به گزارش خبرفوری، پوسترهای رنگارنگی که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند، از برگزاری برنامههایی با حضور دیجی، موسیقی زنده، رقص، نوشیدنی و فضایی با عنوان «آزادی کامل در پوشش» خبر میدهند. رویدادهایی که ظاهرا با برنامهریزی قبلی، فروش بلیت و ظرفیت مشخص برگزار میشوند و مخاطبان خود را از طریق شبکههای اجتماعی جذب میکنند.
ورود به دنیایی پشت یک بارکد
یکی از ویژگیهای قابلتوجه این مهمانیها، شیوه فروش بلیت است. بر اساس اطلاعات منتشرشده در پوسترها و صفحات مجازی برگزارکنندگان، بلیتها از طریق لینکهای اختصاصی خریداری میشوند و برای هر فرد بارکد یا کد ورود جداگانهای صادر میشود.
در ظاهر، این شیوه راهی برای مدیریت ظرفیت و جلوگیری از ورود افراد بدون بلیت است، اما در عمل نوعی فیلتر مخاطب نیز ایجاد میکند. یعنی تنها کسانی که به لینکهای مربوط دسترسی دارند و بلیت تهیه کردهاند، امکان ورود به این فضاها را پیدا میکنند.
بیشتر بخوانید:
رونمایی از کفش ۱۰ میلیارد تومانی در تهران | جنجال یک جفت کفش به قیمت یک خانه
آرامش با دیازپام ده | مصرف داروهای آرامبخش در ایران ۹۰۰ درصد بیشتر شد
بازار میلیونی اضطراب | از رمل و اسطرلاب تا اینستاگرام؛ رونق جادو و جنبل در ایران
اجاره خودرو برای «دور دور» | نمایشی از شکاف طبقاتی یا واقعیت اقتصادی؟
در برخی تبلیغات همچنین نام یا نشان برندهای تجاری دیده میشود؛ موضوعی که میتواند نشانهای از حضور اسپانسرها در تأمین هزینههای برگزاری باشد. البته درباره میزان و نحوه همکاری این برندها اطلاعات شفافی منتشر نشده و همین موضوع بر ابهامهای موجود درباره این مهمانیها افزوده است.
بلیتهایی با اختلاف قیمت چشمگیر
یکی دیگر از نکات جالب توجه، تفاوت قابلتوجه قیمت بلیت برای زنان و مردان است. بر اساس برخی پوسترهای منتشرشده، قیمت ورودی برای دختران حدود ۳۵۰ هزار تومان و برای پسران یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان اعلام شده است؛ رقمی که فاصلهای بیش از سه برابر ایجاد میکند.
این اختلاف قیمت، پرسشهایی درباره منطق اقتصادی چنین رویدادهایی به وجود آورده است. برگزارکنندگان چنین برنامههایی معمولا تفاوت قیمت را به سیاست فروش بلیت، خدمات ارائهشده یا تلاش برای ایجاد توازن در ترکیب مهمانان نسبت میدهند، اما این نوع قیمتگذاری میتواند نوعی ارزشگذاری جنسیتی در بازار تفریح و سرگرمی باشد.
از دورهمی تا پارتیهای برنامهریزیشده
آنچه این پدیده را از یک مهمانی موردی جدا میکند، تکرار و نظم برگزاری آن است. در برخی برنامهها، روزهای مشخصی از هفته به دورهمیهای دختر و پسر، مهمانیهای ویژه یا برنامههای محدود اختصاص داده شده است.
در کنار موسیقی و حضور دیجی، تبلیغات بعضی از این رویدادها از برنامههایی مانند عکاسی اختصاصی، اجرای سرگرمی و بخشهای نمایشی نیز خبر میدهند. مجموعه این خدمات نشان میدهد با یک دورهمی ساده روبهرو نیستیم، بلکه با نوعی مدل تجاری برای سرگرمی شبانه مواجهیم که تلاش میکند مخاطب مشخصی را بهصورت مستمر جذب کند.
آدمهایی که انگار در سیاره دیگریاند
مسئله فقط برگزاری چند مهمانی نیست. گسترش این مدل از کسبوکار میتواند نشانه تغییر ذائقه تفریحی بخشی از جامعه شهری نیز باشد؛ جامعهای که بخشی از آن به دنبال فضاهایی متفاوت از الگوی رسمی سرگرمی است. اما این وضعیت آنهم در شرایط عجیب کنونی جامعه این سوال را پیش میآورد که واقعا شرکتکنندگان این ایوانها در کدام سیاره زیست میکنند؟
در عین حال، نبود اطلاعات شفاف درباره مجوز! مسئولیت برگزارکنندگان، استانداردهای ایمنی و نحوه نظارت بر این رویدادها، نگرانیهایی را ایجاد میکند. پرسش مهم این است که آیا این برنامهها با مجوزهای مشخص برگزار میشوند یا در فاصله میان قانون، نیاز اجتماعی و خلأ نظارتی شکل گرفتهاند؟
شکاف طبقاتی در خوشگذرانی
پدیده کافههای شبانه تهران را نمیتوان صرفا یک سرگرمی زودگذر دانست. این فضاها از یک سو پاسخی به تقاضای بخشی از جوانان برای تفریح و معاشرت هستند و از سوی دیگر، آینهای از شکاف میان سبک زندگی مورد علاقه جامعه و چارچوبهای رسمی موجود.
تفریح برای همه نیست
شاید مهمترین وجه این ماجرا، نه خود مهمانیهای شبانه، بلکه شکافی باشد که در حال شکلگیری میان سبک تفریح گروههای مختلف جامعه است. در شرایطی که برای بسیاری از خانوادهها، سینما رفتن، رستوران، سفر و حتی یک آخرهفته ساده خارج از شهر به هزینهای سنگین تبدیل شده، تفریحات پرهزینه همچنان در بخشهایی از شهر جریان دارد؛ البته در فضایی بستهتر و دور از چشم عموم.
برای بخشی از جامعه، سبد هزینههای فرهنگی و تفریحی مدتهاست جای خود را به هزینههای ضروریتری مانند خوراک، اجاره مسکن، درمان و مراقبت داده است. خانوادهای که برای تأمین هزینههای زندگی با دشواری مواجه است، طبیعی است که نخستین گزینه برای حذف از بودجه ماهانهاش، سرگرمی و سفر باشد. با این حال، همزمان در زیر پوست شهر، بازار دیگری از تفریح شکل گرفته که مخاطبانش توان پرداخت صدها هزار یا حتی میلیونها تومان برای چند ساعت سرگرمی اینگونه را دارند.
این دو تصویر در کنار هم، تصویری روشن از شکاف طبقاتی در دسترسی به تفریح ارائه میکنند؛ شکافی که فقط درباره پول نیست، بلکه به سبک زندگی، تجربه اجتماعی و حتی حق برخورداری از اوقات فراغت نیز کشیده شده است.