم گفتم که شوهرش رفتارهای مشکوکی دارد و …
پس ازپایان تحقیقات و بازسازی صحنه جرم توسط تبهکار مخوف، همه ابعاد و زوایای این پرونده جنایی از سوی قاضی ویژه قتل عمد مشهد مورد توجه قرارگرفت و در نهایت کیفرخواست آن پس از تایید نماینده دادستان مرکزخراسان رضوی صادر شد و بدین ترتیب پرونده مذکور درحالی به دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد که ادعای عجیب متهم درباره انگیزه خود از ارتکاب این جنایت هولناک در جلسات محاکمه وی نیز مورد واکاوی های قضایی قرار می گیرد.