


ماجرا از جایی جالبتر میشود که بخشی از کاربران ایرانی، نهتنها با معترضان فرانسوی همدلی چندانی نشان نمیدهند، بلکه از اعتراضات در این کشور با لحنی کنایهآمیز استقبال میکنند؛ واکنشی که برای برخی تحلیلگران ، پرسشبرانگیز شده است.
در این رابطه مازیار معاونی، منتقد سینما، با انتشار استوریای به همین موضوع پرداخت و به این نکته اشاره کرد که چرا گروهی از ایرانیها از اعتراضات در کشوری دیگر ابراز خوشحالی میکنند. اما برای فهم این واکنشها، شاید بد نباشد کمی از سطح شوخیهای مجازی فاصله بگیریم. بخشی از این فضا را میتوان در تجربه سیاسی و اجتماعی ایرانیها و نوع نگاهشان به مواضع دولتهای اروپایی جستوجو کرد؛ دولتهایی که همواره از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی سخن گفتهاند، اما از نگاه منتقدان ایرانی، در بزنگاههای حساس و هنگام مواجهه با مسائل مربوط به مردم ایران، آنطور که انتظار میرفت، عمل نکردهاند.
البته این تنها دلیل ماجرا نیست. فرانسه نیز برای ایرانیها کشوری با پیشینهای پرحاشیه در حافظه سیاسی و تاریخی است؛ از نقشآفرینیهایش در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران گرفته تا مواضعش در قبال تحولات سیاسی سالهای اخیر. مجموعه این خاطرات، حالا در فضای مجازی فرصتی پیدا کرده تا به شکل شوخیهای زبانی، تقلید لهجه فرانسوی و کنایههای طنزآمیز بروز پیدا کند. احتمالا موج شوخی با زبان فرانسه را نمیتوان صرفاً سرگرمی چندروزه کاربران دانست. این شوخیها، دستکم برای بخشی از جامعه، ریشهای به نظر میرسد؛ واکنشی که در آن، اعتراضات فرانسه بهانهای شده تا حسابهای قدیمی با سیاستهای اروپا دوباره به میان کشیده شوند.
واکنش کاربران چیست؟
آلبرت نوشت: هماکنون در فغانس بیست و چهاغ: رفتاغ پلیس با یک شهغوند معتغض موغد اعتغاض دیگغ معتغضغان قغاغ گغفت.
سوری هم با انتشار این تصویر نوشت: چغا من؟! من که به نفع مهاجغین به فغانسه رغی داده بودم!
مجتبی: دغباغه فغانسه شاهد تحولات غوزهای پیش غو خواهیم بود!
میرزا: اوضاع فغانسه تعغیفی نداغه. امکانوئل مکغون هم خواب نداغه.
پویا: انقلاب دانشآموزی فغانسه مباغک.
و نیکی: به قول امیغ پاغسا نشاط؛ و ناگهان نوبت فغانسه میشود و معتغضان با دستانی پر از نور همهی نبودنها را جبغان میکنند.
درخت گردو در ایران بیشتر از اعتراضات فرانسه کشته داده!!!