شاهزاده ۳۲ ساله همراه دو سرنشین دیگر جان باخت. این حادثه نه فقط خاندان پهلوی را داغدار کرد، بلکه ابهام تازهای درباره ولیعهدی و آینده سلطنت به وجود آورد؛ زیرا در آن زمان محمدرضا شاه هنوز فرزند پسری نداشت و علیرضا عملاً وارث محتمل تاجوتخت به شمار میرفت.
در آبان ۱۳۳۳، چند روز پس از ناپدیدشدن هواپیمای علیرضا پهلوی، برادر تنی محمدرضا شاه و پسر رضاشاه، خبر دیگری از این حادثه در روزنامهها منتشر شد؛ خبر سرقت از محل سقوط هواپیما. درحالیکه نیروهای نظامی و انتظامی در جستوجوی لاشه هواپیما و پیکر سرنشینان بودند، بنا بر گزارش مأموران، افرادی زودتر از گروههای امدادی خود را به محل رسانده و اشیای شخصی شاهزاده را با خود برده بودند. ماجرا آنقدر عجیب بود که روزنامه اطلاعات در ۲۷ آبان ۱۳۳۳ آن را به اطلاع خوانندگان رساند؛ خبری که هفتاد سال بعد، بار دیگر در قالب گزارشی آرشیوی با عنوان «دزدها به جنازه برادر شاه هم رحم نکردند!» بازخوانی شد. با این تفاوت که آنچه در متن گزارش آمده، سرقت از وسایل شخصی علیرضا پهلوی در محل سقوط است، نه لزوماً دستبرد به پیکر او.
پروازی که به مقصد نرسید
علیرضا پهلوی، دومین پسر رضاشاه و برادر تنی محمدرضا پهلوی، از چهرههایی بود که نامش در محافل سلطنتی و سیاسی ایران مطرح میشد. او در سال ۱۳۰۱ به دنیا آمد و در سالهای جوانی به اروپا رفت. مدتی در فرانسه زندگی کرد و در ارتش این کشور نیز خدمت داشت. زندگی شخصی او با دیگر شاهزادگان دربار تفاوتهایی داشت؛ از جمله ازدواجی که در فرانسه انجام داد و حاصل آن پسری به نام پاتریک بود. این ازدواج مورد تأیید دربار ایران قرار نگرفت و همسر و فرزندش در فرانسه ماندند. علیرضا در سال ۱۳۲۶ به ایران بازگشت. (نشریه مطالعات تاریخی، پیاپی ۸۰، بهار ۱۴۰۲، صص ۱۰۶ تا ۱۲۵).
اما آنچه نام او را در تاریخ خاندان پهلوی ماندگار کرد، نه زندگی در فرانسه و نه اختلافات خانوادگی، بلکه مرگ ناگهانیاش در یک سانحه هوایی بود؛ حادثهای که در زمانی رخ داد که موضوع جانشینی محمدرضا شاه نیز اهمیت داشت.
بر اساس گزارشهای تاریخی، هواپیمای حامل علیرضا پهلوی در مسیر بازگشت از گرگان به تهران ناپدید شد. خبر ناپدیدشدن هواپیما در روزهای نخست آبان ۱۳۳۳ منتشر شد و عملیات جستوجو در مناطق کوهستانی شمال کشور ادامه یافت. سرانجام خبر سقوط هواپیما و کشتهشدن سرنشینان اعلام شد. گاهشمار وقایع آن روزها، اعلام خبر سقوط را در ۱۱ آبان و تشییع پیکر علیرضا پهلوی را در ۱۳ آبان ثبت کرده است.
منطقه کوهستانی و دشوارگذر محل سقوط، دسترسی به لاشه هواپیما را دشوار کرده بود. در چنین شرایطی، خبر سرقت از محل حادثه نیز به ماجرا اضافه شد؛ خبری که نشان میداد در فاصله میان سقوط هواپیما و رسیدن مأموران، کسانی خود را به محل رسانده بودند.
وقتی دزدان زودتر از مأموران رسیدند
در آبان ۱۳۳۳، پاسگاه ژاندارمری آمل افرادی را به اتهام سرقت اشیای شخصی علیرضا پهلوی دستگیر کرده یا تحت تعقیب قرار داده بود. مطابق گزارش مأموران، پس از سقوط هواپیما در ارتفاعات مازندران، حوالی قریه یاسل از توابع بلده، چند نفر پیش از رسیدن نیروهای مسئول به محل حادثه رفته و دست به سرقت زده بودند. روزنامه اطلاعات این خبر را در ۲۷ آبان ۱۳۳۳ منتشر کرد.
در این ماجرا، عنوان جنجالی «دزدها به جنازه برادر شاه هم رحم نکردند» بیش از آنکه شرح دقیق جزئیات پرونده باشد، خلاصهای مطبوعاتی از تلخی و شگفتی حادثه است. آنچه در متن در دسترس آمده، از دستبرد به وسایل شخصی شاهزاده در محل سقوط حکایت دارد. هنوز از همین گزارش بهتنهایی نمیتوان فهمید چه اشیایی به سرقت رفتند، ارزش آنها چه میزان بود، متهمان چند نفر بودند، چه مجازاتی دریافت کردند یا آیا همه اموال مسروقه پیدا شد.
شاهزادهای که مرگش پرسشهای سیاسی برانگیخت
اهمیت مرگ علیرضا پهلوی تنها به جایگاه خانوادگی او محدود نبود. محمدرضا شاه در آن زمان هنوز فرزند پسری نداشت و به همین دلیل، موضوع جانشینی در خاندان سلطنتی حساسیت ویژهای پیدا کرده بود. علیرضا، بهعنوان برادر تنی شاه، در بحثهای مربوط به تداوم سلطنت مورد توجه قرار میگرفت. مرگ ناگهانی او در سقوط هواپیما، زمینهساز گمانهزنیهایی درباره احتمال توطئه شد؛ اما وجود چنین شایعاتی بهخودیخود اثباتکننده عمدیبودن حادثه نیست.
در روایتهای متأخر، گاه ادعا شده است که سقوط هواپیما میتوانسته نتیجه اقدامی عمدی باشد یا مرگ علیرضا به اختلافات درون خاندان سلطنتی ارتباط داشته باشد. برای ارزیابی چنین ادعاهایی باید میان سه موضوع فرق گذاشت: واقعیت سقوط هواپیما، پرسشهای مربوط به علت فنی حادثه و نظریههای سیاسیای که بعداً پیرامون آن شکل گرفتند. در منابعی که این گزارش بر آنها تکیه دارد، مدرک مستقلی که عمدیبودن سقوط را اثبات کند ارائه نشده است؛ بنابراین نمیتوان فرضیه ترور را بهعنوان نتیجه قطعی مطرح کرد.
گزارش سرقت از محل سقوط نیز بهخودیخود ارتباطی با علت سقوط یا فرضیههای مربوط به مرگ علیرضا ندارد. این دو ماجرا از نظر زمانی به یکدیگر مربوطاند، اما برای پیوند دادن آنها به یکدیگر باید شواهد جداگانهای در اختیار داشت.