۲۳:۰۶

۱۴۰۵/۰۵/۱۳

سایت آماده خبری

۲۳:۰۶

۱۴۰۵/۰۵/۱۳

پایگاه خبری آوای پورسینا

سقوط در بلوف و عقب‌نشینی

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری به نقل از آمریکن کانسرتیو،  گزارش‌های درزیافته حکایت از آن داشت که برد کوپر، فرمانده سنتکام، طرحی عملیاتی تحت عنوان «حمله بزرگ» را روی میز رئیس‌جمهور قرار داده است؛ سناریویی که هدف آن وارد آوردن ضربه‌ به زیرساخت‌های تهران و به اصطلاح نظامی «کاهش قابلیت‌های عملیاتی» ایران بود. طراحان پنتاگون با این فرض پیش می‌رفتند که پاسخ متقابل ایران مهارشدنی است و ذخایر رو به کاهش تسلیحات پدافندی آمریکا نیز به چالش کشیده نخواهد شد.

در همین بحبوحه، اخبار مربوط به هدف‌گیری احتمالی تأسیسات «کوه کلنگ» به رسانه‌ها راه یافت. دونالد ترامپ نیز با ادبیات مخصوص به خود، وعده «ضربه بسیار سخت» به ایران را داد و مقامات کاخ سفید در گفتگو با وال‌استریت ژورنال از قریب‌الوقوع بودن این حمله سخن گفتند. اما در نهایت، روز یکشنبه ترامپ با چرخشی آشکار اعلام کرد که پس از رایزنی با سران کشورهای عربی خلیج فارس، عملیات متوقف شده است؛ کشورهایی که نگران بودند در صورت شعله‌ور شدن جنگ، شریان‌های حیاتی‌شان از جمله تأسیسات آب‌شیرین‌کن و پایانه‌های نفتی هدف موشک‌های ایرانی قرار گیرد.

بیشتر بخوانید:‌

ایده غیرمتعارف برای حمله به ایران | پنتاگون در جست‌وجوی گزینه‌های تازه برای فشار بر ایران

«نوستراداموس چین»؛ پیش‌بینی جنجالی درباره جنگ علیه ایران | دو پیشگویی قبلی او که محقق شد چه بود؟

روان‌شناسی بی‌کفایتی نظامی | مردی که شکست‌های پیت هگست را ۵۰ سال پیش پیش‌بینی کرد

این الگوی تکراری ــ تهدیدهای بزرگ نظامی که به سرعت به عقب‌نشینی‌های بزرگ و تعارفات دیپلماتیک ختم می‌شوند ــ اکنون به یک روند پایدار و البته فرساینده در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. ناظران بین‌المللی می‌پرسند: اگر واقعا حمله‌ای استراتژیک در کار بود، چرا واشنگتن جزئیات آن را پیشاپیش در بوق و کرنا کرد؟ پاسخ در کاهش شدید «اعتبار دیپلماتیک و نظامی» آمریکا نهفته است.

تغییر مداوم مفروضات توافق‌های پیشین، جابه‌جایی پی‌درپی میان کانال‌های رسمی و غیررسمی مذاکره، و استفاده ابزاری از دیپلماسی به عنوان پوششی برای ضربات غافلگیرانه، سبب شده که کشورهای هدف دیگر کمترین اعتمادی به امضا یا وعده‌های کاخ سفید نداشته باشند. این بی‌اعتمادی تنها به رقبای سنتی واشنگتن محدود نمی‌شود؛ ترامپ حتی توافق هسته‌ای غیرنظامی خود با شریک استراتژیکی چون عربستان سعودی را نیز تنها دو هفته پس از امضا، در شبکه‌های اجتماعی به شرط محالِ «عادی‌سازی فوری روابط ریاض با اسرائیل» منوط کرد و عملا آن را در نطفه خفه ساخت.

در این میان به باور نویسنده این یادداشت پیامدهای فروپاشی اعتبار تهدیدهای نظامی آمریکا به مراتب خطرناک‌تر است. وقتی تهدیدهای یک قدرت توخالی جلوه کند، طرف مقابل انگیزه‌ای برای عقب‌نشینی نخواهد داشت. در چنین حالتی، واشنگتن برای بازسازی بازدارندگی از دست‌رفته خود، ناچار می‌شود دست به ماجراجویی‌های واقعی بزند؛ مسیری پرهزینه با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی که حتی طراحان جنگ‌طلب پنتاگون نیز از ورود کامل به آن هراس دارند. این ناکارآمدی ساختاری البته منحصر به پرونده ایران یا دولت ترامپ نیست؛ از پرونده ونزوئلا و کوبا گرفته تا مدیریت بحران‌های داخلی نظیر کرونا و مرزها در دولت بایدن، اصرار بر روایت‌سازی‌های غیرواقعی همواره به دیوار سخت واقعیت برخورد کرده است.

این رسانه مدعی شده است امروز، ارزیابی نخبگان تصمیم‌ساز در تهران نشان می‌دهد که دستیابی به هرگونه توافق پایدار با واشنگتن عملا ناممکن است؛ چرا که ساختار سیاسی آمریکا توانایی پایبندی به تعهدات بلندمدت را از دست داده است. این برداشت، منطقه خاورمیانه را در وضعیت تنش نیمه‌منجمد قرار می‌دهد که ترکش‌های آن اقتصاد جهانی را همواره تهدید می‌کند. برای خروج از این بن‌بست، شاید هنوز فرصت کوتاهی برای ترمیم اعتبار واشنگتن باقی باشد؛ فرصتی که نیازمند اجرای گام‌های ملموس دیپلماتیک مانند کاهش واقعی تحریم‌ها و پایان دادن به لفاظی‌های جنگ‌طلبانه بی‌حاصل است، پیش از آنکه پنجره دیپلماسی برای همیشه بسته شود.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو