۲۰:۰۹

۱۴۰۵/۰۸/۰۹

سایت آماده خبری

۲۰:۰۹

۱۴۰۵/۰۸/۰۹

پایگاه خبری آوای پورسینا

یک شاهد بعد از گذشت ۱۸‌ماه اسرار جنایت را فاش کرد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

هفتم اردیبهشت سال گذشته گزارش تصادفی مرگبار در یکی از خیابان‌های مرکز تهران به پلیس مخابره شد. در جریان این تصادف، مردی جوان به‌شدت دچار آسیب شد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. همه شواهد از این حکایت داشت که ماجرا یک تصادف بوده است. راننده پرایدی که مقصر این تصادف بود نیز بازداشت شد، اما ازآنجاکه حادثه، تصادف ثبت شده بود، با قید وثیقه آزاد شد.

اظهارات یک شاهد

ماه‌ها از این حادثه گذشت و درحالی‌که همه تصور می‌کردند مرد جوان در جریان تصادف جان باخته است، حضور یک شاهد در اداره آگاهی روند پرونده را تغییر داد. او به مأموران گفت: روز حادثه من شاهد درگیری راننده پراید با متوفی بودم. به‌نظر می‌رسید با یکدیگر اختلاف مالی داشتند. پس از درگیری، راننده پراید پشت فرمان نشست و عمدا پسر جوان را زیر گرفت و کمی بعد توقف کرد و وقتی پلیس رسید، مدعی شد که تصادف کرده است. در این مدت از ترس‌ حرفی به کسی نزدم، اما عذاب وجدان باعث شد که حقیقت را برملا کنم.

دستور بازداشت قاتل

با اظهارات شاهد، رسیدگی به پرونده در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. تیمی از مأموران راهی محل حادثه شدند و به بررسی‌های میدانی پرداختند. با بررسی دوربین‌های مداربسته، اظهارات شاهد حادثه تأیید شد. از سوی دیگر مأموران متوجه شدند که راننده پراید از مدتی قبل با متوفی اختلاف داشته و این یعنی عمدا وی را به قتل رسانده است. در این شرایط دستور بازداشت راننده پراید صادر شد.

ماموران با شناسایی محل زندگی این مرد، وی را دستگیر کردند و او به اداره آگاهی منتقل شد و وقتی شواهد را علیه خود دید، به قتل مرد جوان اعتراف کرد، اما مدعی شد که قصد کشتن او را نداشته است. با اعترافات این مرد، برای وی قرار قانونی صادر شد و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.

گفت و گو با متهم

اختلاف بر سر کوئیک

متهم‌به‌قتل مدعی است که اختلافش با مقتول بر سر یک خودروی کوئیک بوده و وی هرگز قصد کشتن او را نداشته است. گفت‌وگو با او را بخوانید.

درگیری میان تو و مقتول از کجا شروع شد؟

من نمایشگاه ماشین دارم و وضع مالی‌ام نسبتا خوب است. مدتی قبل یک دستگاه خودروی کوئیک به شخصی فروختم، اما او پول ماشین را نمی‌داد. من این فرد را نمی‌شناختم، اما یکی از دوستانم که وی را می‌شناخت واسطه شد و گفت که آدم خوش‌حسابی است و به اعتبار دوستم ماشین را فروختم، اما نمی‌دانستم که نه‌تنها پول‌‌ بلکه ماشین را هم پس نمی‌دهد.

چرا سراغ دوستت نرفتی؟

سراغ او هم رفتم، اما گفت که کاری از دستش برنمی‌آید و خودم باید پولم را بگیرم.

روز حادثه برای گرفتن پولت رفته بودی؟ 

بله، محل تردد و کارش را بلد بودم. آن روز سوار پرایدم شدم و به آنجا رفتم. با خودم گفتم سری به آنجا بزنم شاید بتوانم ببینمش و بگویم ماشینم را پس بدهد یا پولش را بپردازدکه ناگهان متوجه شدم خودروی کوئیکی که فروخته بودم کنار خیابان پارک شده است.

از کجا فهمیدی ماشین خودت است؟

پلاک خودم روی ماشین نصب بود.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

با دیدن ماشین و برای اینکه مشکلی پیش نیاید، با پلیس تماس گرفتم و کمک خواستم. پلیس گفت صبر کنم تا خودشان به محل برسند. قبل از اینکه پلیس بیاید، درحالی‌که کنار ماشین ایستاده بودم، متوجه شدم چند مرد به سمتم می‌آیند.

آنها به من حمله کردند و مرا زیر مشت و لگد گرفتند. بعد از چند دقیقه، یکی از آنها سوار خودروی کوئیک شد که فرار کند. دیدم دارم دوباره ماشینم را از دست می‌دهم؛ به همین دلیل سریع پشت فرمان پراید خودم نشستم تا تعقیبش کنم.

پس چه شد که مقتول را زیر گرفتی؟

نمی‌خواستم اجازه دهم‌قبل از رسیدن پلیس، خودروی کوئیک را ببرند. دنده‌عقب گرفتم و بعد حرکت کردم که راهش را سد کنم اما مقتول از راه رسید و خودش را انداخت روی ماشین من. من هم کمی سرعتم را کم کردم تا از روی ماشین بیاید پایین.

لحظاتی بعد روی زمین افتاد و من به حرکتم با سرعت بالا ادامه دادم و چون به‌شدت عصبانی بودم، عمدا او را زیر گرفتم، چون دوستش که پشت کوئیک نشسته بود، فرار کرد و من دیگر به ماشینم نمی‌رسیدم.

چرا در این مدت حقایق را کتمان کرده بودی؟

چون از مجازات قصاص به‌شدت می‌ترسم.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو