به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، او از نسل فعالان چپ ایران بود که در جستوجوی عدالت اجتماعی و رهایی از استبداد، از حزب توده به جریان مائوئیستی رسید، در چین زندگی کرد، در مبارزه با حکومت پهلوی مشارکت داشت و پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز مسیر پرپیچوخمی را در مخالفت با جمهوری اسلامی پیمود.
خانبابا تهرانی در سال ۱۳۱۳ در تهران متولد شد و فعالیت سیاسی را از نوجوانی، با آشنایی با محافل حزب توده ایران آغاز کرد. فضای سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ و گسترش فعالیت احزاب، زمینه جذب بخشی از جوانان و روشنفکران به اندیشههای چپ را فراهم کرده بود. او نیز در همین فضا به سازمان جوانان حزب توده پیوست؛ حزبی که در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ یکی از بازیگران مهم سیاست ایران به شمار میرفت. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، اختلاف او با مسیر حزب و مناسبات آن با اتحاد شوروی شدت گرفت.
مهاجرت به آلمان در سالهای پس از کودتا، فصل تازهای در زندگی او گشود. خانبابا تهرانی در فعالیتهای دانشجویان ایرانی خارج از کشور مشارکت کرد و از چهرههای مؤثر در شکلگیری کنفدراسیون دانشجویان ایرانی شناخته شد؛ تشکلی که در بسیج مخالفان حکومت پهلوی در خارج از کشور نقش داشت. او سپس در انشعاب از حزب توده و شکلگیری سازمان انقلابی حزب توده ایران مشارکت کرد؛ جریانی که بهجای الگوی شوروی، به اندیشههای مائو و تجربه انقلاب چین گرایش داشت.
بیشتر بخوانید:
ویدئوی عجیب و کمتر دیده شده از تخریب محله شهرنو در اوایل انقلاب | ببینید
پنج گلوله در پنجم مهر؛ ماجرای ترور اول عباس آخوندی چه بود؟
نقشه جغرافیایی از استقرار روسپیها در خیابانهای تهران | عکس
کفندزدها؛ سایه ترس بر شبهای تهران | دزدانی در لباس مردگان
این گرایش، او را به چین کشاند. خانبابا تهرانی مدتی در بخش فارسی رادیو پکن کار کرد و از نزدیک با فضای سیاسی چین مائوئیستی آشنا شد. تجربهای که برای بسیاری از چپگرایان آن نسل، تصویری از امکان ساختن جامعهای متفاوت به دست میداد، اما در عین حال پرسشهایی درباره نسبت آرمانهای انقلابی با تمرکز قدرت و محدودیت آزادیهای سیاسی ایجاد میکرد. او بعدها در گفتوگوهایش به بازخوانی تجربههای سیاسی و اختلافات درونی جریان چپ پرداخت.
با پیروزی انقلاب اسلامی، خانبابا تهرانی به ایران بازگشت و در شکلگیری جبهه دموکراتیک ملی مشارکت کرد؛ جریانی که میخواست آزادیهای سیاسی و دموکراسی را در کنار عدالت اجتماعی دنبال کند. اما تشدید برخورد حکومت با مخالفان در سال ۱۳۶۰، او را بار دیگر به تبعید کشاند. او مدتی به شورای ملی مقاومت پیوست، ولی در سال ۱۳۶۴ بهدلیل اختلاف بر سر مسیر سیاسی این ائتلاف از آن کناره گرفت.
اهمیت خانبابا تهرانی فقط در تشکلهایی نیست که در آنها فعالیت کرد یا از آنها جدا شد؛ تجربه او بازتاب سرگذشت نسلی است که بارها میان آرمان عدالت، مبارزه با استبداد، وفاداری تشکیلاتی و مسئله آزادی انتخاب کرد. روایت زندگی او نه تأیید همه تصمیمهایش است و نه رد یکسره آنها؛ فرصتی است برای فهم فرازونشیبهای جنبش چپ ایران و فاصلهای که گاه میان آرمانهای سیاسی و واقعیت قدرت پدید میآید.