۱۶:۵۸

۱۴۰۵/۰۶/۰۱

سایت آماده خبری

۱۶:۵۸

۱۴۰۵/۰۶/۰۱

پایگاه خبری آوای پورسینا

مردی که ۱۲ سال در میان گرگ‌ها و مانند حیوانات زندگی کرده بود در ۸۰ سالگی درگذشت

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

مارکوس در سال ۱۹۴۶ به دنیا آمد. مادرش زمانی که او تنها سه سال داشت از دنیا رفت و پس از آن، پدرش دوباره ازدواج کرد. مارکوس بعدها مدعی شد که از سوی نامادری‌اش مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت. خانواده او در فقر زندگی می‌کردند و پدرش مارکوس را برای کار نزد یک بزچران در کوهستان فرستاد یا به گفته برخی منابع، او را در ازای دریافت پول به این مرد سپرد. با این حال، زمانی که آن مرد مسن به‌طور ناگهانی از دنیا رفت، مارکوس که در آن زمان حدود هفت سال داشت، در کوهستان رها شد و در نتیجه به‌تنهایی زندگی خود را در طبیعت ادامه داد.

مارکوس بعدها گفت که در سال‌های زندگی در کوهستان، یک گرگ ماده از او مراقبت می‌کرد. او درباره این اتفاق گفته بود:

    بعد از اینکه گرگ ماده به توله‌هایش غذا می‌داد، یک تکه گوشت برای من می‌انداخت.

طبق گفته مارکوس، او گوشت را برمی‌داشت و می‌خورد، اما ابتدا تصور می‌کرد گرگ قصد دارد او را گاز بگیرد. با این حال، گرگ زبانش را بیرون آورد و شروع به لیس زدن او کرد. او در ادامه گفت:

بعد از آن، من یکی از اعضای خانواده شدم.

مارکوس همچنین ادعا می‌کرد که گرگ ماده به او یاد داده بود چگونه در طبیعت توت، قارچ و سایر مواد غذایی را پیدا کند و زنده بماند. او می‌گفت گرگ‌ها برای تأمین غذا به او کمک می‌کردند و حتی گاهی تکه‌های گوشت را برایش می‌آوردند. او در کنار گرگ‌ها مشغول زندگی بود و حتی یک مار به‌عنوان حیوان خانگی داشت که آن را با شیر بز تغذیه می‌کرد.

اما این زندگی در سال ۱۹۶۵ پایان یافت، زمانی که نیروهای گارد مدنی اسپانیا، مارکوس ۱۹ ساله را در منطقه کوهستانی سیرا مورنا پیدا کردند. مأموران او را در حالی دیدند که روی چهار دست‌وپا در کوهستان (پابرهنه و نیمه‌برهنه) در حرکت بود. دست‌ها و پاهایش به دلیل سال‌ها زندگی در طبیعت، پینه‌های ضخیمی داشتند. مارکوس در پاسخ به سوال مأموران به جای صحبت کردن، صداهایی شبیه غرغر و صداهای حیوانی تولید می‌کرد.

شرایط او باعث شده بود مأموران از خود بپرسند که این نوجوان چگونه توانسته سال‌های زیادی را به‌تنهایی در طبیعت زنده بماند.

مأموران برای انتقال او با مشکل مواجه شدند، زیرا مارکوس تلاش می‌کرد آنها را گاز بگیرد. در نهایت مجبور شدند دست‌ها و دهان او را ببندند. پس از بازگشت مارکوس به جامعه، پدرش که هرگز به دلیل آزار و اذیت فرزندش تحت پیگرد قانونی قرار نگرفته بود، او را دید.

با این حال، واکنش پدرش بسیار عجیب بود. او صرفاً گفت که پسرش دیگر ژاکت او را ندارد. مارکوس پس از نجات از کوهستان، با زندگی مدرن به‌شدت مشکل داشت. او سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۸ گفت که حیوانات را بیشتر از انسان‌ها دوست دارد و شادترین روزهای زندگی‌اش همان سال‌هایی بوده که در طبیعت سپری کرده است. او در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی درباره نخستین تجربه‌هایش از زندگی در جامعه انسانی گفت: نمی‌توانستم با این همه سر و صدا، ماشین‌ها و آدم‌هایی که مدام به این طرف و آن طرف می‌رفتند کنار بیایم. مثل مورچه‌هایی بودند که به هر طرف می‌رفتند.

 اما حداقل مورچه‌ها همگی در یک جهت حرکت می‌کنند. مردم به همه طرف می‌رفتند. من هنگام عبور کردن از خیابان می‌ترسیدم.

او همچنین گفت که درک بسیاری از جنبه‌های زندگی مدرن برایش دشوار بود. مردم به دلیل اینکه فوتبال یا سیاست روز را نمی‌شناخت، او را مسخره می‌کردند. زندگی کاری نیز برای مارکوس آسان نبود. او به دلیل سادگی و ناآشنایی با مناسبات اجتماعی، بارها مورد سوءاستفاده همکارانش قرار گرفت و به گفته خودش، برخی افراد از او پول می‌گرفتند یا سرش کلاه می‌گذاشتند.

با وجود گذشت چندین دهه، مارکوس همچنان ارتباط عاطفی عمیقی با حیوانات داشت و بارها گفته بود که دوست دارد دوباره به طبیعت بازگردد. با این حال، بازگشت به گله گرگ‌هایی که دوران کودکی‌اش را در میان آنها سپری کرده بود، دیگر امکان‌پذیر به نظر نمی‌رسید. او در گفت‌وگو با روزنامه El Pais درباره تلاش برای نزدیک شدن دوباره به گرگ‌ها گفته بود:

 می‌توانی بفهمی که آنها همان نزدیکی هستند. صدای نفس کشیدنشان را می‌شنوی و مو بر تنت سیخ می‌شود، اما دیدنشان به این آسانی نیست.

    گرگ‌ها آنجا هستند و اگر صدایشان کنم، جوابم را می‌دهند، اما دیگر به سمت من نمی‌آیند.

او همچنین گفته بود که گرگ‌ها دیگر او را مانند گذشته نمی‌پذیرند، زیرا بوی انسان می‌دهد و از عطر استفاده می‌کند. مارکوس در طول سال‌های بعد از بازگشت به جامعه، همچنان رابطه خود با حیوانات را حفظ کرد و در تصاویر و ویدئوهایی که از او منتشر شده، می‌توان او را در حال برقراری ارتباط با گرگ‌ها و تقلید صدای زوزه آنها دید.

داستان زندگی او در سراسر جهان توجه زیادی را به خود جلب کرد و حتی موضوع یک رساله دکتری قرار گرفت. زندگی مارکوس همچنین در سال ۲۰۱۰ دستمایه ساخت فیلمی با عنوان میان گرگ‌ها (Among Wolves) شد. مارکوس رودریگز پانتوخا سرانجام در ۱۵ اوت ۲۰۲۶، در سن ۸۰ سالگی درگذشت.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو