۱۷:۵۴

۱۴۰۵/۰۶/۱۶

سایت آماده خبری

۱۷:۵۴

۱۴۰۵/۰۶/۱۶

پایگاه خبری آوای پورسینا

کابل یا استانبول؟ هیچکدام! | سونامی «زن‌کشی» در ایتالیا بیداد می‌کند

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری، قتل هولناک «لورنا ایسِری»، مدیر ۴۵ ساله، به دست شریک سابق زندگی‌اش که پس از ربودن و بستن دستان لورنا، او را از روی پل بزرگراه به پایین پرتاب کرد و سپس خود نیز به زندگی‌اش پایان داد، بار دیگر ایتالیا را در شوک و خشم فرو برد. این فاجعه تلخ، پرونده کهنه و درمان‌نشده «فمیساید» (زن‌کشی) را در کشوری که یکی از پیشرفته‌ترین اقتصادهای اروپا به شمار می‌رود، دوباره به تیتر یک رسانه‌ها و کانون خشم افکار عمومی تبدیل کرده است.

زنجیره بی‌پایان جنایت‌های ناموسی و عاطفی

قتل لورنا ایسِری یک حادثه منفرد و تصادفی نبود؛ بلکه بخشی از الگویی ساختاری و تکرارشونده در ایتالیاست. آمارهای وزارت کشور ایتالیا نشان می‌دهد سالانه بیش از ۱۰۰ زن در این کشور قربانی خشونت‌های مرگبار می‌شوند؛ واقعیتی تلخ که در بیش از ۸۰ درصد موارد، به دست همسر، شریک زندگی یا پارتنر سابق رقم می‌خورد.

بیشتر بخوانید:

عروس در شب عروسی با ۵ میلیارد طلا فرار کرد! | عکس

پشت پرده شبکه فحشا در شهرداری | نقش یک مسئول شهرداری در سازماندهی شبکه

رسوایی دوربین مخفی در مرکز زیبایی | ۱۴ هزار ویدئوی خصوصی به فروش گذاشته شد

رابطه نامشروع معلم شیمی زن ۶۵ ساله با دو شاگرد خود!

جامعه ایتالیا هنوز شوک قتل جولیا چکتین در سال ۲۰۲۳ را فراموش نکرده بود که این بار ماجرای لورنا، زخم کهنه را باز کرد. وجه اشتراک تکان‌دهنده در اکثر این پرونده‌ها، لحظه «پایان رابطه» است؛ مرز باریکی که در آن استقلال و تصمیم زن برای جدایی، از سوی مرد به عنوان تجاوز به حیطه مالکیت تلقی شده و به خشونت افسارگسیخته ختم می‌شود.

ریشه‌های پنهان: از فرهنگ پدرسالاری تا توهم مالکیت

کارشناسان جامعه‌شناسی و حقوق‌بشر معتقدند افزایش یا تداوم نرخ زن‌کشی در ایتالیا ریشه در ساختارهای فرهنگی دیرپایی دارد که زیر پوست مدرنیته پنهان مانده‌اند.

فرهنگ «مردسالاری سنتی» در این کشور یکی از دلایل است. در باورهای ریشه‌دار سنتی، زن همچنان در ناخودآگاه بخشی از جامعه، «ملکِ» مرد انگاشته می‌شود. طرد شدن، نادیده گرفته شدن یا تصمیم زن به جدایی، به عنوان فروپاشی غرور و هیمنه مردانه تعبیر می‌شود.

دومین دلیل عادی‌سازی حسادت وسواس‌گونه است. تفکر حاکم بر برخی خرده‌فرهنگ‌ها، تعقیب، کنترل مدام و حسادت بیمارگون را تحت عنوان «عشق و غیرت» رمانتیزه و توجیه می‌کند؛ زنگ خطرهایی که پیش‌درآمد فاجعه هستند اما اغلب جدی گرفته نمی‌شوند.

و البته ترس و شرم از شکایت هم یکی از دلایل است. اظهارات مادر لورنا مبنی بر اینکه دخترش «از پارتنرش می‌ترسید اما برای اینکه آسیبی به او نرسد شکایت نکرد»، گویای احساس گناه، ترس و شرمی است که قربانیان خشونت خانگی پیش از وقوع جنایت با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

حفره‌های قانونی و غفلت از آموزش بنیادین

اگرچه پارلمان ایتالیا در سال‌های اخیر قوانین موسوم به «کُد قرمز» را برای تسریع دادرسی پرونده‌های خشونت خانگی تشدید کرده است، اما کارشناسان تأکید دارند که صرف تشدید مجازات پس از وقوع جرم چاره‌ساز نیست.

نظام حمایتی در پایش و اعمال تدابیر پیشگیرانه نظیر دستبندهای الکترونیکی و دور نگه‌داشتن فوری متهمان همچنان با خلاءهای اجرایی مواجه است. از سوی دیگر، فقدان آموزش‌های اجباری و سیستماتیکِ برابری جنسیتی و مدیریت روابط عاطفی در مدارس ایتالیا سبب شده نسل‌های جدید نیز از الگوهای رفتاری معیوب گذشته مصون نمانند.

زنگ خطری که باید شنیده شود

پرونده لورنا ایسِری بار دیگر ناقوس خطر را در سراسر شبه‌جزیره آپنین به صدا درآورد. تا زمانی که دولت و جامعه مدنی ایتالیا به موازات اصلاحات قضایی، دست به جراحی عمیق فرهنگی نزنند و توهم «مالکیت بر زن» را از فرهنگ عمومی نزایند، خشم، راهپیمایی‌های خیابانی و یک دقیقه سکوت در مجالس رسمی، مانع از ثبت نام قربانی بعدی در فهرست طولانی زن‌کشی نخواهد شد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو