وی با تأکید بر اینکه مصرف دخانیات در زنان تلاشی برای «ابراز وجود» یا «استقلالطلبی» است، اظهار کرد: پژوهشها مستنداتی برای تأیید این ادعا ندارند. ژست سیگارکشیدن اگرچه میتواند نشانهای از اعلام استقلال باشد، اما این ویژگی مختص به جنسیت خاصی نیست و به زنان یا مردان محدود نمیشود. روی آوردن به سیگار بیش از هر چیز ناشی از تنظیم هیجان، کاهش استرس و عوامل فردی و اجتماعی است و این ژست تنها دلیلی احتمالی محسوب میشود، نه دلیل اصلی.
این روانشناس مسیر وابستگی روانی به سیگار در زنان را متفاوت از مردان دانست و بیان کرد: وقتی آقایان سیگارکشیدن را شروع میکنند، مغزشان از نظر فیزیولوژیکی وابستگی بسیار بیشتری به نیکوتین پیدا میکند که ترک آن را برایشان سختتر میسازد. زنان اما بیشتر هنگام نوسانات هیجانی، اضطراب و استرس یا در حضور محرکهایی مانند قهوه و بازیها به سیگار روی میآورند. به طور کلی مسیر ترک سیگار برای زنان سادهتر است، چراکه در مردان جنبههای فیزیولوژیک و وابستگی شدید به نیکوتین غلبه دارد.
نظامآبادی با بیان اینکه دخانیات در دنیای مدرن یک «مُسکن کاذب» است، تصریح کرد: دخانیات و سیگار به طور موقت اضطراب و استرس را کاهش میدهد. این حال خوب، موقتی است؛ همان که میگویند «زیر باران یا بعد از قهوه سیگار میچسبه». وقتی اثر آن میرود، مغز دوباره نیکوتین طلب میکند و فرد در سیکل اعتیاد میافتد. روند اعتیاد پیشرونده است؛ امروز یک نخ میکشید و به مرور مصرف افراد در طول روز بیشتر میشود.
وی با بیان اینکه مصرف دخانیات از سوی مادران تاثیر مستقیمی بر سلامت روانی فرزندان دارد، اظهار کرد: اگر مادر در دوران بارداری یا پس از تولد فرزندش به عنوان نزدیکترین فرد و اولین مراقب کودک سیگار مصرف کند، این احتمال وجود دارد که فرد در نوجوانی گرایش بیشتری نسبت به دیگر کودکانی که مادر سیگاری ندارند، داشته باشند.
موانع روانی ترک سیگار و نقش تسهیلگر فضاهای تفریحی
نظامآبادی با اشاره به تأثیر محیط کافیشاپها و فضاهای تفریحی برای شروع مصرف دخانیات در بین زنان، گفت: کافیشاپها و فضاهای تفریحی تسهیلگر یا تداومدهنده هستند؛ اما نقش اصلی را ندارند. فرد وقتی در محیطهایی قرار میگیرد که افراد دیگر در حال مصرف سیگار هستند بدون توجه به سن آن افراد، قبح سیگار کشیدن برایش میریزد و این فضاها نقش تسهیلگری برای گرایش به این امر ایفا میکنند؛ البته این نکته هم تأکید میشود که علت اصلی شروع مصرف سیگار اضطراب، ترس، نگرانی و اختلافات فردی، بینفردی و درونفردی است.
راهبردهای مقابلهای ناسازگار و باورهای نادرست درباره کنترل وزن
وی در خصوص این موضوع که «افسردگی پنهان» در زنان، مصرف دخانیات را به یک مکانیزم دفاعی تبدیل کرده است، بیان کرد: افسردگی پنهانی و افسردگیهای درمان نشده باعث میشوند که زنان در معرض افزایش مصرف سیگار قرار بگیرند، آنها تلاش میکنند تا نگرانی یا اضطرابشان را با مصرف سیگار کاهش دهند، اما به جای استفاده از واژه مکانیزم دفاعی به دلیل بار روانکاوی آن از واژه راهپورتهای مقابله ناسازگار استفاده میکنیم؛ چراکه این یک مکانیسم دفاعی در روانکاوی نیست بلکه یک راهبرد مقابلهای است که در ابتدا باعث کاهش نگرانی و اضطراب میشود؛ اما در طولانیمدت خود باعث افزایش شدیدتر اضطراب و استرس اولیه میشود.
به گفته این روانشناس، سیگار به دلیل کاهش اشتها، محرک روانی فعالی برای کنترل وزن در میان زنان است؛ اما این باوری گمراهکننده است، چرا که فرد پس از مدتی تغییری در وزن نمیبیند یا حتی دچار چاقی میشود که در این شرایط نگرانی و احساس خلاء در آنها بیشتر شده و امکان مدیریت هیجان را ندارند. بنابراین بهتر است تا در کنار ترک سیگار به طور همزمان مدیریت و تنظیم هیجان را آموزش ببینند. سیگار عوارض سنگین جسمی و روانی مانند خطر سرطان و آسیب به اندامهای داخلی دارد. همچنین به دلیل عدم پذیرش اجتماعی، فرد متحمل بار روانی مضاعفی میشود و باید برای لاغری، روشهای جایگزین در پیش گرفته شود.
تاثیر مصرف سیگار بر روابط عاطفی بین زوجین و ضرورت آموزشهای خانوادگی و اجتماعی
نظامآبادی با بیان اینکه مصرف دخانیات در زنان، تاثیر بسزایی بر کیفیت و نحوه برقراری روابط عاطفی زوجین دارد، گفت: رابطه غیرمستقیم تاثیرگذار است و مصرف سیگار باعث افزایش تعارضات بینفردی و کاهش رضایت افراد از رابطه و صمیمیت عاطفی میشود، اما باز مقداری از این کاهش رضایت به دیدگاه زوجین در مورد مصرف سیگار یا ترک سیگار بازمیگردد و اینکه گاهی اوقات آنها پذیرای این مساله هستند باید گفت که مصرف سیگار بهطور غیرمستقیم تاثیرات خود را بر روابط عاطفی، زناشویی و صمیمیت عاطفی بین زوجین میگذارد.
وی با اشاره به نقش خانواده و آموزشهای عمومی در پیشگیری مصرف دخانیات، اظهار کرد: بهترین راهبرد ترکیب هر دو موضوع خانواده حمایت گر و آموزشهای اجتماعی و مدرسهای است؛ به طوریکه حمایت خانواده در کنار آموزشهای اجتماعی و مدرسهای، تاثیرگذار است.
این روانشناس درباره بهترین «جایگزینهای رفتاری» برای مدیریت هیجان زنانی که میخواهند دخانیات را کنار بگذارند، بیان کرد: بهترین کار یادگیری تنظیم مدیریت هیجانهاست که در کنار آن فعالیتهای بدنی مثل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه روزانه، پیادهرویهای تند و ارتباطات اجتماعی خوب و حضور در اجتماعات مفید مثل اجتماعات ورزشی، فرهنگی و فعالیتهایی که فرد به آن علاقهمند است، تأثیرگذار بوده و استفاده از یکسری راهبردهای درمانی مثل CBT و اکت نیز به زنان در ترک راحتتر سیگار کمک کند.
نظامآبادی درباره احتمال بروز بحران روانی در نسلهای بعدی در صورت عدم کنترل مصرف دخانیات، افزود: اگر این روند ادامه یابد، در آیندهای نزدیک شاهد افزایش افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و کاهش کیفیت زندگی خواهیم بود. این تنها مسائل جسمی نیست؛ بلکه بار روانی آن ابتدا گریبانگیر خود فرد و سپس خانوادهاش میشود، بنابراین باید با روشی مناسب جلوی شیوع دخانیات گرفته شود تا زنان در امنیت روانی و جسمانی باشند و فرزندانشان نیز کمتر در معرض خطر بیماری یا گرایش به سیگار قرار بگیرند.