۰۹:۱۹

۱۴۰۵/۰۷/۲۰

سایت آماده خبری

۰۹:۱۹

۱۴۰۵/۰۷/۲۰

پایگاه خبری آوای پورسینا

برندهای فناوری که گوگل تصاحب کرد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

برندهای متنوعی تحت مدیریت آلفابت قرار دارند که مالکیت آنها نیز به گوگل نسبت داده می‌شود. اگر برندهایی را که دیگر فعالیت نمی‌کنند نیز در نظر گرفته شوند، فهرست کامل بسیار طولانی خواهد بود زیرا این فرآیند تملک و ادغام، دهه‌هاست که جریان دارد.

برخی از لاین محصولات، مانند «گوگل پیکسل» (Google Pixel) یا «کروم‌بوک» (Chromebook)، به‌وضوح متعلق به گوگل هستند. این محصولات توسط خود این شرکت راه‌اندازی شده‌اند و تردید چندانی درباره مالکیت اولیه و تداوم مالکیت آنها وجود ندارد. اما وقتی به پیشینه برندهای موجود در این فهرست نگاه می‌کنیم، ماجرا کمی پیچیده‌تر می‌شود، زیرا این برندها یا خریداری شده‌اند و یا در نهایت زیر چتر حمایتی آلفابت قرار گرفته‌اند. تمرکز این گزارش بر همین موضوع است زیرا چه بسا بسیاری از کاربران حتی نمی‌دانستند که برخی از این برندها در اصل متعلق به گوگل هستند.

اندروید (Android)

اندروید در گذر سال‌ها تکامل یافته و به یک سیستم‌عامل موبایل بسیار رقابتی تبدیل شده است. این موفقیت با تکیه بر حمایت گوگل حاصل شد و به همین دلیل است که تقریبا تمام دستگاه‌های همراه مجهز به این سیستم‌عامل، با اپلیکیشن‌های پیش‌فرض گوگل عرضه می‌شوند. همچنین به همین علت است که فروشگاه برنامه «پلی استور» (Play Store) به منبع اصلی و استاندارد دریافت اپلیکیشن‌های اندروید بدل شده و خود سیستم‌عامل نیز می‌کوشد تا این وضعیت را حفظ کند. با این حال، ایده اولیه برند اندروید در واقع توسط گوگل شکل نگرفته بود.

اندروید — نه به عنوان یک سیستم‌عامل، بلکه به عنوان یک شرکت — در سال ۲۰۰۳ توسط گروه کوچکی از کارآفرینان کالیفرنیایی پایه‌گذاری شد. آنها همواره قصد داشتند به نوعی در حوزه گوشی‌های هوشمند فعالیت کنند، اما تا زمانی که گوگل تنها دو سال بعد مالکیت آن را در اختیار گرفت، هنوز هیچ طرح یا محصول مشخص و منسجمی شکل نگرفته بود. نخستین نسخه اندروید سرانجام در سال ۲۰۰۸ برای عموم منتشر شد. از آن زمان تاکنون، این سیستم‌عامل نقشی حیاتی برای گوگل ایفا کرده و حتی مدت‌ها پس از آنکه گوگل سیستم‌عامل اختصاصی  «کروم‌اواس» (ChromeOS) را روانه بازار کرد، این روند همچنان ادامه یافته است.

اَپ‌شیت (AppSheet)

«اپ‌شیت» پلتفرمی است که با هدف کمک به افراد برای ساخت اپلیکیشن‌های اختصاصی خود ایجاد شده است. امروزه، این پلتفرم به‌طور طبیعی از هوش مصنوعی «جمینای» (Gemini) گوگل بهره می‌برد و تمرکز اصلی آن کمک به توسعه‌دهندگانی است که هیچ‌گونه دانش یا تجربه‌ای در زمینه کدنویسی ندارند. این سرویس حتی با نام تجاری خود گوگل (مشابه Google Docs و Google Slides) عرضه می‌شود. با این حال، این پلتفرم پیش از آن، هشت سال به‌صورت مستقل فعالیت می‌کرد و به عقیده برخی، اکنون تنها سایه‌ای از گذشته‌ آن باقی مانده است.

بحث و جدل پیرامون این موضوع از سوی بنیان‌گذار اصلی «اپ‌شیت»، یعنی «پراوین سشادری» (Praveen Seshadri)، مطرح شد. او پس از آنکه گوگل استارتاپش را در اوایل سال ۲۰۲۰ خریداری کرد، نسبت به مشکلاتی همچون سوءمدیریت و فرآیندهای توسعه بیش‌ازحد طولانی هشدار داد. این مسئله تا حدی کنایه‌آمیز است، زیرا هدف اصلی این پلتفرم، تسهیل چنین فرآیندهایی برای علاقه‌مندان به فناوری در سطح کاربران عادی بوده است. با وجود این نگرانی‌ها، «اپ‌شیت» همچنان بخش مهمی از مجموعه «گوگل ورک‌اسپیس» (Google Workspace) محسوب می‌شود و در کنار سرویس‌های برجسته‌ای همچون «جی‌میل» (Gmail) و «درایو» (Drive) قرار دارد.

کامی‌یو (Cameyo)

«کامی‌یو» (Cameyo) برندی متمرکز بر حوزه مجازی‌سازی است که تلاش می‌کند امکان اجرای برنامه‌های دسکتاپ را در مرورگرهای وب فراهم آورد. مزایای این سرویس به‌ویژه برای سیستم‌عامل «کروم‌اواس» گوگل حائز اهمیت است زیرا به کاربران اجازه می‌دهد بدون نیاز به محیط‌های دسکتاپ مجازی، به طیف وسیعی از برنامه‌های ویندوز دسترسی داشته باشند. این سرویس همچنین توجه ویژه‌ای به امنیت دارد، به‌ویژه با توجه به اینکه سیستم‌عامل «کروم‌اواس» تاکنون عملا در معرض حملات ویروسی یا باج‌افزاری قرار نگرفته است.

«کامی‌یو» در سال ۲۰۱۰ شکل گرفت و هدفش از آن زمان تاکنون تغییر چندانی نکرده است. این شرکت ابتدا برای ادغام سرویس‌های خود در کروم‌بوک‌ها با گوگل همکاری کرد و سپس در سال ۲۰۲۴، کمتر از یک سال بعد، توسط گوگل خریداری شد. امروزه این یکپارچه‌سازی بسیار عمیق‌تر شده و «کامی‌یو» از هوش مصنوعی جمینای گوگل و سرویس «کروم اینترپرایز» (Chrome Enterprise) نیز پشتیبانی می‌کند. از آنجا که این یکی از جدیدترین خریدهای گوگل محسوب می‌شود، به نظر می‌رسد که در آینده شاهد تحولات و پیشرفت‌های بیشتری در نتیجه این همکاری خواهیم بود.

دیپ‌مایند (DeepMind)

همان‌طور که از نامش پیداست، تمرکز اصلی «دیپ‌مایند» بر هوش مصنوعی است. امروزه این شرکت کاملا بخشی از مجموعه گوگل محسوب می‌شود، نام گوگل را بر خود دارد و تمام توانش را بر روی هوش مصنوعی «جمینای»   متمرکز کرده است. با توجه به رونق اخیر هوش مصنوعی، این موضوع چندان تعجب‌آور نیست، هرچند خود «دیپ‌مایند» در این عرصه رقابت چندان موفقی نداشته است. اما شاید عجیب باشد که بدانید این شرکت خیلی وقت پیش — یعنی مدت‌ها قبل از آنکه بحث‌های جدی درباره خطر نابودی بشر در صورت بیش‌ازحد هوشمند شدن هوش مصنوعی مطرح شود — توسط گوگل خریداری شده بود.

«دیپ‌مایند» کار خود را در سال ۲۰۱۰ آغاز کرد و تنها چهار سال بعد به تملک گوگل درآمد. با این حال، گوگل در آن زمان پروژه فناوری هوش مصنوعی اختصاصی خود را نیز با نام «گوگل برین» (Google Brain) در دست اجرا داشت. این دو بخش در نهایت در سال ۲۰۲۳ با یکدیگر ادغام شدند و جایگاه فعلی «دیپ‌مایند» را در حوزه هوش مصنوعی مولد رقم زدند. جالب آنکه این شرکت در سال ۲۰۱۷ واحد اخلاق اختصاصی خود را نیز تاسیس کرد، هر چند بحث و جدل‌های داغ درباره اینکه آیا خود هوش مصنوعی مولد از نظر اخلاقی صحیح است یا خیر، همچنان ادامه دارد.

فایربیس (Firebase)


هدف «فایربیس» نیز مانند «اپ‌شیت» ساده‌سازی و دسترس‌پذیرتر کردن فرآیند توسعه اپلیکیشن است، هرچند تمرکز آن بیشتر بر جنبه‌های فنی و عملی کدنویسی معطوف شده است. با این وجود، این پلتفرم نیز با تاکید بر «عامل‌های مولد» به عنوان یکی از ارکان اصلی ساخت اپلیکیشن، رویکردی جدی نسبت به هوش مصنوعی در پیش گرفته است. البته وضعیت همیشه به این شکل نبوده است؛ ریشه «فایربیس» به اوایل دهه ۲۰۱۰ بازمی‌گردد، اما استقلال آن در سال ۲۰۱۴ و با خریداری شدن توسط گوگل به پایان رسید.

در سال‌های اخیر، «فایربیس» برای گوگل حاشیه‌ساز نیز بوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که شرکت مادر گوگل از این پلتفرم برای جمع‌آوری داده‌های کاربران استفاده می‌کرده است و حتی پس از آنکه کاربران انصراف خود را از سیاست جمع‌آوری داده اعلام کرده بودند، این روند ادامه یافته است. در نهایت، این مسئله‌ گوگل را ناچار به پرداخت ۴۲۵ میلیون دلار غرامت کرد. با این حال، این ماجرا  به توقف یا کاهش حمایت گوگل از این پلتفرم منجر نشده و با توجه به اینکه عملکرد صحیح اپلیکیشن‌های بی‌شماری به «فایربیس» وابسته است، احتمالا این تصمیم درستی بوده است.

فیت‌بیت (Fitbit)

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر گوگل در سری ساعت‌های هوشمند «پیکسل واچ» (Pixel Watch)، این شرکت همچنان به توسعه محصولات «فیت‌بیت» ادامه داده است. این ساعت‌های هوشمند که بر حوزه سلامت تمرکز دارند، برای کمک به افراد در پایش وضعیت تندرستی و پیگیری اهداف تناسب اندام طراحی شده‌اند. مدل‌های جدیدتر با حذف صفحه‌نمایش، تمرکز خود را بر این هدف بیش از پیش افزایش داده‌اند. در واقع، به نظر می‌رسد «فیت‌بیت» گزینه اقتصادی گوگل برای کسانی است که نیازی به یک ساعت هوشمند تمام‌عیار و اختصاصی ندارند.

تاریخچه «فیت‌بیت» به سال ۲۰۰۷ بازمی‌گردد که کار خود را با تولید ردیاب‌های شخصی کوچکی آغاز کرد که به لباس متصل می‌شدند. این شرکت به‌تدریج به سراغ طراحی‌های شبیه به ساعت رفت و سرانجام در سال ۲۰۱۷، قابلیت‌های واقعی یک ساعت هوشمند را به محصولات خود افزود. در مجموع، این شرکت برای مدتی طولانی به‌صورت مستقل فعالیت می‌کرد. خرید «فیت‌بیت» توسط گوگل در سال ۲۰۲۱ نهایی شد و در نهایت یک سال بعد، زمینه‌ساز عرضه نخستین «پیکسل واچ» شد.

اینترین‌سیک (Intrinsic)


شرکت «اینترین‌سیک» در موقعیت نسبتا منحصربه‌فردی قرار دارد، اما شباهت‌های جالبی با «دیپ‌مایند» در آن دیده می‌شود. برخلاف «دیپ‌مایند»، شرکت «اینترین‌سیک» اصلا توسط گوگل «خریداری» نشد، بلکه در سال ۲۰۲۱ توسط شرکت آلفابت تاسیس شد و این موضوع از نظر فنی برای وارد نشدن آن در این فهرست می‌توانست کافی باشد. با این حال، این شرکت در نهایت در اواخر فوریه ۲۰۲۶ به‌طور کامل به گوگل پیوست و از یک شرکت فرعی آزمایشی به بخشی جدایی‌ناپذیر از تلاش‌های گوگل در حوزه توسعه هوش مصنوعی تبدیل شد.

اگرچه «دیپ‌مایند» مدت‌ها پیش از دوران شکوفایی هوش مصنوعیِ مدرن وجود داشت، اما «اینترین‌سیک» عملا هم‌زمان با اوج‌گیری این حوزه متولد شد. با این حال، تمرکز فعالیت‌های آن بیشتر بر جنبه‌های فیزیکی و عملیاتی بوده است. رباتیک بخش عمده‌ای از ماموریت این شرکت را تشکیل می‌دهد، نه آن دسته از سرویس‌های هوش مصنوعی مولد و مدل‌های زبانی بزرگ که امروزه فضای اینترنت را پر کرده‌اند. باز هم باید گفت که این هم‌زمانی زمانی جالب توجه است، به‌ویژه با در نظر گرفتن اینکه خرید «دیپ‌مایند» مدت‌ها پیش از تاسیس «اینترین‌سیک» انجام شده بود.

کگل (Kaggle)


«کگل» برند دیگری است که امروزه تمام تمرکز خود را بر هوش مصنوعی معطوف کرده و منابعی را برای سنجش و آزمایش عملکرد مدل‌های مختلف فراهم می‌آورد. وضعیت این شرکت تا حدی به «فایربیس» شباهت دارد و از ابتدا تا این حد بر هوش مصنوعی متمرکز نبود. «کگل» در سال ۲۰۱۰ و با تمرکز بیشتر بر حوزه کلی «علم داده» تاسیس شد. با این حال، دامنه فعالیت‌هایش به‌سرعت به حوزه یادگیری ماشین گسترش یافت و این شرکت در سال ۲۰۱۷ توسط گوگل خریداری شد.

«کگل» نیز مانند «فایربیس» به دلیل نگرانی‌ها پیرامون شیوه جمع‌آوری داده‌هایش هدف انتقاد قرار گرفت. اگرچه این مسئله به طرح دعاوی حقوقی مشابه منجر نشد، اما جنجال‌های بسیاری را در جامعه پزشکی به پا کرد زیرا از چهره کودکان و افراد مشهور به شیوه‌هایی بحث‌برانگیز استفاده می‌شد. با وجود این، سایر برندهای بزرگ فناوری توجه ویژه‌ای به «کگل» دارند، زیرا این پلتفرم مسابقاتی را برگزار می‌کند که در آن گروه‌های مختلف می‌توانند مدل‌های هوش مصنوعی خود را در رقابت با یکدیگر محک بزنند. فارغ از اینکه با فعالیت‌های «کگل» موافق باشید یا خیر، تردیدی نیست که دنیای فناوری امروز فرصتی ایده‌آل برای رشد و شکوفایی آن فراهم کرده است؛ به‌ویژه با توجه به حمایت‌هایی که گوگل از این شرکت انجام می‌دهد.

«مندینت» (Mandiant)


شرکت «مندینت» با اکثر برندهای دیگر این فهرست تفاوت دارد. این شرکت به‌جای ارائه راهکارهای هوش مصنوعی یا توسعه اپلیکیشن، در زمینه مسائل امنیت سایبری نقش مشاور را ایفا می‌کند. همین ویژگی، آن را نه‌تنها برای گوگل، بلکه برای دولت آمریکا نیز به شرکتی بسیار مهم تبدیل کرده است. این شرکت حتی در سال ۲۰۱۶ — زمانی که یک حمله سایبری منتسب به کره شمالی علیه شرکت‌های آمریکایی، نرم‌افزارهای حیاتی را تحت تاثیر قرار داد — منبع اصلی دانش تخصصی به شمار می‌رفت.

در واقع، گوگل نخستین شرکتی نبود که «مندینت» را خریداری کرد. اگرچه این شرکت در سال ۲۰۰۴ به‌صورت مستقل و با نام «رِد کلایف کانسالتینگ» تاسیس شده بود، اما در سال ۲۰۱۳ توسط شرکت «فایرآی» خریداری شد. با این حال، «فایرآی» بعدها در دهه ۲۰۲۰ مالکیت محصولات و برندهای خود و همچنین نام تجاری‌اش را واگذار کرد و در همین دوران، یعنی در سال ۲۰۲۲، گوگل مالکیت «مندینت» را در اختیار گرفت. امروزه این شرکت با خدمات ابری گوگل (کلود) ادغام شده است و به افراد امکان می‌دهد تا برای رفع رخدادهای امنیتی و آزمایش راهکارهای جدید امنیت سایبری، با متخصصان آن ارتباط برقرار کنند.

فوتومت (Photomath)

«فوتومت» اپلیکیشنی با هدفی بسیار مشخص است که حدس زدن آن تنها با شنیدن نام برنامه نیز کار دشواری نیست. شما از یک مسئله ریاضی عکس می‌گیرید و برنامه، روش حل آن را به صورت گام‌به‌گام به شما نشان می‌دهد. عملکرد برنامه در همین حد خلاصه می‌شود، اما با توجه به اینکه بیش از ۱۰۰ میلیون بار در فروشگاه «گوگل پلی» دانلود شده است، می‌توان گفت که کارایی بسیار خوبی دارد. البته این فرآیند مبتنی بر هوش مصنوعی بوده و برای اپلیکیشنی مدرن با قابلیت تشخیص خودکار تصویر و حل مسئله، کاملا قابل انتظار است.

«فوتومت» در سال ۲۰۱۴ توسط شرکتی ساخته شد که تمرکز ویژه‌ای بر فناوری تشخیص متن داشت. این برنامه در سال‌های بعد توجه و سرمایه‌گذاری‌های زیادی را به خود جلب کرد و سرانجام در سال ۲۰۲۳ به طور کامل توسط گوگل خریداری شد. دشوار بتوان گفت که آیا این خرید تاثیری بر استفاده فعلی برنامه از هوش مصنوعی داشته است یا خیر، اما «فوتومت» از همان ابتدا نیز در زمینه تشخیص و حل معادلات ریاضی، از نوعی اتوماسیون (سازوکار خودکار) بهره می‌برد. به نوعی می‌توان گفت «فوتومت» جلوتر از زمان خود حرکت می‌کرد؛ به‌ویژه با در نظر گرفتن اینکه سایر مدل‌های هوش مصنوعی نیز در تلاش برای ایجاد تحولات بزرگ در حوزه ریاضیات هستند.

reCAPTCHA

اگر مدتی نسبتا طولانی در اینترنت گشت‌ و گذار کرده باشید، تقریبا به‌طور قطع با «reCAPTCHA» برخورد داشته‌اید. این سرویس که در سال ۲۰۰۷ راه‌اندازی شد، با هدف مقابله با ربات‌های خودکار و آزادسازی ترافیک شبکه برای کاربران انسانی طراحی گردید. گوگل در سال ۲۰۰۹ مالکیت آن را در اختیار گرفت و اکنون این ابزار عملا به بخشی پذیرفته‌شده و عادی از وب‌گردی تبدیل شده است. حتی در موتور جستجوی خود گوگل نیز، زمانی که فعالیت مشکوکی از دستگاه شما تشخیص داده شود، این ابزار ظاهر می‌شود تا تایید کند که شما در حال انجام جستجوهای خودکار نیستید.

امروزه استفاده از reCAPTCHA حتی گسترده‌تر شده است. تلاش‌هایی برای کاهش تاثیر آن بر وب‌گردی روزمره صورت گرفته، اما رونق اخیر هوش مصنوعی باعث شده است تا وب‌سایت‌های گوناگونی به‌طور کامل از خدمات آن بهره ببرند. در شرایطی که مدیران عامل شرکت‌های بزرگ ادعا می‌کنند بخش عمده‌ای از اینترنت «مرده» است (اشاره به کاهش محتوای انسانی و افزایش محتوای ماشینی)، نگرانی‌ها در مورد ربات‌های خودکاری که داده‌ها را استخراج کرده و برای آموزش هوش مصنوعی به کار می‌گیرند، بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. کسانی که روزانه از اینترنت استفاده می‌کنند، به‌طور فزاینده‌ای با reCAPTCHA مواجه می‌شوند؛ ابزاری که متاسفانه برای حفظ قابلیت استفاده از وب‌سایت‌ها برای کاربران عادی، کاملا ضروری است.

سیمپلیفای (Siemplify)

«مندینت» تنها شرکت امنیت سایبری نبود که گوگل در سال ۲۰۲۲ خریداری کرد. این غول فناوری در همان سال شرکت «سیمپلیفای» را نیز تصاحب کرد؛ برندی که امروزه عملا عبارت «اکنون بخشی از گوگل کلود است» به نام آن پیوند خورده است. «سیمپلیفای» که در سال ۲۰۱۵ شکل گرفت، راهکارهایی برای هماهنگ‌سازی، خودکارسازی و پاسخ‌دهی امنیتی (موسوم به SOAR) ارائه می‌داد. خرید این شرکت توسط گوگل با این هدف انجام شد که راهکارهای آن بتوانند با سیستم‌های امنیت ابری خود گوگل یکپارچه شوند.

با وجود همپوشانی میان «سیمپلیفای» و «مندینت»، شهرت و جایگاه «سیمپلیفای» به‌هیچ‌وجه با «مندینت» قابل مقایسه نیست. اگرچه «سیمپلیفای» به‌تدریج در سیستم‌های گوگل ادغام شده، اما توجه نهادهای دولتی بزرگ را به خود جلب نکرده است. البته تمرکز اصلی این دو شرکت، درست مانند تفاوت میان «فایربیس» و «کگل» یا «مندینت» و «اینتری‌سیک» متفاوت است. این نمونه‌ای دیگر است که نشان می‌دهد خریدهای گوگل برخلاف تصور اولیه، لزوما موازی‌کاری یا تکراری نیستند، بلکه به این شرکت امکان می‌دهند تا حوزه‌های مختلف فناوری را تا حد امکان پوشش دهد.

ویز (Waze) 

«ویز» که در سال ۲۰۰۸ تاسیس شد، بر حوزه حمل‌ونقل تمرکز دارد؛ به‌ویژه زمانی که مشکلاتی در مسیرهای معمولِ تردد پیش می‌آید. این اپلیکیشن با بهره‌گیری از داده‌های گردآوری شده (اطلاعات ارائه‌شده توسط خود رانندگان)، به کاربران کمک می‌کند تا مسیرهای جایگزین را پیدا کرده و برای مواجهه با ترافیک برنامه‌ریزی کنند. گوگل در سال ۲۰۱۳ و با وجود اینکه از سال ۲۰۰۵ سرویس «گوگل مپس» (Google Maps) را در اختیار داشت، «ویز» را به مجموعه خود افزود. با این حال، با وجود این هم‌پوشانی ظاهری، ویز همچنان به فعالیت خود به عنوان اپلیکیشنی مستقل و مجزا از گوگل مپس ادامه داده است.

در مقایسه میان «ویز» و «گوگل مپس»، ویز در زمینه مسیریابی برای خودروها برتری دارد. از آنجا که تمرکز اصلی این برنامه بر کمک رانندگان به یکدیگر است، می‌تواند اطلاعات ارائه‌ شده به کاربران را به شکلی تخصصی‌تر تنظیم کند. البته این موضوع به همان بحث «پوشش‌دهی کامل نیازها» بازمی‌گردد، زیرا «گوگل مپس» همچنان در زمینه گردآوری اطلاعات مربوط به خود مقاصد مانند جزئیات مکان‌ها، قابلیت‌های بیشتری ارائه می‌دهد. دلایل موجهی برای استفاده هم‌زمان از هر دو اپلیکیشن وجود دارد و احتمالا به همین دلیل است که گوگل برند «ویز» را کاملا حذف نکرده تا صرفا بر محصولات داخلی خود تمرکز کند.

ویز (Wiz)


شرکت «ویز» (Wiz) بیشتر با الگوی خریدهای مدرنی که امروزه از یک شرکت بزرگ فناوری انتظار می‌رود، همخوانی دارد. این شرکت که در سال ۲۰۲۰ تاسیس شده، بر هوش مصنوعی و امنیت سایبری تمرکز دارد و نیاز به بهره‌وری در شرایط دورکاری، بستری ایده‌آل برای رشد آن فراهم کرد. همین امر به ویز اجازه داد تا نه تنها در صنعت فناوری، بلکه در میان شرکت‌های بزرگ فهرست «فورچون ۱۰۰» (Fortune ۱۰۰) مانند فاکس (Fox)، بی‌ام‌و (BMW) و چیپوتله (Chipotle) ‌نیز جای پایی برای خود باز کند. همچنین، این شرکت جدیدترین موردِ خریداری‌شده در این فهرست محسوب می‌شود که در ماه مارس سال جاری به گوگل پیوسته است.

تمرکز اصلی «ویز» بر امنیت است، اما در روزهای اخیر و به‌ویژه پس از پیوستن به گوگل، سرمایه‌گذاری و تمرکز خود را به‌شدت بر هوش مصنوعی معطوف کرده است. این شرکت حتی از هوش مصنوعی برای شناسایی حفره‌های امنیتی در فناوری استفاده می‌کند و با تجمیع منابع و همکاری با سایر شرکت‌ها، در تلاش است تا توانایی‌های خود را در زمینه شناسایی و رفع آسیب‌پذیری‌ها تقویت کند. تمرکز ویز بر هوش مصنوعی پیش از خرید آن توسط گوگل شکل گرفته بود، اما قطعا به توسعه فناوری‌هایی مانند «جمینای» در گوگل کمک شایانی می‌کند.

یوتیوب (YouTube)

آخرین مورد در این فهرست، شاید مشهورترین آن‌ها باشد. آغاز کار یوتیوب به عنوان یک پلتفرم ساده اشتراک‌گذاری ویدیو در سال ۲۰۰۵، خیلی زود و در سال ۲۰۰۶ به تصاحب آن توسط گوگل منجر شد و از آن زمان تاکنون، این سرویس به بخشی حیاتی از برندهای گوگل تبدیل شده است. این ادغام عمیق‌تر در اکوسیستم گوگل، حواشی و جنجال‌های متعددی را نیز به همراه داشت؛ از جمله مشکلات مربوط به سیستم نظرات «گوگل پلاس» در سال ۲۰۱۳ و وضعیت فعلی کاربران «یوتیوب تی‌وی» که به دلیل اختلافات پشت‌پرده با دیزنی، به برخی شبکه‌های مهم دسترسی ندارند.

بر اساس گزارش وب‌سایت «اسلش‌گیر»، با وجود این حواشی، یوتیوب همچنان محبوب‌ترین وب‌سایت در کل اینترنت (پس از خود گوگل) محسوب می‌شود. یوتیوب و اندروید شاید در مقایسه با سایر برندهای تحت مالکیت گوگل — که نامشان با نام موتور جستجوی اصلی یکی نیست — از اهمیت و جایگاه ویژه‌تری برخوردار باشند. همچنین، این دو احتمالا نقش بسزایی در تبدیل شدن گوگل به سودآورترین شرکت جهان ایفا کرده‌اند. البته این موضوع مانع از آن نشده است که یوتیوب تلاش‌های خود را برای مقابله با ابزارهای مسدودکننده تبلیغات (Ad Blockers) افزایش ندهد. با این حال، یوتیوب همچنان نمونه‌ای بارز و عالی از دلایل اصلی گوگل برای انجام این‌گونه خریدها و تصاحب‌هاست.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو