۰۹:۲۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۹

سایت آماده خبری

۰۹:۲۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۹

پایگاه خبری آوای پورسینا

هزینه پنهان صف بنزین

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

وقتی صحبت از اصلاح نرخ سوخت می‌شود، تمام نگاه‌ها به سمت اعداد روی تابلو جایگاه‌ها می‌چرخد. از ۱۷ شهریور‌، نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان رسیده و سهمیه‌های هزارو ‌۵۰۰ و سه هزار تومانی ثابت مانده‌اند. اما اقتصاددان‌ها و شهروندان در صف‌های طویل جایگاه‌ها به‌خوبی می‌دانند که قیمت واقعی سوخت، آن رقمی نیست که پای دستگاه کارت‌خوان ثبت می‌شود. در اقتصاد کلان، مفهومی به نام هزینه فرصت وجود دارد؛ یعنی ارزشی که یک فرد می‌توانست در آن زمان ازدست‌رفته خلق کند، اما ناچار شد آن را در حصار آهنین صف بنزین قربانی کند.

‌صورت‌حساب پنهان سوخت‌گیری

برای اینکه بدانیم پُر‌کردن باک خودروهای بدون سهمیه چقدر تمام می‌شود، باید معادله‌ای را حل کنیم که هرگز روی نمایشگر پمپ‌های بنزین نقش نمی‌بندد: هزینه واقعی سوخت‌گیری مساوی است با قیمت بنزین به اضافه ارزش زمان انتظار، سوخت مصرف‌شده در صف، استهلاک خودرو و فرصت‌های ازدست‌رفته کسب‌وکار. محاسبه این اعداد گاهی تکان‌دهنده است. اگر یک راننده روزی تنها یک ساعت در صف بماند، در ۲۰ روز کاری ماه معادل ۲۰ ساعت (بیش از دو روز و نیم کار تمام‌وقت) و در طول سال معادل ۲۴۰ ساعت یعنی ۱۰ شبانه‌روز کامل از زندگی‌اش را در صف سپری می‌کند. با در نظر گرفتن دستمزد حداقلی (ارزش پایه هر ساعت کار حدود ۷۵ هزار تومان)، معطلی سالانه یک راننده حداقل معادل ۱۸ میلیون تومان ارزش زمانی ازدست‌رفته دارد؛ رقمی که برای رانندگان ناوگان عمومی و باری به‌مراتب سنگین‌تر است؛ چراکه زمان مستقیما به تعداد سرویس و درآمد گره خورده است. این اتلاف زمان مانند یک زنجیره مخرب در اقتصاد خرد و کلان حرکت می‌کند. راننده تاکسی با یک ساعت معطلی، سرویس‌های روزانه‌اش را از دست می‌دهد؛ راننده خودروی باری در زنجیره لجستیک با تأخیر در تحویل کالا روبه‌رو می‌شود و خواب سرمایه افزایش می‌یابد؛ نیروی کار حقوق‌بگیر دچار افت بهره‌وری می‌شود و در مقیاس کلان، فرض معطلی یک میلیون خودرو-ساعت در روز به معنای هدررفت میلیاردی منابع است. جالب اینکه خودروی روشن در صف، پیش از رسیدن به نازل پمپ، خودش بنزین می‌سوزاند؛ به‌طوری که انرژی می‌سوزد تا تازه به انرژی برسیم.

‌ مسابقه‌ای که بازنده‌اش شهروندان هستند

از یک‌ سو، رانندگان و فعالان صنفی از محدودیت تعداد کارت‌های آزاد جایگاه‌ها (مانند بیرجند با تنها سه جایگاه مجهز به کارت آزاد) و سقف‌های ۱۵‌لیتری گلایه دارند و معتقدند این وضعیت آنها را فلج کرده است و از سوی دیگر، شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی گزارش می‌دهد که سهم عمده‌ای از مراجعان به کارت‌های اضطراری، نیازی واقعی نداشته و مصارف مازاد داشته‌اند. اما هرچه تقاضای غیرضروری بیشتر وارد صف شود، زمان انتظار مصرف‌کننده واقعی در این چرخه بیشتر کش می‌آید. انتقال سهمیه آزاد به روی کارت‌های شخصی شهروندان، تلاشی برای شفاف‌سازی است، ولی تا زمانی که تناسبی میان زیرساخت عرضه و تقاضای واقعی ایجاد نشود، صف‌ها همچنان بخش مهمی از انرژی جامعه را می‌بلعند. 

ما برای تمام اجزای بازار انرژی متر و معیار داریم؛ لیتر، تن، قیمت تمام‌شده، دلار و سهمیه. اما یک شاخص حیاتی در محاسبات کلان کشور گم شده است: خودرو-ساعت انتظار. تا زمانی که بهای ازدست‌رفتن عمر انسان‌ها، زمانِ کارکرد اقتصاد و فرسایش روانی جامعه در معادلات توزیع سوخت دیده نشود، هر اصلاح قیمتی تنها صورت‌مسئله را جابه‌جا خواهد کرد. بنزین می‌سوزد و دودش به هوا می‌رود، ولی آنچه در صف‌های طولانی آرام‌آرام دود می‌شود و به تاراج می‌رود، پول نیست؛ زمان است، کار است، درآمد است و در نهایت‌ عمر آدم‌هاست. آیا راه‌حل بهینه‌سازی مصرف سوخت در افزایش محدودیت‌های کارت آزاد توجیه اقتصادی دارد‌ یا باید تمرکز سیاست‌گذار به جای «جیره‌بندی زمان شهروندان»، بر اصلاح مکانیسم‌های قیمت‌گذاری و ارتقای ظرفیت توزیع متمرکز شود؟

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو