۱۳:۵۸

۱۴۰۵/۰۷/۰۵

سایت آماده خبری

۱۳:۵۸

۱۴۰۵/۰۷/۰۵

پایگاه خبری آوای پورسینا

اینترنت کودک؛ مسئله فقط حفاظت نیست

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

بحث «اینترنت و کودکان» معمولاً از یک نقطه آشنا آغاز می‌شود: چگونه کودکان را از آسیب‌های فضای آنلاین محافظت کنیم؟

این پرسش مهم است. مواجهه با محتوای نامناسب، نقض حریم خصوصی، سوءاستفاده از داده‌های کودکان، تبلیغات هدفمند، آزار و سوءاستفاده آنلاین و همچنین طراحی سازوکارهای مناسب برای احراز سن، همگی بخشی جدی از سیاست‌گذاری در حوزه کودک و فضای دیجیتال هستند.

اما مسئله اینجاست که اگر سیاست‌گذاری اینترنت کودک را فقط به «کاهش آسیب» محدود کنیم، بخش مهمی از مسئله را نادیده گرفته‌ایم.

کودک امروز صرفاً یک کاربر آسیب‌پذیر اینترنت نیست که باید از او محافظت کرد. او در فضای دیجیتال یاد می‌گیرد، ارتباط برقرار می‌کند، سرگرم می‌شود، محتوا تولید می‌کند، مهارت به دست می‌آورد و به‌تدریج بخشی از هویت اجتماعی خود را نیز در همین محیط شکل می‌دهد.

بنابراین پرسش سیاست‌گذار فقط نباید این باشد که «چگونه اینترنت را برای کودک کم‌خطرتر کنیم؟» پرسش مکمل این است که چگونه می‌توان محیط دیجیتال را به فضایی برای یادگیری، خلاقیت، مشارکت و رشد کودکان تبدیل کرد؟

از اینترنت امن تا اینترنت توانمندساز

در سیاست‌گذاری جهانی نیز این تغییر زاویه دید قابل مشاهده است.

راهبرد «اینترنت بهتر برای کودکان» اتحادیه اروپا یا BIK+، مسئله را صرفاً در چارچوب حفاظت تعریف نمی‌کند. این راهبرد بر سه محور اصلی بنا شده است: تجربه دیجیتال امن، توانمندسازی دیجیتال کودکان و مشارکت فعال آنان در محیط دیجیتال. کمیسیون اروپا همچنین تأکید می‌کند که کودکان، از جمله کودکان در موقعیت‌های آسیب‌پذیر، باید مهارت‌ها و توانایی‌های لازم برای تصمیم‌گیری آگاهانه و حضور مسئولانه در فضای آنلاین را به دست آورند. ([Digital Strategy EU][۱])

این نگاه یک تفاوت مهم با رویکرد صرفاً حفاظتی دارد: کودک فقط موضوع سیاست‌گذاری نیست؛ باید به‌تدریج به کنشگر آگاه محیط دیجیتال تبدیل شود.

این موضوع برای ایران نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر از «زیست‌بوم دیجیتال کودک» صحبت می‌کنیم، باید مشخص باشد که این زیست‌بوم چه فرصت‌هایی برای یادگیری، تولید محتوا، خلاقیت، ارتباط اجتماعی و کسب مهارت در اختیار کودک قرار می‌دهد.

هم‌زمان، مسئله دسترسی برابر نیز نباید از بحث کنار گذاشته شود. کیفیت تجربه دیجیتال یک کودک در کلان‌شهر، یک کودک در منطقه کم‌برخوردار، کودکی از خانواده‌ای با توان اقتصادی محدود یا یک کودک دارای معلولیت لزوماً یکسان نیست. بنابراین «عدالت دیجیتال» باید بخشی از ارزیابی هر سیاست ملی در این حوزه باشد.

مسئله جدیدتر: کودکان و هوش مصنوعی

اما لایه مهم‌تری نیز به این بحث اضافه شده است: هوش مصنوعی.

کودک امروز فقط با وب‌سایت، شبکه اجتماعی یا بازی آنلاین مواجه نیست. چت‌بات‌ها، ابزارهای آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی، سیستم‌های توصیه‌گر، موتورهای تولید تصویر و متن و محتوای تولیدشده توسط AI به‌سرعت در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره کودکان هستند.

در چنین شرایطی، مفهوم «اینترنت امن برای کودک» به‌تنهایی کفایت نمی‌کند.

کودک باید بداند وقتی با یک سامانه هوش مصنوعی صحبت می‌کند الزاماً با یک منبع حقیقت مواجه نیست؛ باید بتواند پاسخ آن را ارزیابی کند، درباره منبع اطلاعات سؤال بپرسد، خطا و سوگیری را تشخیص دهد و بداند چه اطلاعاتی را نباید در اختیار یک سرویس دیجیتال قرار دهد.

به بیان دیگر، در کنار سواد رسانه‌ای و سواد دیجیتال، اکنون به سواد هوش مصنوعی نیز نیاز داریم.

راهنمای به‌روزشده یونیسف درباره «هوش مصنوعی و کودکان» نیز دقیقاً همین گستردگی مسئله را نشان می‌دهد. نسخه سوم این راهنما که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، موضوعاتی مانند ایمنی، حفاظت از داده و حریم خصوصی کودک، عدالت و عدم تبعیض، شفافیت و توضیح‌پذیری، فراگیری و آماده‌سازی و مهارت‌آموزی کودکان برای تحولات فعلی و آینده هوش مصنوعی را در زمره الزامات AI کودک‌محور قرار داده است. ([UNICEF][۲])

راهبرد هوش مصنوعی یونیسف برای سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ نیز در کنار موضوعاتی مانند ایمنی، حریم خصوصی، شفافیت و نظارت انسانی، بر «فراگیری و مشارکت» تأکید می‌کند. ([UNICEF][۳])

کودک نباید فقط موضوع تصمیم‌گیری باشد

یک نکته کمتر مورد توجه، جایگاه خود کودکان در طراحی سیاست‌های دیجیتال است.

ما معمولاً درباره کودکان تصمیم می‌گیریم، اما کمتر از خود آنها می‌پرسیم تجربه‌شان از فضای دیجیتال چیست؛ چه فرصت‌هایی را ارزشمند می‌دانند، از چه چیزهایی آسیب می‌بینند و چه نوع حمایتی را مؤثرتر می‌دانند.

در BIK+ نیز مشارکت فعال کودکان یکی از سه ستون اصلی راهبرد است و کودکان حتی در ارزیابی دوره‌ای اجرای این سیاست نقش دارند. ([Digital Strategy EU][۱])

این نگاه می‌تواند برای طراحی سیاست‌های داخلی نیز قابل تأمل باشد: اگر کودکان یکی از اصلی‌ترین گروه‌های ذی‌نفع سیاست‌های فضای دیجیتال هستند، سازوکاری برای شنیدن صدای آنان نیز باید بخشی از فرایند سیاست‌گذاری و ارزیابی باشد.

و در نهایت؛ موفقیت را با چه چیزی می‌سنجیم؟

شاید مهم‌ترین پرسش درباره هر برنامه ملی اینترنت کودک، پرسشی باشد که معمولاً در انتهای بحث قرار می‌گیرد:

چند سال بعد از کجا بفهمیم این سیاست موفق بوده است؟

تعداد پلتفرم‌های کودک، حجم محتوای تولیدشده یا تعداد اقدامات نظارتی به‌تنهایی نمی‌تواند پاسخ این سؤال باشد.

یک نظام ارزیابی جدی باید مجموعه‌ای از شاخص‌ها را هم‌زمان بسنجد: میزان مواجهه کودکان با آسیب‌های آنلاین، سطح سواد دیجیتال و سواد هوش مصنوعی، توانایی تشخیص اطلاعات نادرست و محتوای تولیدشده توسط AI، میزان آگاهی درباره حریم خصوصی، دسترسی برابر گروه‌های مختلف کودکان به فرصت‌های دیجیتال، کیفیت محتوای آموزشی، امکان استفاده کودکان دارای معلولیت از خدمات دیجیتال و میزان مشارکت کودکان در طراحی و ارزیابی خدماتی که برای آنها ساخته می‌شود.

در واقع، پرسش اصلی درباره آینده اینترنت کودک شاید نیازمند بازتعریف باشد.

مسئله فقط این نیست که:

«چگونه کودک را از اینترنت محافظت کنیم؟»

پرسش جامع‌تر این است:

«چگونه کودکی پرورش دهیم که در جهان اینترنت و هوش مصنوعی، هم ایمن باشد، هم توانمند، هم برخوردار از فرصت رشد و هم قادر به تصمیم‌گیری آگاهانه؟»

اگر قرار باشد برنامه‌ای ملی برای زیست‌بوم دیجیتال کودکان تدوین یا ارزیابی شود، پاسخ به همین پرسش ــ و مهم‌تر از آن، تعریف شاخص‌های قابل‌اندازه‌گیری برای آن ــ می‌تواند یکی از نقاط آغاز بحث باشد.

شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که در کنار سؤال از «محدودیت‌ها و مخاطرات اینترنت برای کودک»، سؤال دیگری نیز جدی گرفته شود:

اینترنت و هوش مصنوعی قرار است چه توانایی‌هایی به کودک آینده اضافه کنند؟

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو