

فوتبال خوزستان همواره با دو وجه متضاد شناخته شده است؛ استعدادهای بیرقیب و تماشاگرانی پرشور از یک سو، و بحرانهای ساختاری در زمینه زیرساخت و منابع مالی از سوی دیگر. تاریخ فوتبال این استان نشان میدهد که کمبود امکانات، تنها یک چالش گذرا نبوده، بلکه همواره عامل اصلی سقوط تیمهای بزرگ است.
این داستان تلخ، ریشه در سالهای نخستین فوتبال حرفهای ایران دارد. زمانی که تیم «جنوب اهواز» با همان روحیه محلی و از لب شط کارون، به اوج رسید. تیم فوتبال جنوب که با نام «لفته سهبرادران» و از دل محلات جنوب اهواز شکل گرفته بود، با تکیه بر تدبیر بنیانگذاران خود، از لیگهای منطقهای به اولین دوره جام آزادگان راه یافت. در آن دوران، جنوبیها با لباسهای سرخ، حریف سرسختی در سطح ملی و حتی آسیا بودند. در همین سال، سیاوش بختیاریزاده، کاپیتان تیم جنوب باوجود اینکه یک مدافع چپ بود، با ۱۳ گل زده، پس از عباس سیمکانی و فرشاد پیوس، جزو برترینهای جام آزادگان قرار گرفت، موضوعی که گواهی بر شکوه این تیم بود. اما سرانجام، بیپولی، نبود حامی مالی و سنگاندازیها، باعث شد جنوب اهواز پس از سالها درخشش، در سال ۱۳۷۴ طعم تلخ سقوط و از هم پاشیدگی را بچشد.
متأسفانه، تاریخ در حال تکرار خود است. آنچه دههها پیش گریبانگیر جنوب اهواز شد، امروز نیز گریبانگیر تیمهای بومی خوزستان شده است. صعود تیمهایی نظیر «فولادنوین» به لیگ یک فوتبال، با تمام توان و با تکیه بر استعدادهای بومی، در نهایت به دلیل فقدان زیرساختهای لازم، به بنبستی مشابه مسیر جنوب اهواز منتهی شد.
در فوتبال دنیا، باشگاههای بزرگ از ریشه و اصالت خود فاصله میگیرند؟
محمود سه برادران پیشکسوت فوتبال خوزستان بااشاره به قطعی شدن فروش امتیاز تیم دسته یکی فولاد نوین اهواز (از تیمهای باشگاه فولاد که ریشه آن جنوب اهواز است)، اظهارکرد: در ابتدا باید به این جمله معروف اشاره داشته باشم که «ملتی که تاریخ خود را نشناسد، محکوم به نابودی است»؛ شاید عدهای این سخن را بیارتباط با وضعیت امروز فوتبال خوزستان و باشگاه فولاد بدانند اما کافی است کمی درنگ کنیم و از خود بپرسیم آیا در فوتبال دنیا، باشگاههای بزرگ از ریشه و اصالت خود فاصله میگیرند؟ یا برعکس، تاریخ، بنیانگذاران، پیشکسوتان و نسلهای نخست خود را ارج مینهند و به آن افتخار میکنند؟
او بیان کرد: باشگاه، فقط نام و نشان و ساختمان و حساب بانکی نیست؛ باشگاه، تاریخ، هویت، خاطره و انسانهایی است که آن را ساختهاند. پس باید پرسید چند نفر از متولیان امروز فوتبال و باشگاه فولاد، تاریخ واقعی و ریشههای این باشگاه را بهدرستی میشناسند؟ چند نفر میدانند نخستین جوانانی که این جریان فوتبالی را شکل دادند چه کسانی بودند؟ میدانند این نهال در کدام محله و با چه امکاناتی کاشته شد؟ میدانند چه انسانهای دلسوز، خیر، نظامی، بازاری و مردم عادی، در سالهای نخست برای سرپا ماندن این تیم از آن حمایت کردند؟ و مهمتر از همه، آیا میدانند چه عشق و چه رنجی پشت شکلگیری این باشگاه وجود داشته است؟ اگر تاریخ و ریشه یک باشگاه را نشناسیم، چگونه میتوانیم برای آینده آن تصمیم درست بگیریم؟
این پیشکسوت فوتبال ادامه داد: فوتبالی که امروز بخشی از تاریخ باشگاه فولاد خوزستان را تشکیل میدهد، یکشبه متولد نشده است. پشت این نام، نزدیک به شش دهه عشق، تلاش، رنج و خاطره وجود دارد؛ ریشهای که باید آن را در جنوب اهواز و محله باغشیخ جستوجو کرد. جایی که جوانانی بیادعا، با دستهای خالی و دلهایی سرشار از عشق به فوتبال، در زمینهای خاکی توپ میزدند؛ خاک میخوردند، زخمی میشدند، زمین میخوردند و دوباره بلند میشدند. آنان برای شهرت، ثروت و قدرت فوتبال بازی نمیکردند. برای آنان فوتبال خود عشق بود؛ همان عشق خالص و بیپیرایهای که بعدها توانست یک نهال کوچک را به درختی تنومند تبدیل کند.
او افزود: در میان آن جوانان و دلسوزان، خانوادهای نیز سالهای طولانی از عمر، جوانی، توان و سرمایه زندگی خود را برای این عشق گذاشت؛ خانواده سهبرادران و برادرانی که نامشان با شکلگیری و روزهای نخست جنوب اهواز گره خورده است.
یک واگذاری برای نجات و سربلندی، نه برای فراموشی ریشهها
سه برادران گفت: شاید امروز برخی فقط این بخش از تاریخ را به یاد داشته باشند که در مقطعی، لفته سهبرادران که سالیان سال از سرمایه زندگی، جوانی و توان خود برای زنده نگه داشتن و رشد این باشگاه هزینه کرده بود، امتیاز آن را به فولاد واگذار کرد. اما باید این اتفاق را درست روایت کرد. این واگذاری، صرفاً کنار گذاشتن یک باشگاه و دل کندن از آن نبود. باشگاهی را که سالها برایش عمر و سرمایه گذاشته بودیم، با این نگاه واگذار شد که بتواند با پشتوانهای قدرتمندتر، امکانات بیشتر و شرایطی شایستهتر به حیات خود ادامه دهد و هرچه باشکوهتر و قدرتمندتر شود.
او عنوان کرد: هدف، نابودی ریشه نبود؛ هدف، حفظ ریشه و فراهم کردن زمینه رشد درخت بود. قرار نبود آنچه با عشق و زحمت در خاک این شهر و استان ریشه دوانده بود، روزی از خاک خود جدا شود. قرار بود این ریشه، درختی تنومندتر شود؛ نامش بزرگتر شود؛ افتخاراتش بیشتر شود و نسلهای بعدی فوتبال خوزستان از ثمره آن بهره ببرند. به همین دلیل، امروز باید با صراحت پرسید آیا آن تصمیم برای این گرفته شد که روزی این میراث مانند گوشت قربانی تکهتکه شود و هر قسمت آن را به جایی ببرند؟ آیا قرار بود سهمیه و هویت و بخشی از تاریخ فوتبال این استان، روزی بدون توجه به ریشههایش جابهجا شود؟ قطعاً چنین نیتی نمیتوانست فلسفه آن فداکاری و واگذاری باشد. اگر قرار بود چنین روزی فرا برسد، چه نیازی بود یک عمر سرمایه و جوانی برای ساختن و زنده نگه داشتن این باشگاه صرف شود؟
همچنین سه برادران با بیان این که درد و مشکل امروز، فقط یک انتقال سهمیه نیست، گفت: درد، فراموش کردن اصالت است؛ وقتی تاریخ یک باشگاه را فراموش کنیم، وقتی بنیانگذاران و پیشکسوتان آن را نشناسیم، وقتی ندانیم این باشگاه از کجا آمده و چه کسانی برایش هزینه دادهاند، طبیعی است که روزی تصمیمهایی گرفته شود که با روح و فلسفه شکلگیری آن هیچ سنخیتی نداشته باشد. امروز ممکن است عدهای، بهواسطه جایگاه اداری، مدیریتی یا قدرت تصمیمگیری، خود را صاحب اختیار کامل بدانند؛ اما باید بدانند. مالکیت اداری، هرگز به معنای مالکیت بر تاریخ و هویت یک مردم نیست. فوتبال خوزستان یک کالا نیست که هر زمان خواستند آن را جابهجا کنند. این فوتبال بخشی از هویت مردم این سرزمین است.
مطالبه چیست؟
او عنوان کرد: به عنوان کوچکترین عضو خانواده سهبرادران، خانوادهای که برادران لفته، علی، عزیز، حمید، سلمان و مجید سهبرادران از جمله بنیانگذاران و شکلدهندگان نخستین تیم پرافتخار جنوب اهواز در محله باغشیخ بودهاند، با احترام اما صریح اعلام میکنم با واگذاری سهمیه فولاد نوین مخالفم؛ این مخالفت، نه از سر منفعت شخصی است و نه برای بازگرداندن گذشته. این اعتراض، دفاع از یک ریشه است. دفاع از تاریخی است که متعلق به یک فرد یا یک خانواده نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ فوتبال مردم خوزستان است.
سه برداران تاکید کرد: سهمیه فولاد نوین باید در خوزستان حفظ شود و هیچ تصمیمی درباره سرنوشت آن، بدون شنیدن صدای پیشکسوتان، خانواده فوتبال و مردم خوزستان اتخاذ نشود. اگر این سهمیه بخشی از ساختار فوتبال خوزستان بوده، چرا باید از خوزستان خارج شود؟ا گر ریشه آن در این خاک است، چرا باید میوه و سرمایه آن را به جای دیگری منتقل کرد؟ و اگر قرار است تصمیمی درباره آن گرفته شود، چرا باید صاحبان اصلی این تاریخ در تصمیمگیری و اظهارنظر نادیده گرفته شوند؟
فولاد نوین، سهمیهای که نباید از خوزستان خارج شود
همچنین لفته سه برادارن از بنیانگذار تیم جنوب اهواز با ابراز ناراحتی از واگذاری امتیاز تیم فولادنوین به ایسنا، گفت: امروز سکوت جایز نیست؛ اگر اجازه دهیم ریشههای یک باشگاه فراموش شود، فردا چه چیزی از هویت آن باقی خواهد ماند؟ اگر پیشکسوتان را فراموش کنیم، چه کسی تاریخ را برای نسل بعد روایت خواهد کرد؟ و اگر امروز اجازه دهیم بخشی از سرمایه و هویت فوتبال خوزستان از این استان خارج شود، فردا چه چیزی برای فرزندانمان باقی خواهیم گذاشت؟ فولاد، هر نام و جایگاهی که امروز دارد، نباید ریشهای را که در خاک این شهر و این استان شکل گرفته، فراموش کند. نباید سهمیه فوتبال خوزستان از این استان خارج شود. اجازه ندهیم آنچه نسلهای گذشته با عشق، جوانی، سرمایه و زحمت ساختند، در برابر چشمان صاحبان واقعی فوتبال خوزستان، آرامآرام از هم گسسته شود. این میراث، امانتی است از نسلهای گذشته برای نسلهای آینده و این امانت را باید حفظ کرد، نه تکهتکه و منتقل.
گذشته با عشق، جوانی، سرمایه و زحمت ساختند، در برابر چشمان صاحبان واقعی فوتبال خوزستان، آرامآرام از هم گسسته شود. این میراث، امانتی است از نسلهای گذشته برای نسلهای آینده و این امانت را باید حفظ کرد، نه تکهتکه و منتقل.
در یک باشگاه حرفهای، آکادمیها، تیمهای پایه، تیم دوم و تیم بزرگسالان باید حلقههای یک زنجیره واحد باشند؛ زنجیرهای که در آن بازیکن از سنین پایه شناسایی، آموزش، پرورش و ارزیابی شود و در زمان مناسب، گامبهگام به سطوح بالاتر برسد. در چنین ساختاری، تیم دوم تنها یک تیم مستقل برای حضور در مسابقات نیست، بلکه پل ارتباطی میان استعدادهای آکادمی و تیم اصلی باشگاه است.
فولاد نوین؛ تیمی که برای فردای فولاد به میدان آمد
علی سلامات از پیشکسوتان فوتبال خوزستان نیز در این خصوص و نقش تیم فولاد نوین در باشگاه فولاد گفت: فولاد نوین خوزستان در سال ۱۳۷۸ با یک هدف روشن شکل گرفت؛ این تیم قرار نبود صرفاً یک نام دیگر در فوتبال خوزستان باشد. مأموریت اصلی آن، ساختن پشتوانهای برای تیم بزرگسالان فولاد خوزستان بود. در واقع، فولاد نوین باید جایی باشد که استعدادهای جوان، پس از عبور از ردههای پایه، وارد فضای جدیتر فوتبال شوند؛ بازی کنند، تجربه بیندوزند، با فشار رقابت بزرگسالان روبهرو شوند و پیش از رسیدن به تیم اصلی، از نظر فنی، بدنی و ذهنی به پختگی برسند.
او بیان کرد: مشکل بسیاری از آکادمیها دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ بازیکن سالها آموزش میبیند، اما پس از پایان فوتبال پایه، میان آکادمی و تیم بزرگسالان رها میشود. فاصله این دو، با یک تصمیم اداری یا چند جلسه تمرین پر نمیشود؛ بازیکن باید در مسابقه ساخته شود.
فولاد نوین میتواند همین میدان ساختن باشد
این پیشکسوت فوتبال عنوان کرد: بنابراین، بحث اصلی فقط ماندن یک تیم در یک دسته خاص نیست. حتی اگر شرایط اقتصادی و مدیریتی، ادامه فعالیت فولاد نوین را در سطح کنونی دشوار کند، باید برای حفظ فلسفه وجودی آن راهحلی پیدا شود. مهم این است که تیمی وابسته به ساختار فولاد باقی بماند تا بازیکنان جوان در سطحی رقابتی و نزدیک به فوتبال حرفهای، محک واقعی بخورند و برای ورود به تیم بزرگسالان آماده شوند.
او تاکید کرد: فولاد برای حفظ آینده خود، به چنین مسیری نیاز دارد؛ کشف استعداد، آموزش در آکادمی، فوتبال پایه، رقابت در سطح بزرگسالان و حضور در تیم اصلی فولاد. اگر این پل برداشته شود، باشگاه ناچار خواهد بود هر سال فاصله میان آکادمی و تیم بزرگسالان را از بازار نقلوانتقالات پر کند؛ راهی که هم پرهزینه است و هم فلسفه بازیکنسازی را تضعیف میکند.
سلامات بیان کرد: فولاد نوین، اگر درست تعریف و مدیریت شود، هزینه نیست؛ یک سرمایه فنی است. شاید امروز نگهداری آن هزینه داشته باشد، اما فردا میتواند با آماده کردن یک بازیکن برای تیم بزرگسالان، از هزینههای سنگین خرید بازیکن جلوگیری کند. فولاد نوین نیز در سال ۱۳۷۸ برای همین هدف متولد شد؛ برای آنکه میان استعداد امروز و فولاد فردا، پلی ساخته شود و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، فوتبال فولاد به حفظ همین پل نیاز دارد. اما از آنجا که تیمهای دوم به عنوان پشتوانه ساخته میشود، این که فولاد نوین در لیگ یک حضور یابد حق طبیعی است اما این که مجددا در لیگ دو به فعالیت خود ادامه دهد نمیتواند خدشهای به اعتبار این تیم وارد کند و میتواند همچنان پلی برای پشتوانه سازی باشد.
چرا امتیاز فولاد نوین واگذار شد؟
حمیدرضا گرشاسبی مدیرعامل باشگاه فولاد خوزستان با اشاره به مشکل زمین برای تیم فولاد نوین جهت حضور در لیگ یک گفت: یکی از اهداف ما بحث اقتصاد در فوتبال است. فلسفه وجود تیم دوم(فولاد نوین)، پرورش استعدادهایی است که از سن امید عبور کردهاند و جذب تیم بزرگسالان نمیشوند. بازیکنان مازاد باید به این تیم تزریق شوند تا بتوانند به تیم بزرگسالان برسند.
وی با اشاره به نامه فدراسیون برای اخذ مجوز حرفهای، گفت: فدراسیون ۳۲ مورد برای ما تعیین کرده که برای برگزاری مسابقات لیگ یک، باید بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان برای زمین هزینه کنیم. زمین چمن ورزشگاه شهدای فولاد نیز با مشکلاتی مواجه است که اگر دو بازی روی آن برگزار شود، تبدیل به خاک و سوژه رسانهها میشود. ما زمین دیگری در استان نداریم و اگر بازیهای لیگ یک فولاد نوین هم در ورزشگاه اصلیمان برگزار شود، پس از چند هفته زمین تخریب خواهد شد.
این نکته نیز روشن است که اگر فولاد نوین در لیگ یک شرکت کند و حتی به لیگ برتر راه پیدا کند، بر اساس مقررات، یک باشگاه نمیتواند همزمان دو تیم در یک سطح از لیگ برتر داشته باشد. بنابراین، اگر تیم دوم بتواند بازیکنان مستعد را به سطحی برساند که آماده حضور در بالاترین سطح فوتبال باشند، این ظرفیت میتواند از منظر اقتصادی نیز به یک فرصت مشروع و حرفهای تبدیل شود.
بنابراین، فروش یا واگذاری امتیاز، اگر در دل یک برنامه جامع بازیکنسازی و سرمایهگذاری تعریف شود، پایان کار نیست؛ بلکه میتواند آغاز یک دوره تازه از بازتولید سرمایه انسانی و اقتصادی باشد. شرط اساسی آن است که سرمایه و امتیازی که با تکیه بر ظرفیتهای خوزستان شکل گرفته، تا حد امکان در خدمت توسعه فوتبال همین استان باقی بماند.
همچنین بر اساس پیگیریهای ایسنا در نهایت باتوجه به مشکلات موجود، سهمیه فولادنوین به خارج از استان انتقال داده شد و فولاد نوین مجدد فعالیت خود را در لیگ دو ادامه خواهد داد؛ اگر چه فولاد نوین به لیگ یک نرسید ولی مطمئنا روند و چرخ پشتوانه سازی برای باشگاه فولاد به واسطه تیم فولاد نوین بازهم خواهد چرخید و باشگه فولاد مطابق به اهداف تعیین شده از تیمهای پایه خود بهره لازم را خواهد برد.