۰۰:۰۷

۱۴۰۵/۰۶/۰۷

سایت آماده خبری

۰۰:۰۷

۱۴۰۵/۰۶/۰۷

پایگاه خبری آوای پورسینا

ماجرای بازگشت غیرمنتظره محسن نامجو؛ «عادی‌سازی» یا غم غربت؟ |‌ معین، عطاالله مهاجرانی و سروش؛ چه کسانی در صف بازگشتند؟

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری، چهره‌ای که سال‌ها به‌عنوان یکی از تندترین منتقدان سیاسی و اجتماعی در خارج از مرزها فعالیت می‌کرد و ترانه‌های اعتراضی او در مقاطع مختلف بازتاب‌های گسترده‌ای داشت، حالا بار دیگر پا بر خاکی گذاشته که نزدیک به دو دهه از آن دور بود.کشوری که تا همین چند وقت پیش معتقد بود بعد از آمریکا و ترکیه خانه سوم اوست!  این رویداد ناگهانی، موجی از تردیدها و واکنش‌های متضاد را برانگیخته است.

بازگشت با یک پرونده قضایی

آنچه بازگشت نامجو را از موارد مشابه متمایز می‌کند، پیشینه تند و پرونده‌های مفتوح اوست. نامجو در اواخر دهه هشتاد خورشیدی به‌دلیل اجرای قطعه‌ای بحث‌برانگیز به اتهام توهین به مقدسات به‌طور غیابی به پنج سال حبس محکوم شده بود. علاوه بر این، او در سال‌های اخیر و به‌ویژه در بزنگاه‌های اعتراضی، مواضع صریح و بی‌پروایی علیه ساختار حاکم اتخاذ کرده بود.

بیشتر بخوانید‌:‌

طوفان حاشیه برای همسر بیژن مرتضوی | جنجال گفت‌وگو در استانبول | نرگس فرخی کیست؟

اتهامات زننده زن مُدل آمریکایی به رامین رضائیان | گوهر فرشاد کیست و چه می‌کند؟

چرا پرونده پژمان جمشیدی همچنان خبرساز است؟ | مامک جمشیدی چه می‌گوید و چه چیز را نمی‌گوید؟ | کسی که شهرت دارد می‌تواند «عشق و حال» کند!؟

قیمت خودروی محمدرضا گلزار چقدر است؟ | رژه میلیاردی از میان صفِ گوشت

حضور مجدد او در تهران، این پرسش را پیش کشیده است که چگونه فردی با چنین پیشینه قضایی و سخنان رادیکال توانسته بی‌سر‌و‌صدا یا با توافق‌های احتمالی به کشور بازگردد؟ پرسشی که بخش عمده‌ای از بدنه افکار عمومی را به سمت فرضیات پیچیده‌تر سوق داده است.

تئوری «عادی‌سازی» و تردیدهای عمومی

در میان سیل واکنش‌ها، بخش قابل‌توجهی از کاربران این اتفاق را فراتر از یک تصمیم فردی دیده و به شکل عجیبی آن را بخشی از یک ماجرای «عادی‌سازی» ارزیابی کرده‌اند. استدلال مدافعان این فرضیه بر این مبنا استوار است که جامعه در مقطع کنونی نیازمند تزریق حس آرامش و القای تصویری از مدارا و ثبات به جامعه است. با همه این اوصاف محسن نامجو احتمالا آن کسی نیست که بتواند روی این استدلال عجیب سوار باشد. به این معنا که اگر هم فرض را بر این استدلال بگذاریم محسن نامجو نمی‌تواند به این تصویر قوت ببخشد چرا که اساسا مخاطب او طبقه خاصی از طبقه متوسط و روشنفکر است و فراگیری خوانندگانی همچون معین را ندارد.

ویدئوی بازگشت او به ایران را اینجا ببینید:‌

از این زاویه دید، پذیرش چهره‌ای چون نامجو که سابقه موضع‌گیری‌های تند دارد، می‌تواند پیامی برای کم‌رنگ کردن شکاف‌ها و بازنمایی فضایی عاری از بحران به افکار عمومی داخلی و بین‌المللی باشد.

از تراژدی «حبیب» تا بازگشت چراغ‌خاموش «قیصر»

تاریخ بازگشت هنرمندان به کشور همواره پر از فراز و نشیب و تجربیات تلخ و شیرین بوده است. بارزترین نمونه، بازگشت حبیب محبیان در سال ۱۳۸۸ بود؛ هنرمندی که با وعده فعالیت رسمی و برگزاری کنسرت بازگشت، اما سرانجام در انزوا و بی‌خبری در رامسر درگذشت و هیچ‌گاه اجازه فعالیت رسمی نیافت.

در سال‌های اخیر، چهره‌های دیگری از جمله «قیصر»، خواننده پاپ لس‌آنجلسی نیز توانستند به ایران بازگردند که بدون مواجهه با حواشی، روزگار را سپری کردند. تفاوت تجربه حبیب با چهره‌های جدیدتر نشان می‌دهد که ساختار رسمی در مواجهه با چهره‌های بازگشته، از یک رویکرد واحد پیروی نکرده است.

دومینوی بازگشت‌ها؛ از معین تا سروش و مهاجرانی؟

بازگشت نامجو این گمانه‌زنی را تقویت کرده که شاید درهای بازگشت برای طیف وسیع‌تری از چهره‌های سرشناس باز شده باشد. یکی از نام‌هایی که در ماه‌های گذشته صحبت از حضورش در ایران پررنگ‌تر از همیشه بود، نصرالله معین (معین) خواننده نامدار موسیقی پاپ است که حتی پالس‌های مثبتی از سوی برخی مقامات فرهنگی دریافت کرده بود.

اما ماجرا تنها به حوزه موسیقی محدود نمی‌ماند. در سپهر فکری و سیاسی نیز چهره‌هایی چون عطاالله مهاجرانی، وزیر اسبق ارشاد که سال‌هاست در لندن به سر می‌برد و به تحلیل‌گری با مواضع ملایم‌تر نسبت به گذشته بدل شده، و حتی عبدالکریم سروش، فیلسوف و نظریه‌پرداز برجسته دینی مطرح هستند. بازگشت احتمالی این افراد می‌تواند نشان‌دهنده فاز جدیدی از بازتعریف روابط میان حاکمیت و نخبگان مهاجر باشد.

آینده‌ای در هاله‌ای از ابهام

هنوز مشخص نیست که آیا نامجو اجازه فعالیت هنری خواهد داشت یا مانند برخی پیشینیان خود ناچار به سکوت و زندگی در حاشیه خواهد شد. بازگشت او چه یک انتخاب فردی برآمده از دلتنگی و انزوای غربت باشد و چه حاصل توافقی حساب‌شده در چارچوب یک سیاست کلان، فضای جامعه و نخبگان را به دو دسته امیدواران به گشایش و بدبینان به یک مانور تبلیغاتی تقسیم کرده است؛ شکافی که گذر زمان حقیقت آن را روشن خواهد کرد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو