۱۱:۰۲

۱۴۰۵/۰۷/۱۸

سایت آماده خبری

۱۱:۰۲

۱۴۰۵/۰۷/۱۸

پایگاه خبری آوای پورسینا

نفت آبادان، مربی بزرگ می‌خواهد/ با تصمیم‌های کوچک نمی‌توان تیم را نجات داد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

صنعت نفت، نامی آشنا برای فوتبال‌دوستان ایران و باشگاهی است که هوادارانش در روزهای خوب و بد، پیوند عمیقی با پیراهن زردرنگ تیم محبوبشان داشته‌اند؛ اما امروز پرسش تلخی پیش روی این باشگاه قرار دارد که چرا تیمی با این همه سابقه، ظرفیت اجتماعی و پشتوانه هواداری، باید همچنان درگیر مشکلاتی باشد که هر فصل، آینده‌اش را با ابهام روبه‌رو می‌کند؟

شکست ۳ بر ۱ مقابل پرسپولیس و پایان همکاری با محمد نوری سرمربی صنعت نفت، بار دیگر نگاه‌ها را به نیمکت این تیم دوخته است. طبیعی است که پس از نتایج ضعیف، درباره عملکرد کادر فنی بحث شود و مدیران باشگاه نیز حق داشته باشند برای تغییر شرایط تصمیم بگیرند. اما مسئله اصلی اینجاست که آیا تمام مشکلات صنعت نفت را باید در نام سرمربی جست‌وجو کرد؟ آیا تغییر مربی، بدون روشن شدن وضعیت مدیریت، منابع مالی و برنامه فنی باشگاه، می‌تواند تضمینی برای عبور از بحران باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌توان صرفا با تغییر یک نام روی نیمکت داد.

صنعت نفت، بزرگ‌تر از یک نیمکت

صنعت نفت آبادان به سرمربی‌ای نیاز دارد که بزرگی این پیراهن را بشناسد؛ مربی‌ای که علاوه بر دانش فنی، توانایی مدیریت فشار، شناخت فوتبال ایران، ساختن یک تیم منسجم و کار کردن در شرایط دشوار را داشته باشد. این باشگاه به کسی نیاز دارد که بداند در آبادان، فوتبال فقط نود دقیقه مسابقه نیست؛ فوتبال با احساسات مردم، اعتبار شهر و امید هواداران گره خورده است.

البته بزرگ بودن مربی فقط به نام و سابقه او خلاصه نمی‌شود؛ مربی بزرگ کسی است که بتواند از داشته‌های تیم بهترین استفاده را ببرد، بازیکنان را به یک مجموعه هماهنگ تبدیل کند، در روزهای دشوار تصمیم درست بگیرد و به تیم شخصیتی رقابتی بدهد.

اما یک واقعیت مهم را هم نباید فراموش کرد، حتی بهترین سرمربی هم در باشگاهی که از ثبات مدیریتی، پشتوانه مالی روشن و برنامه‌ای مشخص برخوردار نیست، با دشواری‌های جدی روبه‌رو خواهد شد. نمی‌توان از یک مربی انتظار معجزه داشت، اما ابزار لازم برای موفقیت را در اختیارش نگذاشت.

مشکل فقط محمد نوری نیست

جدایی محمد نوری، هر دلیلی که داشته باشد، نباید به نقطه پایان بررسی مشکلات صنعت نفت تبدیل شود. باید پرسید چرا باشگاه در چنین موقعیتی قرار گرفته و چه کسی مسئول ساختن شرایطی است که امروز تصمیم به تغییر سرمربی را ضروری یا اجتناب‌ناپذیر کرده است؟

وقتی یک تیم با مشکلات متعدد روبه‌روست، تغییر سرمربی ممکن است بخشی از راه‌حل باشد؛ اما اگر سایر مشکلات همچنان پابرجا بمانند، تغییر روی نیمکت تنها صورت مسئله را عوض می‌کند.

صنعت نفت برای عبور از این شرایط، بیش از هر چیز به یک نقشه راه نیاز دارد؛ نقشه‌ای که در آن وظایف مدیران مشخص باشد، وضعیت اقتصادی باشگاه شفاف شود، اهداف فنی واقع‌بینانه تعریف شوند و مسئولیت تصمیم‌ها نیز بر عهده کسانی باشد که آن‌ها را گرفته‌اند.

هوادار آبادانی حق دارد بداند باشگاه محبوبش به کدام سمت حرکت می‌کند. حق دارد بداند برنامه مدیران چیست، چه هدفی برای تیم در نظر گرفته‌اند و بر چه اساسی درباره نیمکت فنی تصمیم می‌گیرند. این خواسته‌ها نه زیاده‌خواهی است و نه مطالبه‌ای غیرمنطقی؛ این‌ها حداقل انتظارات از باشگاهی با جایگاه صنعت نفت است.

تصمیم‌های مدیریتی؛ پرسش‌هایی که نباید بی‌پاسخ بمانند

نگاهی به اتفاقات مدیریتی فصل گذشته در صنعت نفت، پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند. تغییر مدیرعامل پس از گذشت چند هفته از رقابت‌های لیگ یک، آن هم در شرایطی که تیم به ثبات و آرامش نیاز داشت، تصمیمی بود که می‌توانست پیامدهای مهمی برای مجموعه داشته باشد.

اگر مدیرعاملی پس از حدود شش یا هفت هفته کنار گذاشته می‌شود، طبیعی است که افکار عمومی درباره دلایل این تصمیم سؤال کند. چه اتفاقی افتاده بود؟ ارزیابی هیات‌مدیره از عملکرد مدیرعامل چه بود؟ چه عواملی موجب این تغییر شد؟ و مهم‌تر از همه، آیا پس از آن تصمیم، برنامه مشخصی برای جلوگیری از تکرار مشکلات وجود داشت؟

مسئله این نیست که نام یک مدیر تا ابد در جایگاه خود باقی بماند. هیچ مدیری فراتر از ارزیابی و پاسخ‌گویی نیست. مسئله این است که تصمیم‌های بزرگ در باشگاهی با این میزان حساسیت باید بر اساس منطق، برنامه و مسئولیت‌پذیری گرفته شوند، نه به شکلی که هوادار در پایان ماجرا فقط با انبوهی از سؤال‌های بی‌پاسخ روبه‌رو بماند.

اگر تصمیمی درست بوده، باید بتوان از آن دفاع کرد؛ اگر هم اشتباه بوده، باید از آن درس گرفت. سکوت در برابر پرسش‌های جدی، نه به اعتبار مدیریت کمک می‌کند و نه اعتماد هواداران را بازمی‌گرداند.

ضمن این که هیات‌مدیره و مدیران باشگاه باید روشن کنند که برای آینده صنعت نفت چه برنامه‌ای دارند. هواداران حق دارند بدانند چه کسی مسئول وضعیت امروز است و چه کسی قرار است فردای این باشگاه را بسازد.

همه حریفان آماده‌اند؛ صنعت نفت نباید همچنان گرفتار حاشیه باشد

در فوتبال رقابتی امروز، هیچ تیمی با اتکا به نام و سابقه خود امتیاز نمی‌گیرد. حریفان برای تقویت ترکیب، آماده‌سازی تیم، جذب بازیکنان مناسب و اجرای برنامه‌های فنی تلاش می‌کنند. در چنین شرایطی، باشگاهی که هنوز با ابهام‌های مدیریتی و تصمیم‌های پیاپی روبه‌روست، پیش از ورود به میدان بخشی از توان خود را از دست می‌دهد.

هوادار صنعت نفت وقتی می‌بیند دیگر تیم‌ها با برنامه‌ریزی به استقبال مسابقات می‌روند، حق دارد از مدیران باشگاه توضیح بخواهد. چرا باید هر بار نگرانی درباره آینده تیم، انتخاب سرمربی یا شرایط مدیریتی به دغدغه اصلی تبدیل شود؟ چرا صنعت نفت نباید مانند یک باشگاه حرفه‌ای، با برنامه‌ای روشن و ثباتی قابل دفاع کار خود را پیش ببرد؟

نمی‌توان هر فصل از هوادار خواست صبر کند، امیدوار بماند و از تیم حمایت کند، اما در مقابل، پاسخ واضح و روشنی درباره برنامه‌ها و تصمیم‌های کلان به او نداد. هواداران آبادانی در روزهای سخت کنار صنعت نفت ایستاده‌اند؛ اکنون نوبت مدیران است که نشان دهند شایسته این اعتماد هستند.

خطر واقعی، از دست رفتن زمان است

نگرانی درباره آینده صنعت نفت را نباید دست‌کم گرفت. در فوتبال، فرصت جبران همیشه نامحدود نیست. هر روزی که بدون تصمیم‌گیری روشن، انتخاب درست و برنامه‌ای منسجم سپری شود، ممکن است هزینه بیشتری به تیم تحمیل کند.

اگر هدف باشگاه حضور قدرتمند در رقابت‌هاست، باید از همین حالا درباره ابزار رسیدن به آن هدف تصمیم گرفت. اگر منابع مالی محدود است، باید صادقانه درباره امکانات موجود صحبت کرد و متناسب با آن برنامه ریخت. اگر تیم به بازسازی فنی نیاز دارد، باید سرمربی‌ای انتخاب شود که توان اجرای این مأموریت را داشته باشد و اگر ساختار مدیریتی نیازمند اصلاح است، نباید این موضوع پشت تغییرات فنی پنهان بماند.

بزرگ‌ترین اشتباه آن است که همه امیدها به انتخاب سرمربی بعدی گره بخورد و سایر مشکلات همچنان بدون پاسخ باقی بمانند. صنعت نفت برای موفقیت به مجموعه‌ای هماهنگ نیاز دارد؛ از هیئت‌مدیره و مدیرعامل گرفته تا کادر فنی، بازیکنان و ساختار پشتیبانی باشگاه.

آبادان هم مربی بزرگ و هم تصمیم‌های بزرگ و مسئولانه می‌خواهد

صنعت نفت آبادان شایسته آن است که برای انتخاب سرمربی، معیارهایی متناسب با جایگاه تاریخی و ظرفیت هواداری خود داشته باشد. انتخابی که از سر اضطرار، برای آرام کردن فضای عمومی یا بدون پشتوانه مدیریتی انجام شود، ممکن است فقط چند روزی از شدت نگرانی‌ها بکاهد اما تضمینی برای آینده نخواهد بود.

این باشگاه به مربی‌ای نیاز دارد که بتواند تیم را از نظر فنی و ذهنی بازسازی کند، به بازیکنان اعتمادبه‌نفس بدهد و دوباره امید را به سکوها بازگرداند. در کنار آن، مدیریتی لازم است که از تصمیم‌های خود دفاع کند، پاسخ‌گوی هواداران باشد و اجازه ندهد هر بحران به بحرانی تازه تبدیل شود.

صنعت نفت نه به وعده‌های تکراری نیاز دارد و نه به تصمیم‌هایی که بدون توضیح کافی گرفته می‌شوند. این تیم به ثبات، صداقت، برنامه و مسئولیت‌پذیری احتیاج دارد.

آبادان شهر کوچکی در فوتبال ایران نیست و صنعت نفت نیز باشگاهی نیست که بتوان با تصمیم‌های کوچک و نگاه‌های مقطعی، از کنار سرنوشت آن گذشت. این تیم با تاریخ، هویت و عاطفه مردمش زنده است؛ مردمی که سال‌ها با بردهایش شادی کرده‌اند و در روزهای شکست، باز هم چشم از آن برنداشته‌اند.

امروز باید یک سؤال را صریح از مسئولان باشگاه پرسید؛ آیا برای نجات صنعت نفت برنامه‌ای جدی دارید یا قرار است هر بار با تغییر سرمربی، چند هفته‌ای زمان بخرید و دوباره به نقطه اول بازگردید؟

صنعت نفت آبادان، سرمربی بزرگ می‌خواهد؛ مدیریتی بزرگ‌تر از حاشیه‌ها می‌خواهد و تصمیم‌هایی در اندازه نام و اعتبار خود طلب می‌کند. این تیم نباید قربانی آزمون‌ و خطا شود. هوادار آبادانی حق دارد به آینده امیدوار باشد، اما این امید زمانی معنا پیدا می‌کند که پشت آن، برنامه‌ای روشن و اراده‌ای واقعی برای نجات باشگاه وجود داشته باشد.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو