به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
فرزندخواندگی یکی از مهمترین راهکارهای حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست و فراهمکردن محیطی امن و پایدار برای رشد آنان است. کارشناسان حوزه اجتماعی تأکید دارند که فرایند فرزندخواندگی باید با رعایت کامل حقوق کودک، بررسی شرایط خانواده متقاضی و توجه به نیازهای عاطفی و روانی کودک انجام شود.
با افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت خانواده و حمایت از کودکان، توجه به فرهنگ فرزندخواندگی نیز میتواند نقش مؤثری در ایجاد آیندهای بهتر برای این کودکان داشته باشد. مسئولان و نهادهای اجتماعی بر ضرورت تسهیل فرایندهای قانونی و در عین حال حفظ منافع عالی کودک در تمام مراحل تأکید دارند.
در همین راستا، با سید حسن موسوی چلک معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، گفتگویی داشتیم.
تفاوت فرزندخواندگی با خانواده میزبان چیست؟
چلک: فرزندخواندگی بر اساس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست مصوب سال ۱۳۹۲ و با حکم دادگاه انجام میشود و پس از آن، کودک از همه حقوق قانونی فرزند برخوردار خواهد شد. اما خانواده میزبان، شیوهای موقت برای نگهداری کودک است که طی دو سال گذشته اجرایی شده و در آن کودک بدون تغییر وضعیت حقوقی، برای مدتی در اختیار خانوادهای واجد شرایط قرار میگیرد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، حدود ۵۰۰ کودک در قالب خانواده میزبان به خانوادههای واجد شرایط سپرده شدند تا ضمن کاهش تراکم مراکز نگهداری، از حمایت عاطفی خانواده نیز بهرهمند شوند. خانواده میزبان یکی از مهمترین رویکردهای جدید سازمان بهزیستی برای تقویت خانوادهمحوری و کاهش وابستگی کودکان به مراکز نگهداری است.
راهکار بهزیستی برای کاهش آسیب به کودکان در شرایط بحران چیست؟
چلک: در جریان جنگ ۱۲ روزه، حدود ۵۰۰ کودک در قالب طرح خانواده میزبان به خانوادهها سپرده شدند و با کاهش تعداد کودکان در مراکز، امکان مراقبت بهتر از آنان فراهم شد. اگر نمیتوانستیم کودکان را از مراکز خارج کنیم و آنها را به یک محیط امن منتقل کنیم، شاید میزان آسیب به کودکانی که به صورت متمرکز در مراکز نگهداری میشوند، بیشتر میشد. این ظرفیت قانونی در واقع به سازمان بهزیستی به عنوان تخصصیترین سازمان در این حوزه داده شده است و ما در دو جنگ اخیر توانستیم به خوبی از ظرفیت خانواده میزبان استفاده کنیم.
در جنگ ۱۲ روزه، تقریباً ۵۰۰ نفر از کودکان در قالب خانواده میزبان به خانوادهها سپرده شدند و حجم کودکان در مراکز کاهش پیدا کرد. طبیعتاً کودکی که به خانهای میرود و سه یا چهار نفر مراقب او هستند، بهویژه در شرایط بحران، وضعیت بسیار بهتری نسبت به مرکزی دارد که یک مربی باید از هشت یا ۱۰ کودک مراقبت کند.
این رفتوآمد و ارتباط در طرح خانواده میزبان، چه ارتباط کودک با خانواده و چه خانواده با کودک، اگر قطع شود یا کاهش پیدا کند، نمیتوان گفت هیچ آسیبی به کودک وارد نمیشود. ما از ابتدا نیز در توافقات خود این موضوع را در نظر گرفتهایم؛ اگر یک کودک فقط دو روز در یک محیط و در کنار یک خانواده باشد، ممکن است وابستگی عاطفی ایجاد شود. اما از ابتدا توافق ما این بوده که قرار نیست این کودک به صورت دائمی در اختیار آن خانواده باشد؛ مگر اینکه خانواده بعداً شرایط فرزندخواندگی را داشته باشد، در سامانه فرزندخواندگی تقاضای خود را ثبت کرده باشد، ویژگیهای لازم را داشته باشد و تمام بررسیهایی که از سوی دستگاه قضایی و سازمان بهزیستی انجام میشود، درباره آنها صورت گرفته باشد.
در چنین شرایطی ممکن است کودک به فرزندخواندگی آن خانواده درآید یا در قالب امین موقت، خانواده بتواند نگهداری از کودک را بر عهده بگیرد. من نمیخواهم بگویم هیچ آسیبی وجود ندارد، اما در بسیاری از مواقع همین حضور و ارتباط باعث میشود کودک در سن حساس خود، یک خانواده بالای سرش داشته باشد و این وضعیت را به حضور در مرکزی که تعداد زیادی کودک در آن زندگی میکنند، ترجیح میدهیم.
از روزی که این طرح آغاز شد، بحث آسیبهای احتمالی آن نیز مطرح بوده است، اما آسیبشناسیهایی که در این حوزه انجام دادهایم نشان میدهد این موضوع نمیتواند مانع اجرای طرح در موقعیت خاص خودش باشد. خانواده میزبان یک رویکرد جدید برای خانوادهمحوری است که با ارجاع به یک سازمان تخصصی مانند سازمان بهزیستی کشور دنبال میشود. در سالهای اخیر نیز قانونی در این زمینه تصویب شده و ظرفیتهای جدیدی برای نگهداری و فرزندخواندگی کودکان ایجاد شده است.
شرایط فرزندخواندگی زنان مجرد چگونه است؟
چلک: یکی از ظرفیتهایی که قانون سال ۱۳۹۲ ایجاد کرد، واگذاری کودکان دختر به زنان مجرد بالای ۳۰ سال بود. در قانون، اولویت نخست با زوجینی است که امکان بچهدار شدن ندارند و اولویت دوم به این گروه از افراد اختصاص دارد. در مراحل بعد نیز خانوادههایی که خودشان فرزند دارند اما تمایل دارند فرزند دیگری داشته باشند، مشمول ظرفیتهای قانونی هستند. بنابراین قانون برای گروههای مختلف ظرفیت ایجاد کرده است.
زن مجردی که متقاضی فرزندخواندگی است، باید بالای ۳۰ سال سن داشته باشد. این افراد باید به سامانه ملی فرزندخواندگی مراجعه کنند. در حال حاضر دیگر پرونده دستی وجود ندارد و تمام فرآیندها در سامانه ملی فرزندخواندگی انجام میشود. متقاضی در این سامانه مدارک خود را بارگذاری میکند و نوع فرزندخواندگی مورد نظر خود، از جمله فرزندخواندگی دائم، امین موقت یا خانواده میزبان را انتخاب میکند. همچنین جنسیت کودک مورد نظر خود را مشخص و مدارک لازم را بارگذاری میکند. راهنماییهای لازم نیز در خود سامانه ارائه شده است.
ممکن است متقاضی در ابتدا همه شرایط را نداشته باشد. در کوتاهترین زمان ممکن مدارک بررسی میشود و اگر نقصی وجود داشته باشد، به فرد اعلام میشود تا نسبت به رفع نقص اقدام کند. اگر فرد شرایط لازم را نداشته باشد، به فرد اعلام میشود که واجد شرایط نیست و اگر مدارک کامل باشد و شرایط لازم را داشته باشد، از وی برای مراجعه به سازمان بهزیستی دعوت میشود و مصاحبههای اولیه انجام خواهد شد.
ما خیلی راحت این کار را انجام نمیدهیم، چون سرنوشت یک کودک به تصمیماتی بستگی دارد که سازمان بهزیستی و دستگاه قضایی میگیرند. برخی افراد گلایه میکنند که چرا سخت میگیرید، اما وقتی سرپرستی یک کودک به فرد یا خانوادهای واگذار میشود، طبیعتاً باید این حساسیتها وجود داشته باشد. اگر قرار باشد کودکان را همینطور به هر کسی تحویل بدهیم، طبیعتاً باید این حساسیتها را کنار بگذاریم؛ اما در عین حال نباید فرآیند به گونهای باشد که برای خانوادههایی که واقعاً شرایط لازم را دارند، اسباب آزردگی، ناامیدی و خستگی ایجاد کند.
یک خانم تقاضای خود را ارائه میکند، پرونده او بررسی میشود و در صورت تأیید، وارد نوبت فرزندخواندگی میشود. اینطور نیست که اگر فرد در کمیسیون تأیید شد، بلافاصله کودک به فرد داده شود. همین الان که با هم صحبت میکنیم، به طور میانگین به ازای هر ۲۷ خانواده که پروندههایشان کامل است، شرایط لازم را دارند و در نوبت فرزندخواندگی هستند، یک کودک داریم. بنابراین طبیعتاً موضوع این نیست که بتوانیم سرعت واگذاری را بالا ببریم؛ محدودیت اصلی، تعداد کودکانی است که شرایط واگذاری دارند.
کودکان مراکز بهزیستی در چه شرایطی هستند؟
چلک: نکته مهم این است که بیش از ۸۰ درصد کودکان ما در مراکز، کودکان بدسرپرست هستند؛ یعنی پدر یا مادر قانونی و قهری دارند و سلب حضانت از آنها به این راحتی امکانپذیر نیست. سیستم قضایی نیز اتفاقاً به درستی و با حساسیت سلب حضانت را انجام نمیدهد، چرا که وجود پدر یا مادر قانونی، موضوعی است که در فرآیند تصمیمگیری باید مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از مردم این موضوع را نمیدانند و تصور میکنند هر کسی که متقاضی باشد، میتواند کودک را انتخاب کند و به فرزندخواندگی بگیرد.
قانون این اجازه را داده است و تا امروز فکر میکنم کمتر از ۱۰۰ نفر از این طریق توانستهاند وارد فرآیند شوند و مراحل قانونی را طی کنند؛ البته عدد دقیق را در این لحظه به خاطر ندارم. همه مراحل در سامانه انجام میشود تا شفافیت وجود داشته باشد و افراد از سراسر کشور بتوانند تقاضای خود را ثبت کنند و مسئولیت نگهداری از کودکان را در قالب ظرفیتهای قانونی بر عهده بگیرند.
توجه به سلامت روان کودک هنگام واگذاری به خانواده چگونه است؟
چلک: در تمام مراکز ما روانشناس و مددکار اجتماعی حضور دارند. زمانی که قرار است واگذاری انجام شود، برای افرادی که قرار است کودکان را به فرزندخواندگی بگیرند، مشاورههای شخصیتی انجام میشود و با توجه به قانون جدید، مشاور مذهبی نیز حضور دارد؛ چرا که موضوعاتی مانند محرمیت نیز مطرح است.
برای کودکانی که قرار است واگذار شوند نیز متناسب با سن آنها، آمادگی ذهنی لازم برای خروج از مرکز ایجاد میشود. ارتباط آنها نیز بلافاصله قطع نمیشود و در بسیاری از موارد ممکن است در مناسبتهای مختلف، کودکان یکدیگر را ببینند.
البته قرار نیست کودکان برای ماندن در مرکز به این معنا که ارتباط قبلیشان را حفظ کنند، در همان محیط باقی بمانند. ما اکنون به دنبال این هستیم و آرمان ما این است که از قبل، خانوادههای دارای صلاحیت را شناسایی کنیم تا به محض اینکه کودکی به بهزیستی ارجاع شد، در کوتاهترین زمان ممکن کودک را از مرکز به آن خانواده منتقل کنیم و مدت حضور او در مراکز کاهش پیدا کند.
البته کودکانی هستند که شرایط سختی دارند، بیماری خاص یا معلولیتهایی دارند و ممکن است بسیاری از خانوادهها برای پذیرش آنها مراجعه نکنند، اما تمام تلاش ما این است که انتقال و جابهجایی کودک در یک فرآیند تخصصی انجام شود.
قرار نیست کودک همان روز اول به خانواده تحویل داده شود. ابتدا خانواده و کودک یکدیگر را میبینند، با هم ارتباط برقرار میکنند و در برخی موارد خانواده به صورت موقت کودک را به خانه میبرد و از او نگهداری میکند تا ارتباط لازم شکل بگیرد، اگر در نهایت تیم تخصصی ما به این جمعبندی برسد که شرایط برای فرزندخواندگی، امین موقت یا هر نوع دیگری از واگذاری فراهم است، فرآیند انجام میشود. حتی اگر تشخیص داده شود که باید کودک به خانواده زیستی خود بازگردد، یعنی امکان بازپیوند با خانواده زیستی وجود دارد، این حساسیتها را نیز در نظر میگیریم.
آیا موضوع اعتیاد با ورود یک سازمان ریشهکن میشود؟
چلک: موضوع اعتیاد بسیار پیچیده است. من این موضوع را بر اساس مسئولیتهای قبلی خود در این حوزه عرض میکنم؛ در بهزیستی، سازمان برنامه و بودجه، ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ۳۴ سال از فعالیت حرفهای من در حوزه اجتماعی گذشته است.
موضوع اعتیاد به گونهای نیست که فکر کنیم سازمان بهزیستی به تنهایی میتواند همه خدمات این حوزه را ارائه کند. اکنون در حوزه پیشگیری فکر میکنم بیش از ۱۵ سازمان در قالب دستگاههایی که در حوزه اجتماعی و فرهنگی فعالیت میکنند، درگیر این موضوع هستند.
سازمان بهزیستی یکی از این سازمانهاست. آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صداوسیما، وزارت علوم، مجموعه حوزه فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان تبلیغات اسلامی و تقریباً همه سازمانهایی که در حوزههای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی فعالیت میکنند، در موضوع پیشگیری از اعتیاد نقش دارند.
سازمان بهزیستی یکی از سازمانهای فعال در این حوزه و تقریباً از باسابقهترین آنهاست. به گونهای که حتی تا یکی دو سال قبل، مسئولیت کمیته فرهنگی و پیشگیری در سطح کشور با سازمان بهزیستی کشور بود و در استانها نیز این مسئولیت بر عهده مدیران بهزیستی استانها قرار داشت. در کنار اقدامات پیشگیرانه، باید قبول کنیم که بالاخره عدهای درگیر سوءمصرف مواد میشوند و به خدمات نیاز دارند.
در گذشته سازمان بهزیستی مراکز درمانی بیشتری داشت و مراکز «امامتی» نیز وجود داشت، اما در ادامه وزارت بهداشت وارد این حوزه شد. بر اساس قانون سال ۱۳۸۹، وزارت بهداشت نیز در این حوزه ورود پیدا کرد و اکنون خدمات مختلفی به این گروه ارائه میشود. این خدمات در قالب مراکز نگهداری و درمان، مراکز «دیآیسی»، شلترها، کمپها، مراکز روزانه و مراکز متعدد کاهش آسیب ارائه میشود و سازمان بهزیستی نیز در این حوزه فعالیت دارد.
تقریباً تمام مراکز ما غیردولتی هستند. افرادی که میخواهند مرکزی را تأسیس کنند، از طریق درگاه ملی صدور مجوزها در وزارت امور اقتصادی و دارایی درخواست خود را ارائه میکنند و درخواست آنها برای بررسی تخصصی به کمیسیون ماده ۲۶ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ارجاع میشود. بر اساس این قانون، سازمان بهزیستی مسئول صدور مجوز برای این نوع مراکز است. در گذشته تعداد مراکزی که سازمان بهزیستی مجوز میداد بیشتر بود، اما بر اساس قانون سال ۱۳۸۹ و مصوبات سال ۱۴۰۰ ستاد مبارزه با مواد مخدر، برخی از این مراکز کاهش پیدا کردند. با این حال خدمات همچنان ارائه میشود و هر جا متقاضی وجود داشته باشد، در کوتاهترین زمان ممکن مجوزهای لازم برای ارائه خدمات به این گروه صادر میشود.
در کنار کمپها و مراکز کارشناسی، باید توجه داشت که تا پیش از تصویب سیاستهای کلی مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۸۵، کاهش آسیب ماهیت قانونی نداشت، اما در سال ۱۳۸۹ به صورت رسمی کاهش آسیب را پذیرفتیم. سازمان بهزیستی در حال حاضر بیشترین فعالیت کارشناسی خود را در این حوزه انجام میدهد و برای بازتوانی افراد نیز مانند سایر سازمانهای مرتبط، فعالیتهای خود را دنبال میکند.
موضوع اعتیاد بسیار پیچیده است و دنیا نیز در این حوزه نتوانسته به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کند. البته این به معنای آن نیست که برنامههای درمانی اثربخش نیستند؛ اتفاقاً بسیاری از این برنامهها اثربخش هستند و خود من نیز سالیان دور در حوزه درمان فعالیت داشتهام. با این حال، عوامل، زمینهها و شرایطی که در حوزه اعتیاد وجود دارد، باعث شده است همه دنیا به جای اینکه صرفاً به دنبال حذف اعتیاد باشند، بر تقویت پیشگیری تمرکز کنند و در عین حال خدمات درمانی و کاهش آسیب را نیز به رسمیت بشناسند.