۱۰:۲۳

۱۴۰۵/۰۶/۲۸

سایت آماده خبری

۱۰:۲۳

۱۴۰۵/۰۶/۲۸

پایگاه خبری آوای پورسینا

صبحی که برای دو خواهر شب تار شد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

یکی از روزهای سرد بهمن سال ۷۵ خبر ماجرای هولناک اسیدپاشی روی 2خواهر بی‌گناه مثل بمب در شهر پیچید. حادثه تلخی که هنوز هم داغش برای این خانواده تازه است چرا که با گذشت ۳۰ سال از آن روز شوم همچنان با تبعات جبران‌ناپذیر آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

دو خواهر ۱۷ و ۹ ساله که قربانی انتقام کور پسری کینه‌توز شدند و نه تنها زندگی این دو خواهر در آتش انتقام سوخت بلکه پسر اسیدپاش نیز فرجامی جز مرگ در انتظارش نبود و چند سال بعد با حکم دادگاه به چوبه دار آویخته شد.

هنوز هم ساکنان قدیمی محله آهنگ کوچه شال‌فروش‌ها خاطره سیاه آن روز را به یاد دارند و صدای فریادهای سوختم سوختم فائزه و فتانه در آن ساعت صبح در گوششان زنگ می‌‌زند.

دو خواهر آن روز مثل روزهای دیگر لباس پوشیدند و راهی مدرسه شدند اما هنوز دقایقی نگذشته بود که یک موتورسیکلت با دو راکب به آنها نزدیک شد و ظرف حاوی اسید را روی سر و صورت و بدن دخترها خالی کرد. وقتی همسایه‌ها از خانه بیرون دویدند، با سر و صورت زخمی و لباس‌های سوخته از اسید دو دختر بچه روبه‌رو شدند.

دو پسر هم سوار بر موتور بلافاصله از پیچ کوچه فرار کردند. همسایه‌ها با دیدن این دو دختر موضوع را به خانواده آنها اطلاع دادند و بچه‌ها را به بیمارستان رساندند.

پدر این دو دختر همان موقع با دیدن وضعیت بچه‌هایش ناخودآگاه گفت: «کار حمیدرضاست. بالاخره کار خودش را کرد.  اسمش حمیدرضا بود. با پدر و مادرش هم مشکل داشت. پدرش او را از خانه بیرون کرد. از سر دلسوزی در مغازه چند شبی به او جای خواب دادم تا اینکه فهمیدم خاطر فائزه را می‌خواهد. جلوی در خانه او را جواب کردم. شروع به تهدید کرد.»

این جواب منفی پدر فائزه شاید خیلی طبیعی بود. پدری دلش نمی‌خواست دختر ۱۷ ساله‌اش را به کسی بدهد که می‌‌دانست نمی‌تواند دخترش را خوشبخت کند و لیاقت او را ندارد اما آنها نمی‌دانستند همین پسر کابوس زندگی‌شان خواهد شد.

خیلی زود پسر جوان دستگیر شد و در همان بازجویی‌های اولیه اعتراف کرد که برای اجرای نقشه‌اش ۲ نفر از دوستانش به نام‌های حمید و محمود را اجیر کرده بود تا به‌صورت ۲ خواهر بی‌گناه اسید بپاشند. به این ترتیب ۲ جوان اسیدپاش هم دستگیر شدند و در بازجویی‌های پلیسی به جنایت سیاه‌شان اعتراف کردند.

حکم دادگاه

در جلسه محاکمه حمیدرضا و همدستانش که یکی از جنجالی‌ترین محاکمه‌های آن سال‌ها بود، حمیدرضا مدعی شد به خاطر عشق و علاقه به فائزه خواهان ازدواج با او بوده اما وقتی مخالفت خانواده فائزه را دیده تصمیم به تهدید و انتقام گرفته است.

پس از محاکمه، متهمان به زندان محکوم شدند اما حکم صادره توسط دیوان‌عالی کشور نقض شد و  به‌دلیل اینکه عمل محکومین از مصادیق بارز ناامنی و اخلال در امنیت داخلی محسوب می‌شد، پرونده به دادگاه انقلاب اسلامی تهران فرستاده شد و دادگاه انقلاب اسلامی نیز عاملان جنایت را به جرم ایجاد رعب و وحشت و هراس عمومی و جریحه‌دار کردن احساسات جامعه از طریق پاشیدن اسید به سر و صورت و دستان مصدومین، محکوم تشخیص داد و حمیدرضا را از مصادیق بارز افسادفی‌الارض تشخیص داد و وی را به اعدام محکوم کرد. دادگاه انقلاب اسلامی همچنین محمود (یکی از اسیدپاش‌ها) و حمید (متهم ردیف سوم) ‌را به حبس طولانی‌مدت محکوم کرد.

این حکم از سوی دادگاه انقلاب، توسط دیوان‌عالی کشور نیز تأیید شد و به این ترتیب حمیدرضا، جوانی که دستور اسیدپاشی به فائزه و فتانه را صادر کرده بود سال ۷۸ به دار مجازات آویخته شد. این نخستین‌باری بود که یک اسیدپاش مفسدفی‌الارض شناخته و به اعدام محکوم شد. ۲ متهم دیگر پرونده نیز برای گذراندن دوران حبس، راهی زندان شدند.

سرنوشت ۲ خواهر

یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های قربانیان اسیدپاشی همیشه روند درمانی و هزینه‌های کلان این درمان و عمل‌های جراحی متعدد است. فائزه و فتانه نیز سال‌ها تحت درمان قرار گرفتند به دلیل وقوع این حادثه هولناک و بازتاب آن در رسانه‌ها، واکنش‌های زیادی از سوی جامعه را شاهد بودیم.

بسیاری از ورزشکاران، هنرمندان و مردان سیاست برای کمک به این دو خواهر پیشقدم شدند. حتی قرار بود دو تیم محبوب کشور یعنی پرسپولیس و استقلال یک بازی دوستانه برگزار کنند و درآمد آن خرج درمان این دو خواهر شود که البته این اتفاق رخ نداد.

مدیران مدرسه آنها نیز از طریق آموزش‌وپرورش به ریاست‌جمهوری وقت نامه زدند و خواهان کمک و حمایت مالی و معنوی شدند و همان زمان با حمایت دولت وقت، بچه‌ها برای عمل جراحی راهی آلمان شدند و چند بار تحت عمل جراحی قرار گرفتند اما با تغییر دولت کمک‌ها متوقف شد و روند درمان نیز ناتمام ماند.

فائزه و فتانه تا مدت‌های طولانی از درس‌خواندن باز ماندند. تا اینکه چند سال بعد فائزه ازدواج کرد و فتانه نیز ادامه تحصیل داد و به دانشگاه رفت. اما هنوز رد اسید لعنتی روی صورت زیبا و معصوم این دو خواهر پیداست.»

مجازات‌های قاطع یا رفتارهای پیشگیرانه

هر بار حادثه اسیدپاشی رخ می‌‌دهد، مردم و مسئولان و حقوقدان‌ها و سازمان‌های مردم نهاد معتقدند اگر مجازات اسیدپاش‌ها قاطع و شدید باشد دیگر کسی به خودش اجازه نمی‌دهد چنین جنایت فجیعی مرتکب شود اما انگار ماجرا فراتر از این حرف‌هاست چرا که وقتی حمیدرضا عامل اسیدپاشی به این دو خواهر اعدام شد، می‌‌توان گفت در نوع خود قاطع‌ترین حکم صادره برای یک اسیدپاش بود اما چند سال بعد در کمال ناباوری شاهد یک اسیدپاشی هولناک دیگر در تهران بودیم. اسیدپاشی به دختری دانشجو به نام آمنه بهرامی که باعث شد صورت زیبایش با ریختن اسید از سوی پسری به نام مجید که هم‌دانشگاهی و خواستگارش بود به طور کامل نابود شود و برای همیشه بینایی و زیبایی‌اش را از دست بدهد. هرچند آمنه ابتدا خواهان قصاص مجرم بود اما سال‌ها بعد در اقدامی انسانی او را بخشید و خواهان دریافت دیه‌اش شد.

در قانون اگر اسیدپاش باعث مرگ قربانی شود، اعدام خواهد شد وگرنه مجازاتش حبس و پرداخت دیه است. البته باز هم به نظر قاضی برمی‌‌گردد و شاید قاضی رأی بر قصاص صادر کند. با این حال شاید بهتر باشد قوانینی تصویب شود که دسترسی افراد به اسید سخت‌تر شود و  برای خرید و فروش اسید با غلظت بالا، مقررات و ضوابطی در نظر گرفته شود.

شاید هم بهتر باشد روی آستانه تحمل افراد و وضعیت روانی جامعه بیشتر کار کرد تا افراد به محض شنیدن جواب منفی یا بروز اختلاف و مشکل با دیگری به فکر اسیدپاشی و انتقام نیفتد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو