به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
ضربهای که آثار آن ممکن است تا دههها باقی بماند. اما شاید مهمترین درس این فاجعه برای ما، نه خود حادثه، بلکه امکان کاهش چشمگیر تلفات جانی از طریق پیشبینی و هشدار بهموقع درباره بخشی از این زنجیره باشد. در گزارشها آمده است که در مقطعی، تراز آب در مدت تنها ۳۰ دقیقه حدود ۹ متر افزایش یافت. چنین افزایش سریعی در تراز آب، میتواند نشانهای هشداردهنده از شکلگیری یک رخداد تندسیلابی باشد. با دانش و فناوریهای امروز و با بهرهگیری از تجربه کشورهای توسعهیافته، ایجاد سامانههای پیشبینی و هشدار سریع تندسیلاب، بهویژه در نقاط پرخطر، کاملا دستیافتنی است و در بسیاری از موارد میتواند تلفات جانی را به نحو قابل ملاحظهای کاهش دهد.
در فیلمهایی که از تندسیلابهای نپال منتشر شده است، به وضوح میتوان دید که گاهی تنها چند ثانیه تفاوت میان مرگ و زندگی است. بنابراین میتوان تصور کرد که پیشهشداری چنددقیقهای یا حتی چنددهدقیقهای میتوانست جان شمار زیادی از انسانها را نجات دهد. تصور کنید در دره این رودخانه، صدها آژیر هشدار تندسیلاب نصب شده بود و همزمان پیام هشدار به تلفنهای همراه تمام افراد حاضر در منطقه ارسال میشد. البته فناوری بهتنهایی کافی نیست؛ آموزش و آگاهی مردم از پیشنیازهای اساسی موفقیت هر سامانه هشدارسریع محلی است. پیشنیاز بسیار مهم دیگر، «طرح عملیاتی شرایط اضطراری» است. طرح عملیاتی شرایط اضطراری سندی است که اقدامات، مسئولیتها، منابع و روشهای هماهنگی لازم برای پیشگیری، آمادگی، واکنش و بازگشت به شرایط عادی در هنگام وقوع حوادث و بحرانها را مشخص میکند. هدف آن، کاهش تلفات انسانی، خسارات مالی و زیستمحیطی و تسریع در مدیریت مؤثر شرایط اضطراری است.
برای مثال، در صورت وقوع سیلاب در پاییندست یک سد، طرح عملیاتی شرایط اضطراری مشخص میکند که اگر احتمال شکست سد یا افزایش خطرناک تراز آب ایجاد شد، چه کسی، در چه زمانی و چه اقدامی باید انجام دهد؛ از اعلام وضعیت اضطراری و اطلاعرسانی به مناطق پاییندست گرفته تا تخلیه مناطق در معرض خطر، اعزام نیروهای امدادی و تجهیزات و سرانجام بازگرداندن منطقه به شرایط عادی. در واقع، در یک طرح عملیاتی شرایط اضطراری، زمان، دانش و اطلاعات مورد نیاز برای لحظه بحران از پیش ذخیره شده است؛ زیرا در زمان حادثه، فرصت آزمون و خطا وجود ندارد و تصمیمهای کلیدی باید در کوتاهترین زمان ممکن اتخاذ شوند. نکته مهم آن است که توسعهیافتگی یک کشور را نمیتوان صرفا با تعداد طرحهای میلیارددلاری سنجید.
توانایی پیشبینی خطر، هشدار بهموقع و مدیریت مؤثر شرایط اضطراری نیز یکی از معیارهای مهم توسعهیافتگی است. گاه یک سامانه اثربخش هشدار سیلاب و یک طرح عملیاتی شرایط اضطراری، بیش از یک پروژه سازهای چند میلیارد دلاری، نشانه توسعهیافتگی است. توسعهیافتگی یعنی توانایی مدیریت همهجانبه خطر با بهرهگیری همزمان از راهکارهای سازهای و غیرسازهای؛ نه صرفا توانایی هزینهکردن. با توجه به موارد فوق، نگارنده که بیش از ۳۵ سال است در راه نهادینهکردن روشهای غیرسازهای مدیریت سیلاب، از طریق تألیف کتاب و مقاله و ارائه صدها دوره آموزشی گام برمیدارد، معتقد است که متأسفانه کشورمان در زمینه سامانههای پیشبینی و هشدار سیلاب و طرحهای عملیاتی شرایط اضطراری، حتی در مقایسه با برخی کشورهای کمبرخوردارتر، مانند هند و بنگلادش با عقبماندگی مواجه است. موارد زیر را میتوان بهعنوان مصادیق این موضوع برشمرد:
سیلاب گلابدره ـ دربند، ۱۳۶۶
این تندسیلاب در سالهای پایانی جنگ ایران-عراق روی داد. ظهر یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۶۶، بارش شدید و ناگهانی در حوضههای گلابدره و دربند موجب شکلگیری سیلابی بسیار سریع شد. در گزارشهای مختلف، تعداد جانباختگان متفاوت است و ارقام مختلفی از حدود ۱۴۱ نفر تا حدود ۳۰۰ نفر ذکر شده است.
اهمیت این حادثه در سرعت ویرانگری جریان و عبور آن از محیط شهری بود. جریان گل، سنگ و آب از درههای شمال تهران به سمت گلابدره، دربند و تجریش حرکت کرد و خانهها، خودروها و تأسیسات مسیر را درگیر کرد. نکته کلیدی آن است که پس از نزدیک به ۴۰ سال از وقوع این فاجعه، هنوز سامانه جامع پیشبینی و هشدار تندسیلاب و طرح عملیاتی شرایط اضطراری متناسب با این خطر در گلابدره-دربند و بسیاری از دیگر روددرههای تهران به صورت مؤثر و کامل مستقر نشده است. برای مقایسه، در یک دره تفریحی در مالزی، پنج نفر بر اثر تندسیلاب جان خود را از دست دادند و در کمتر از یک سال، سامانه پیشبینی و هشدار سیلاب با هزینهای نسبتا اندک در آن روددره راهاندازی شد. شاید همین یک مقایسه کافی باشد تا دریابیم تفاوت توسعهیافتگی در مدیریت سیلاب، الزاما در میزان هزینهای که صرف ساخت سازهها میشود نیست؛ بلکه در سرعت تبدیل تجربه یک فاجعه به دانش، سامانه هشدار و اقدام عملیاتی است. در همین چارچوب مالزی از ۲۰ سال پیش تونل دومنظوره
سیلاب-حملونقل اسمارت را در پایتخت خود احداث و راهاندازی کرده است. این تونل حتی در جریان سیلابهای با دوره بازگشت حدود صد سال (۲۵۰ میلیمتر بارش در پنج ساعت!) عملکرد خوبی را از خود نشان داده است. امپراتور فعلی ژاپن نیز در زمانی که ولیعهد بوده از این تونل بازدید کرده است. ژاپنیها و هلندیها در جهان پیشتار در مدیریت سیلاب هستند ولی همیشه میتوان از دیگران آموخت.
دروازه قرآن ـ شیراز، ۵ فروردین ۱۳۹۸
دروازه قرآن نمونهای حتی روشنتر از ترکیب خطر طبیعی و عوامل انسانی است. بارش شدید در مدت کوتاهی به سیلاب تبدیل شد؛ طبق گزارش استانداری فارس، بارش سنگین در حدود ۱۰ دقیقه موجب شکلگیری تندسیلاب شدید شد. سیلاب در محدوده دروازه قرآن به خودروهای عبوری هجوم برد و ۲۱ نفر جان باختند و ۱۱۹ نفر مجروح شدند؛ بیش از ۲۰۰ خودرو نیز با جریان آب جابهجا شدند. گزارش کمیته حقیقتیاب شورای شهر شیراز صراحتا یکی از عوامل حادثه را «عدم پیشبینی دقیق وضعیت بارندگی و عدم هشدار بهموقع احتمال وقوع سیل» دانسته و به نبود ایستگاه بارانسنجی در حوضه آبخیز دروازه قرآن اشاره کرده است. در هفت سالی که از سیلاب دروازه قرآن گذشته، سازههایی در حوضه آبخیز احداث شده ولی نشانههایی از راهاندازی سامانه پیشبینی و هشدار تندسیلاب و همچنین طرح عملیاتی شرایط اضطراری به چشم نمیخورد.
سیل تاریخی امامزاده داوود؛ ۵ مرداد ۱۳۳۳
بر اساس روایت شاهدان، پیش از حادثه در منطقه فرحزاد سیلاب رخ داده بود. در روز ۵ مرداد، بارش و رواناب بسیار شدید شد و آب و واریزه از ارتفاعات به سمت امامزاده داوود حرکت کرد. یک روایت شاهد عینی میگوید سیلاب در مدت کوتاهی روستا را شست و برد و جستوجوی اجساد هفتهها ادامه داشت.
سیلاب ۱۴۰۱ امامزاده داوود:
در حادثه ۱۴۰۱ نیز بارش ۳۲ میلیمتر در ۳۸ دقیقه در زیرحوضه گزارش شده و جریان واریزهای خودروها را به حرکت درآورده و حتی نخستین خودرو دهانه کالورت را مسدود کرده است. ساختوساز و تجاوز به حریم و بستر رودخانه را میتوان از دلایل مهم تشدید تلفات و خسارات این سیلاب دانست. بخشهایی از بازارچه و تأسیسات در مسیر طبیعی رودخانه ساخته شده بود و این امر ظرفیت عبور سیلاب را کاهش داده و خسارت را بهشدت افزایش داد. بر طبق آمار ارائهشده ۲۲ نفر در امامزاده داوود و ۴۳ نفر در کل استان تهران در جریان این سیلابها جان خود را از دست دادند. سیل ۱۳۳۳ و سیل ۱۴۰۱ امامزاده داوود، با فاصله ۶۸ سال، در یک منطقه و با سازوکار بسیار مشابه رخ دادهاند. امامزاده داوود برای ما یک هشدار تاریخی است: تندسیلاب در این دره پدیدهای ناشناخته نیست؛ این پدیده در سال ۱۳۳۳ فاجعه آفرید و ۶۸ سال بعد، در سال ۱۴۰۱ دوباره تکرار شد. اگر طبیعت در فاصله ۶۸ سال دوباره همان رفتار را نشان میدهد، چرا ما نباید در این فاصله سامانهای محلی ایجاد کنیم که چند دقیقه زودتر از سیلاب، خبر رسیدن آن را به مردم برساند؟ لازم به ذکر است که سالها ست سازمان هواشناسی هشدارهای منطقهای برای بارشهای شدید ارائه میدهد ولی برای مدیریت تندسیلابها نیاز به سامانههای پیشبینی و هشدار لحظهایِ حوضهمحور در نقاط پرخطر وجود دارد. این همان نکتهای است که باید از سیلابهای گلابدره، دروازه قرآن و امامزاده داوود آموخت: حادثه زمانی به فاجعه تبدیل میشود که دانش حاصل از حوادث گذشته به اقدام پیشگیرانه امروز تبدیل نشده باشد.
بهتر است این مقاله را با تجربه سیلاب دریای شمال هلند و بریتانیا در سال ۱۹۵۳ پایان دهیم. در جریان این سیلاب بیش از ۲۲۰۰ نفر کشته شدند. در هلند بهتنهایی حدود ۱۸۳۵ نفر جان باختند. این فاجعه بعدها به یکی از محرکهای اصلی پروژه عظیم دلتا تبدیل شد. هزینههای پروژه دلتا در آن زمان ۲۰ درصد تولید ناخالص این کشور بود!