۱۳:۱۹

۱۴۰۵/۰۵/۱۴

سایت آماده خبری

۱۳:۱۹

۱۴۰۵/۰۵/۱۴

پایگاه خبری آوای پورسینا

هوش مصنوعی در حال بازنویسی اینترنت است؛ ماجرا فقط ChatGPT نیست

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

شاید این سؤال در نگاه اول کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما واقعیت این است که اینترنت وارد یکی از بزرگ‌ترین دوره‌های تغییر خود از زمان تولد موتورهای جستجو شده است. برای بیش از دو دهه، قانون بازی تقریباً ثابت بود. کاربر سؤالی داشت، آن را در گوگل جستجو می‌کرد، چند لینک را باز می‌کرد، پاسخ‌های مختلف را کنار هم می‌گذاشت و در نهایت به نتیجه می‌رسید. این مدل، نه‌تنها رفتار میلیاردها کاربر را شکل داد، بلکه اقتصاد اینترنت را هم ساخت؛ از رسانه‌های خبری گرفته تا فروشگاه‌های آنلاین، وبلاگ‌ها و موتورهای مقایسه قیمت، همه بر پایه همین چرخه رشد کردند.

اما امروز، آرام‌آرام یک عادت جدید در حال شکل گرفتن است. کاربر دیگر الزاماً به دنبال «لینک» نیست؛ او «پاسخ» می‌خواهد. اگر هوش مصنوعی بتواند همان پاسخ را در چند ثانیه ارائه کند، آن هم به شکلی که اطلاعات را خلاصه کند، منابع مختلف را کنار هم بگذارد و حتی برای ادامه مسیر پیشنهاد بدهد، طبیعی است که رفتار کاربران هم تغییر کند.

دقیقاً از همین نقطه است که رقابت واقعی آغاز می‌شود. بسیاری تصور می‌کنند شرکت‌هایی مانند گوگل، OpenAI یا xAI صرفاً در حال رقابت برای ساخت یک چت‌بات بهتر هستند؛ اما واقعیت چیز دیگری است. آن‌ها بر سر مهم‌ترین نقطه تماس کاربر با اینترنت رقابت می‌کنند. شرکتی که بتواند اولین انتخاب کاربر برای جستجو، یادگیری، تولید محتوا یا حتی تصمیم‌گیری باشد، بخش بزرگی از آینده اینترنت را در اختیار خواهد داشت. به همین دلیل است که تقریباً هیچ شرکت بزرگی حاضر نیست از این رقابت عقب بماند. میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده جدید، طراحی تراشه‌های اختصاصی و آموزش مدل‌های پیشرفته هزینه می‌شود؛ نه فقط برای اینکه یک هوش مصنوعی سریع‌تر ساخته شود، بلکه برای اینکه کاربر، زمان بیشتری را داخل همان اکوسیستم بگذراند.

شاید هیچ شرکتی بهتر از گوگل اهمیت این موضوع را درک نکرده باشد. گوگل سال‌ها موتور جستجویی ساخت که به نقطه شروع اینترنت برای میلیاردها نفر تبدیل شد. اما حالا همان شرکت، بیشتر از هر زمان دیگری تلاش می‌کند کاربران را از جستجوی سنتی به سمت تجربه‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی هدایت کند؛ تغییری که اگر چند سال قبل درباره آن صحبت می‌شد، شاید غیرممکن به نظر می‌رسید. تفاوت مهم اینجاست که گوگل برخلاف بسیاری از رقبا، تصمیم نگرفت فقط یک چت‌بات جدید معرفی کند. استراتژی این شرکت، هوشمندتر کردن همان سرویس‌هایی بود که مردم هر روز از آن‌ها استفاده می‌کنند؛ از Gmail و Google Docs گرفته تا Workspace و حتی خود موتور جستجو.

نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری اکوسیستمی است که امروز بسیاری از کاربران آن را با نام اکانت Google AI می‌شناسند؛ اکوسیستمی که قرار نیست جای ابزارهای قدیمی را بگیرد، بلکه تلاش می‌کند همان ابزارها را سریع‌تر، دقیق‌تر و هوشمندتر کند. اما اگر Google AI ستون اصلی این استراتژی باشد، شناخته‌شده‌ترین چهره آن بدون شک Gemini است؛ سرویسی که برخلاف تصور بسیاری از کاربران، فقط برای پاسخ دادن به سؤال‌ها ساخته نشده و قرار است در قلب سرویس‌های گوگل حضور داشته باشد. بسیاری از کاربران هنوز Gemini را با یک معیار ساده می‌سنجند؛ آیا از ChatGPT بهتر است یا نه؟ اما این سؤال، بخش مهمی از ماجرا را نادیده می‌گیرد.

گوگل هیچ‌وقت Gemini را فقط به‌عنوان یک چت‌بات طراحی نکرد. هدف این شرکت، ساخت دستیاری بود که بتواند در تمام سرویس‌هایش حضور داشته باشد؛ از نوشتن و خلاصه‌سازی ایمیل‌ها گرفته تا تحلیل فایل‌های متنی، کمک به برنامه‌نویسی، مدیریت اسناد و حتی پاسخ‌گویی در دل موتور جستجو. به همین دلیل، ارزش واقعی Gemini زمانی مشخص می‌شود که کاربر از چند سرویس گوگل به‌صورت هم‌زمان استفاده می‌کند، نه زمانی که فقط یک سؤال از آن می‌پرسد. همین نگاه باعث شده بسیاری از کاربران حرفه‌ای، مدیران پروژه، برنامه‌نویسان و تولیدکنندگان محتوا به سراغ اکانت Gemini بروند؛ نه صرفاً برای دسترسی به یک مدل قوی‌تر، بلکه برای اینکه هوش مصنوعی به بخشی از جریان کاری روزانه آن‌ها تبدیل شود.

اما این تنها مسیر موجود نیست.

در سوی دیگر، xAI از همان ابتدا تصمیم گرفت وارد زمینی شود که کمتر شرکتی روی آن تمرکز کرده بود؛ دسترسی سریع‌تر به اطلاعات روز و تعامل طبیعی‌تر با اتفاقاتی که هر لحظه در حال رخ دادن هستند. این تفاوت شاید روی کاغذ کوچک به نظر برسد، اما در عمل مخاطبان متفاوتی را جذب می‌کند. برای یک خبرنگار، تحلیلگر بازار یا کسی که هر روز اخبار فناوری را دنبال می‌کند، سرعت به‌روزرسانی اطلاعات گاهی به اندازه کیفیت پاسخ اهمیت دارد. همین موضوع باعث شده Grok به‌تدریج جایگاه خودش را میان این گروه از کاربران پیدا کند. نسخه پیشرفته این سرویس که با اکانت سوپر گراک در دسترس قرار می‌گیرد، امکانات بیشتری را در اختیار کاربرانی قرار می‌دهد که استفاده از هوش مصنوعی برای آن‌ها یک تجربه تفننی نیست، بلکه بخشی از کار روزانه‌شان است.

شاید جالب‌ترین بخش این رقابت همین باشد که هیچ‌کدام از این شرکت‌ها دقیقاً به دنبال حل یک مسئله یکسان نیستند. گوگل می‌خواهد هوش مصنوعی را در دل اکوسیستم گسترده خود ادغام کند، xAI روی تجربه‌ای سریع‌تر و نزدیک‌تر به اطلاعات روز تمرکز کرده و سایر بازیگران بازار نیز هر کدام تعریف متفاوتی از آینده دارند. به همین دلیل، شاید سؤال درست دیگر این نباشد که «کدام هوش مصنوعی بهترین است؟»

سؤال مهم‌تر این است که کدام هوش مصنوعی برای نوع کاری که انجام می‌دهید، مناسب‌تر است؟

همان‌طور که همه کاربران از یک مرورگر، یک سیستم‌عامل یا حتی یک شبکه اجتماعی استفاده نمی‌کنند، بعید است آینده هوش مصنوعی هم در اختیار یک سرویس واحد باشد. احتمالاً کاربران، بسته به نیاز خود، میان ابزارهای مختلف جابه‌جا خواهند شد؛ یکی برای تولید محتوا، دیگری برای کارهای اداری و پژوهشی و سرویسی دیگر برای تحلیل اطلاعات و دنبال کردن رویدادهای روز.

شاید همین موضوع، مهم‌ترین تفاوت موج جدید هوش مصنوعی با فناوری‌های قبلی باشد. این بار رقابت فقط بر سر عرضه یک محصول جدید نیست؛ رقابت بر سر تغییر عادتی است که بیش از بیست سال با آن زندگی کرده‌ایم. اگر این تغییر کامل شود، اینترنت آینده کمتر شبیه فهرستی از لینک‌ها خواهد بود و بیشتر به گفت‌وگویی مداوم میان کاربر و دستیارهای هوشمند شباهت خواهد داشت.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو