به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
در میان آنها، فولادسازی شادگان با ظرفیت سالانه ۸۰۰ هزار تن بیلت و پروژه زیستمحیطی دیوار توری، دو طرح با ماهیت کاملاً متفاوتاند؛ اما همین تفاوت نکته قابل توجهی در خود دارد. اولی قرار است محصول میانی را یک مرحله در زنجیره تولید جلو ببرد و دومی برای کاهش پیامدهای محیطزیستی فعالیت صنعتی طراحی شده است. در واقع، اگر این پروژهها را کنار یکدیگر بگذاریم، با سرمایهگذاریهایی روبهرو هستیم که دیگر صرفاً یک هدف ــ بالا بردن عدد تولید ــ را دنبال نمیکنند. دامنه توسعه از ظرفیتسازی به تکمیل زنجیره، محیطزیست و پایداری فعالیت صنعتی کشیده شده است.
فولادسازی شادگان نمونه اقتصادی این تغییر است. مجموعهای که محصول قابل فروش آن آهن اسفنجی بود، اکنون امکان تبدیل آن به شمش فولادی بیلت را در همان محل پیدا کرده است. کوره قوس الکتریکی ۱۸۰ تنی، کوره پاتیلی ۱۴۰ تنی و ماشین ریختهگری ششاسترند برای ظرفیت سالانه ۸۰۰ هزار تن طراحی شدهاند. معنای اقتصادی این اتفاق روشن است: به جای آنکه محصول در میانه زنجیره از مجموعه خارج شود، مرحله دیگری از فرآوری و ارزش افزوده درون فولاد شادگان شکل میگیرد. ضمن اینکه برنامه توسعه شادگان نیز به این کارخانه محدود نیست و اسلب عریض، مگامدول احیا، افزایش ظرفیت احیا، کارخانه آهک و نیروگاه برق در ادامه مسیر تعریف شدهاند. در چنین الگویی، توسعه از افزودن یک خط تولید فراتر میرود و به ساختن مجموعهای با زنجیره کاملتر نزدیک میشود.
در کنار این مسیر، پروژهای مانند دیوار توری وجه دیگری از همین تغییر نگاه را نمایندگی میکند. یک بنگاه صنعتی بزرگ امروز فقط با تناژ محصولش ارزیابی نمیشود؛ هزینههای محیطزیستی، مصرف منابع، رابطه با جامعه پیرامونی و توان استمرار تولید نیز بخشی از کیفیت عملکرد آن شدهاند. اهمیت همزمانی این پروژهها در فولاد خوزستان نیز همینجاست. شرکتی که طی سالهای اخیر با محدودیتهای شدید انرژی و تحریم مواجه بوده و اخیراً نیز بخشی از تأسیسات تولیدی آن در جنگ آسیب جدی دیده است، در سرمایهگذاریهای خود تنها به جبران تولید ازدسترفته یا افزایش ظرفیت فکر نکرده و پروژههای توسعهای و محیطزیستی را نیز جلو برده است. این وضعیت، از نوعی بلوغ در برنامه توسعه حکایت دارد: تولید بیشتر همچنان مهم است، اما دیگر همه داستان نیست.
پروژههای این هفته را از همین منظر میتوان فراتر از چند افتتاح رسمی دید. فولاد خوزستان در حال بزرگتر شدن است، اما مسئله مهمتر این است که چگونه بزرگتر میشود: شادگان یک حلقه به زنجیره ارزش اضافه میکند، طرحهای بعدی قرار است این زنجیره را عمیقتر کنند و پروژههای محیطزیستی بخشی از هزینههای ناگزیر صنعت بزرگ را هدف گرفتهاند. صنعتیشدن پایدار نیز در نهایت با همین کیفیت سنجیده میشود؛ نه فقط با اینکه یک شرکت در پایان سال چند میلیون تن بیشتر تولید کرده، بلکه با اینکه در مسیر افزایش تولید، چه میزان ارزش افزوده بیشتری ساخته، چه ظرفیتهایی را درون خود کامل کرده و برای پیامدهای توسعه صنعتی چه پاسخی داشته است.