۱۴:۳۲

۱۴۰۵/۰۸/۱۲

سایت آماده خبری

۱۴:۳۲

۱۴۰۵/۰۸/۱۲

پایگاه خبری آوای پورسینا

معمای دیپلماسی چین | چه کسی توافق احتمالی ایران و آمریکا را تضمین می‌کند؟ | آیا چین می‌تواند مانع جنگ دوباره ایران و آمریکا شود؟

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری، مساعد بن محمد العیبان، وزیر مشاور، عضو کابینه و مشاور امنیت ملی عربستان سعودی، دوم نوامبر در پکن حضور داشت. او همان مقامی است که در ۱۰ مارس ۲۰۲۳ بیانیه سه‌جانبه چین، ایران و عربستان را از طرف ریاض امضا کرد؛ توافقی که به احیای روابط دیپلماتیک تهران و ریاض پس از هفت سال قطع رابطه انجامید.

در همان روز، علی باقری‌کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز با وانگ یی، وزیر خارجه چین، دیدار کرد. هم‌زمان، شی جین‌پینگ میزبان سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان، بود. وزارت خارجه چین نیز از اعزام سه نماینده ویژه این کشور به ایران، عمان، عربستان، اتیوپی، جیبوتی، مصر و اریتره خبر داد؛ مأموریتی که هدف رسمی آن کاهش تنش‌ها، پیشبرد مذاکرات صلح و کمک به ثبات منطقه اعلام شده است.

بیشتر بخوانید:

روسیه که از جنگ ایران سود می‌برد می‌تواند میانجی باشد؟ | معمای نقش روسیه در بحران ایران و آمریکا

فقط چین می‌تواند به جنگ ایران پایان دهد | یک پیشنهاد غیرمنتظره برای پایان جنگ ایران

کاخ سفید در شام ترامپ و شی جین‌پینگ، ترانه ممنوعه در چین را پخش کرد!

چهار رقیب آمریکا در یک مسیر | چگونه ایران، روسیه، چین و کره شمالی به یکدیگر کمک می‌کنند؟

تکرار تجربه ۲۰۲۳، اما با پرونده‌ای پیچیده‌تر

چین در سال ۲۰۲۳ نشان داد که می‌تواند از روابط هم‌زمان خود با تهران و ریاض برای ایجاد کانال ارتباطی و کاهش اختلافات استفاده کند. با این حال، شرایط امروز با آن زمان تفاوت اساسی دارد. مسئله دیگر صرفا عادی‌سازی روابط دو کشور منطقه‌ای نیست؛ بلکه پایان دادن به جنگی است که ابعاد نظامی، هسته‌ای، اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای پیدا کرده است.

بر اساس گزارش رویترز، وانگ یی در دیدارهای جداگانه با مقام‌های ایرانی و سعودی بر ضرورت حل اختلافات از مسیر سیاسی تأکید کرده است. او همچنین حمایت چین از حاکمیت و امنیت ایران را اعلام کرده و درباره اهمیت حفظ امنیت مسیرهای انرژی و کشتیرانی هشدار داده است. با این حال، مشخص نیست که مقام‌های ایرانی و سعودی در پکن دیدار مستقیمی داشته‌اند یا خیر.

مسئله اصلی؛ چه کسی توافق را تضمین می‌کند؟

در این میان، برخی از کارشناسان به یکی از مهم‌ترین ابهام‌های مذاکرات احتمالی پرداخته اند. محور اصلی این تحلیل‌ها آن است که چین و روسیه نباید به‌عنوان تضمین‌کنندگان قطعی توافق ایران و آمریکا تصور شوند.

 نزدیک‌شدن پکن و مسکو به روند مذاکرات بیش از آنکه به معنای پذیرش مسئولیت کامل اجرای توافق باشد، فرصتی برای تبدیل موازنه میدانی به اهرم دیپلماتیک ارزیابی شده است. به بیان دیگر، ایران می‌خواهد بررسی کند آیا ورود قدرت‌های بزرگ می‌تواند زمینه توافقی را فراهم کند که هزینه نقض آن فقط بر دوش تهران نباشد یا خیر.

نکته مهم‌تر، تأکید  بر ضرورت توافق مرحله‌بندی‌شده، قابل راستی‌آزمایی و متقابل است؛ به این معنا که هر تعهد ایران باید در برابر اقدام مشخص و قابل سنجش طرف مقابل قرار بگیرد. در چنین چارچوبی، آزادسازی منابع مالی بلوکه‌شده و اجرای تعهدات طرف آمریکایی می‌تواند بخشی از سازوکار اعتمادسازی باشد.

نقش چین و روسیه؛ میانجی یا ضامن؟

در این میان تفکیک میان «میانجی‌گری» و «تضمین اجرای توافق» است. چین و روسیه ممکن است بتوانند طرفین را به میز مذاکره نزدیک کنند، برای توافق پشتوانه سیاسی ایجاد کنند یا در اجرای برخی تعهدات نقش داشته باشند؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر نیستند مانع قطعی نقض توافق از سوی واشنگتن شوند.

این مسئله به‌ویژه با توجه به تجربه مذاکرات و درگیری‌های گذشته اهمیت دارد. تهران برای هر توافق احتمالی به سازوکاری نیاز دارد که در صورت بازگشت تحریم‌ها، نقض تعهدات یا اقدام نظامی مجدد، هزینه مشخصی برای طرف مقابل ایجاد کند.

 همچنین باید به پیشنهاد هفت‌مرحله‌ای ایران اشاره شود که نسخه‌ای فشرده از یک چارچوب اجرایی است و امکان اجرای آن در دو روز مطرح شده است. در این نگاه، ایران به دنبال توافقی نیست که صرفا بر وعده‌های سیاسی و اعتماد به میانجی‌ها استوار باشد؛ بلکه باید تعهدات طرفین زمان‌بندی مشخص و امکان راستی‌آزمایی داشته باشند.

چرا چین برای توافق عجله دارد؟

پکن نیز انگیزه‌های مستقلی برای جلوگیری از ادامه جنگ دارد. تداوم درگیری در خلیج فارس و دریای سرخ، امنیت انرژی، تجارت دریایی و زنجیره تأمین جهانی را تهدید می‌کند. چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی جهان، از اختلال در تردد نفتکش‌ها و افزایش هزینه حمل‌ونقل آسیب می‌بیند.

از سوی دیگر، افزایش نقش دیپلماتیک چین در خاورمیانه می‌تواند جایگاه این کشور را در برابر آمریکا تقویت کند. گزارش واشنگتن‌پست در دوم نوامبر نیز تحرکات پکن را تلاشی برای حضور مؤثر در تعیین آینده امنیتی منطقه ارزیابی کرده است؛ هرچند این روزنامه یادآور می‌شود که چین تاکنون نتوانسته تمام بلندپروازی‌های دیپلماتیک خود را به نتایج عملی تبدیل کند.

حضور عمان نیز در این معادله اهمیت دارد. مسقط به دلیل ارتباطات هم‌زمان با تهران و واشنگتن، ظرفیت میانجی‌گری دارد و می‌تواند مکمل تلاش‌های چین باشد. به همین دلیل، سفر سلطان عمان به پکن را باید در کنار دیدارهای جداگانه مقام‌های ایرانی و سعودی بررسی کرد.

توافق در راه است یا فرصتی برای جلوگیری از جنگ؟

واقعیت این است که هنوز نمی‌توان از شکل‌گیری یک توافق قطعی سخن گفت. حتی اگر چین بتواند ایران، آمریکا و کشورهای عربی را به یک چارچوب مشترک نزدیک کند، اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها، توان موشکی و ترتیبات امنیتی منطقه همچنان پابرجاست.

از سوی دیگر، تهدیدهای نظامی واشنگتن و نگرانی کشورهای عربی از گسترش جنگ، فوریت بیشتری به تلاش‌های دیپلماتیک داده است. پکن در چنین شرایطی می‌خواهد پیش از آنکه بحران وارد مرحله تازه‌ای شود، جایگاه خود را در روند مذاکرات تثبیت کند.

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش این تحولات نه این باشد که چین می‌تواند ایران و آمریکا را پای میز مذاکره بیاورد یا نه، بلکه این است که پس از امضای توافق، چه سازوکاری مانع تکرار تجربه‌های گذشته خواهد شد؟

چین می‌تواند کانال ارتباطی ایجاد کند، روسیه می‌تواند پشتوانه سیاسی و دیپلماتیک فراهم آورد و عمان می‌تواند نقش واسطه را بر عهده بگیرد؛ اما تضمین واقعی توافق زمانی شکل می‌گیرد که تعهدات قابل سنجش، منافع متقابل و هزینه نقض توافق برای طرفین تعریف شده باشد. پکن شاید بتواند درهای مذاکره را باز کند، اما کلید ماندگاری توافق همچنان در طراحی سازوکار اجرایی آن قرار دارد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو