به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبرفوری، نویسندگان استدلال میکنند که جنگ اوکراین به این چهار کشور فرصت داده است تواناییهای خود را به اشتراک بگذارند و شیوههای تازهای برای مقابله با فشارهای غرب بیاموزند. اکنون، به ادعای مقاله، این تجربه به خاورمیانه نیز منتقل شده است؛ جایی که حمایت اطلاعاتی و فناوری روسیه و چین از ایران میتواند هزینه عملیات نظامی آمریکا را افزایش دهد.
از جنگ اوکراین تا میدان نبرد خاورمیانه
یکی از محورهای اصلی مقاله، ادعای همکاری اطلاعاتی روسیه و چین با ایران در جنگ با آمریکاست. نویسندگان مدعیاند چین تصاویر ماهوارهای از تأسیسات نظامی آمریکا در اختیار تهران قرار داده و روسیه نیز اطلاعاتی برای شناسایی و هدفگیری مواضع نیروهای آمریکایی و متحدانشان فراهم کرده است.
بیشتر بخوانید:
«مادر همه بمبها» قاعده بازی تهران و ترامپ را عوض میکند؟ | جنگ سه روزه در راه است
از باز شدن پناهگاههای اسرائیل تا مانور جنگندهها | چرا میگویند جنگ تا دو روز دیگر آغاز میشود؟
پروازهای مشکوک اسرائیل بر فراز سوریه و عراق | آیا اسرائیل در حال آمادهسازی مسیر حمله به ایران است؟
موش کاخ سفید | افشاگر رازهای جنگ در مسیر خروج | سوزی وایلز کیست؟
در نمونهای که مقاله مطرح میکند، حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن در ۱۷ ژوئیه، به کشتهشدن سه نظامی آمریکایی و زخمیشدن چهار نفر دیگر منجر شد. نویسندگان میگویند مقامهای آمریکایی پس از این حمله دریافتند ایران تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا از پایگاه در اختیار داشته است.
همچنین، مقاله مدعی است روسیه پیش از حمله به پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان، اطلاعات ماهوارهای مؤثری در اختیار ایران قرار داده بود. این ادعاها در متن مقاله به مقامهای آمریکایی و ارزیابیهای اطلاعاتی نسبت داده شدهاند و نباید آنها را بدون تأیید مستقل، واقعیت قطعی تلقی کرد.
از نگاه نویسندگان، اهمیت این همکاریها در آن است که مسکو و پکن میتوانند بدون ورود مستقیم به جنگ، توان عملیاتی ایران را افزایش دهند و همزمان خطر رویارویی مستقیم با آمریکا را محدود نگه دارند.
همکاری نظامی؛ چرخهای از انتقال فناوری و تجربه
مقاله فارین افرز برای توضیح این تحول به تجربه پهپادهای شاهد اشاره میکند. ایران ابتدا این پهپادها را در اختیار روسیه قرار داد، اما همکاری دو کشور به خرید و فروش تسلیحات محدود نماند. روسیه با اصلاح طراحی، استفاده از قطعات چینی و تغییر سامانههای ناوبری و ارتباطی، توانایی پهپادهای خود را افزایش داد.
به نوشته نویسندگان، این روند چرخهای از انتقال فناوری و تجربه رزمی ایجاد کرده است؛ به این معنا که فناوری اولیه ایرانی در روسیه توسعه یافته و تجربه حاصل از جنگ اوکراین میتواند دوباره به ایران منتقل شود. مقاله همچنین به همکاری احتمالی روسیه با کره شمالی در تولید پهپاد و آموزش نیروهای چینی در زمینه جنگ پهپادی اشاره میکند.
در این الگو، هر عضو شبکه میتواند از تجربه و امکانات دیگران بهره ببرد؛ بدون آنکه الزاما در جنگهای آنها مستقیما مشارکت کند.
چرا مسکو و پکن مستقیما وارد جنگ نمیشوند؟
از دید نویسندگان، پرهیز از مداخله مستقیم یکی از ویژگیهای اصلی همکاری این چهار کشور است. روسیه و چین میتوانند با ارائه اطلاعات، تجهیزات دوکاربردی، فناوری و پشتیبانی اقتصادی، توان مقاومت ایران را افزایش دهند، بیآنکه هزینههای ورود مستقیم به جنگ با آمریکا را بپذیرند.
چین با تأمین قطعات الکترونیکی و خرید نفت ایران، به کاهش فشار اقتصادی کمک میکند؛ روسیه نیز میتواند دانش نظامی و تجربیات عملیاتی خود را در اختیار تهران بگذارد. در مقابل، این همکاریها به مسکو و پکن امکان میدهد تواناییهای نظامی و نقاط ضعف تجهیزات خود را در شرایط واقعی جنگ بهتر ارزیابی کنند.
نویسندگان همچنین استدلال میکنند که جنگ ایران برای روسیه منافع غیرمستقیمی داشته است. افزایش قیمت نفت و انتقال تجهیزات نظامی آمریکا از منطقه هند و اقیانوس آرام به خاورمیانه، میتواند منابع مالی و فرصت راهبردی بیشتری در اختیار مسکو و پکن قرار دهد.
آمریکا چگونه شبکه متحدان خود را تضعیف میکند؟
بخش مهم دیگری از مقاله به سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ مربوط است. نویسندگان معتقدند آمریکا با فشار بر متحدان سنتی، اعمال تعرفههای تجاری و ایجاد تردید درباره تعهدات امنیتی خود، بخشی از مزیت شبکهایاش را تضعیف کرده است.
در مقابل، همکاری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی بهتدریج گستردهتر شده و این کشورها در حوزههایی مانند فناوری نظامی، تأمین قطعات، تجارت و دورزدن تحریمها به یکدیگر کمک میکنند.
از نظر نویسندگان، برتری آمریکا صرفا به قدرت اقتصادی یا تعداد تجهیزات نظامی آن وابسته نیست؛ بلکه توانایی هماهنگکردن متحدان و تبدیل ظرفیتهای پراکنده به قدرت جمعی نیز اهمیت دارد. اگر روابط واشنگتن با شرکایش آسیب ببیند، حتی برتری نظامی آمریکا هم ممکن است نتواند تمام مزایای راهبردی گذشته را حفظ کند.
جمعبندی مقاله این است که رقابت آینده آمریکا با رقبایش، بیش از گذشته رقابتی میان شبکهها خواهد بود. ایران، روسیه، چین و کره شمالی میکوشند با تقسیم هزینهها و انتقال تجربه، توان مقابله با فشار غرب را افزایش دهند. در مقابل، آمریکا برای حفظ برتری خود باید علاوه بر قدرت نظامی، انسجام سیاسی و همکاری عملی با متحدانش را نیز تقویت کند.